کتاب آخرین شاهدان

اثر سوتلانا الکسیویچ از انتشارات هیرمند - مترجم: مصطفی مظفری-ادبیات اقتباسی

روزبه‌روز از شمار کسانی که می‌توانند جنگ جهانی دوم را تعریف کنند کم می‌شود. این کتاب خاطرات آخرین‌های آنان است. … آن‌ها همه کودک بودند.


خرید کتاب آخرین شاهدان
جستجوی کتاب آخرین شاهدان در گودریدز

معرفی کتاب آخرین شاهدان از نگاه کاربران
جنگ از طریق چشم copiilor.Copii mama.Sau بدون پدر و مادر و یا بدون فرزند سمت چپ دیده هر دو والدین از دست داده، در سمت چپ در مراقبت از پدربزرگ و مادربزرگ یا خاله، یک vecine.Depinde که سال adulti.Peste یک نگاه اجمالی از خاطره جان سالم به در والدین خیلی زود ازدواج کردند. پدرم قوی بود. چه اتفاقی می افتد؟ \"وقتی پدرم خواندن داستان ها را دوست داشت، دوست داشتم. پس از جنگ من خواندن داستان ها را خواندم ... من فقط لباس های سفید مادر را به یاد می آورم ... و من دیگر آن را به یاد نمی آورم. من به یاد ندارم چطور به چهره نگاه می کنم. دستم را به یاد می آورم. آنها به برخی از کابل ها مربوط بود. â € شوخی، گرسنگی، خوردن ... آب گرم در صبح، آب گرم و عصر. یا جوشانده گیاهان، پوست، بذرها، پوست سیب زمینی و پخت و پز گوفر چرا که نه؟ برخی از کودکانی که پدران آنها در نبرد بودند، سربازان پدر را همه می گوید. دیدن یک قطار سربازان زخمی، آنها می خواستند همه چیز را که دریافت کرده بودند به آنها بدهند. آنها tatilor.Copiii غذایی اردوگاه، پدر و مادر پس از آن گرفتار بود تا آمده را نمی دهد، روی یک پلت فرم قطار پرتاب شد، از جمله raniti.Femei که هیچ کس نمی داند که در آن شما شنیده بود که یک قطار با کودکان می رسند، آنها را به ایستگاه آمد تا آنها را mancare.Copiii ضرب گلوله کشته شد و یا سوخته در خانه های خود، با پدر و مادر و یا تعرض وحشیانه سربازان کودکان germani.Casele pline.Medicii آلمان او در زمان کودکان در اینجا برای اهدای خون سرباز آلمانی را به ارمغان بیاورد. پس از سه روز از سفر در یک واگن پر از کودکان، آلمانی ها یک بمب گذاری در داخل دو نفر از پسران موفق به فرار انداخت چند paini.Dupa اما بعد از مدتی او می دهد Grisa خود نگه داشته است تا صبح inima.Prietenul خود وقتی که من سوراخ را با دست خود گذشتگی goale.Dovezi، بلوغ، قدرت neomeneasca.Cand یک معلم کلاس غش از بوی نان خورده شده توسط یک کودک کودکان ممتاز انجام خانه را محکم ضایعات کوچک خود و دادن آن مادرش، از او خواسته است معلم نمی afle.Altii هنگام حمام کردن، یک جسد در آب یافت و متوجه است که آن â € žlorâ € توپچی بود، به تازگی به گلوله بست. او بدون اینکه از بزرگسالان کمک کند، خود را دفن می کرد. چشم های بچه ها خیلی زیاد دیدند. بیش از حد بسیاری برای سن تا frageda.Majoritatea تروما باقی مانده و نه که بزرگسالان هم آن momente.Copii که به تنهایی در روستا زندگی می کردند برای همه بزرگسالان کشته شده است تجاوز نمی کند. آنها می توانند هر چشمه آب نمی نوشند آویزان همسایگان lor.Copii PTR حوضه استفاده در برابر اتومبیل های آلمانی، به خصوص برای تشخیص اما من دوست دارم به تنها بازمانده از یک خانواده شش روح؟ آلمان ها به خانه خود آمد، از کار اخراج پشت سر هم و در ادامه به اجرا مادر و دختر خانه های مردم invecinate.Cum مجبور به تماشای در حالی که شوهر و پسرش گور خود را؟ سپس به ضرب گلوله کشته و پس از دو روز آنها اجازه دسترسی به آنها را دفن داده شد، اما با لبخندی بر FAE\u003e داستان دلخراش ă! یک کتاب است، یک کتاب از کودکان بدون دوران کودکی است.

مشاهده لینک اصلی
با این نوع از کتاب ها، واجد شرایط بودن آن بسیار دشوار است، من احساس می کنم که من حق ندارم این کار را انجام دهم، زیرا داستان های مردم است. کیست که می گوید اگر این داستان خوب باشد یا نه؟ به خصوص با کسانی که خیلی وحشیانه بی رحمانه هستند، با این حال، من فکر می کنم من آنها را بیشتر دوست داشتم. بچه ها روی، من نمی دانم چرا. شاید به این دلیل او متنوع نوع از کسی که وقایع (مادر، همسر، پرستار، سرباز، و غیره) و در اینجا همه حساب tenÃan که دید کودکانه (که به طور منطقی این ایده، برخی از داستان از کسانی که کودک ± سیستم عامل در طول بودند جنگ جهانی دوم در بلاروس). سختی و با وجود همه چیز، زیبایی به طوری که آنها جهان را دیدند، قریب به اتفاق است. چندین بار من با خوشحالی از پایان داستان، با حرکات کوچک نقل مکان کرد و نشان داد که بشریت، حتی گاه به همین ترتیب، از دست رفت. این لحظات به معنای خیلی بیشتر از آنهایی است که احتیاج به تخریب نازی ها داشتند. این زیبا و غم انگیز و دردناک است، اما بیشتر از همه، در برخی از راه های امیدوار کننده. برای من خیلی کمتر از «پسران روی» بود. بعضی از داستان ها پایان هایی داشتند که مرا به اشک می کشیدند. و فقط دانستن اینکه همه آنها به پایان رسید تا زندگی (چیزی که ما باید داستان دوران کودکی اش، البته) من درجهای از امنیت به ارمغان آورد. این ممکن است مضحک باشد، اما دانستن اینکه شخصیت داستان چنین وحشتناک قادر به رسیدن به بزرگسالی بود، مرا آرام کرد. چیز زیادی برای گفتن وجود ندارد. این کتاب را بخوانید، ارزشش را دارد من فکر می کنم که این نوع کتاب ها ما را انسان تر و آگاه تر می سازد. به یاد داشته باشید، باید بدانیم که چه چیزی را نمی دانیم و هرگز فراموش نمی کنیم. جامعه ای که فراموش می کند، این است که اشتباهات گذشته را مرتکب می شود.

مشاهده لینک اصلی
چرا قبل از آن هیچ کس فکر نکرده بود؟

مشاهده لینک اصلی
من هنوز روحم را پر از کلمات، احساسات، احساسات ...

مشاهده لینک اصلی
این را بخشی از عواقب ناخوشایند نوبل و آمپر؛ بنابراین احساسات مخلوط در مورد آن است. برای یک، این یک کتاب است که شما را لرزاند. آن شامل یک صد یا بیشتر داستان بود که توسط افرادی که کودکان 2 تا 15 ساله را در طول جنگ جهانی دوم در بلاروس اعلام کردند. اگر چه آنها کوتاه هستند، من نمی توانم بیش از 10 داستان در یک نشست را بخوانم. به گفته آنها وحشت آورانه، نامطلوب است؛ بیشتر شبیه به آنها، شما را خجالت می کشد شباهت آنها قابل توجه است - تقریبا همه این کودکان شاهد خانواده و همسایگانشان بوده اند، به آنها کمک کرده اند تا آنها را دفن کنند، تخلیه شوند، در موسسات مراقبت (یا مراقبت @) زندگی کنند، گرسنگی با افراد دیگر، اگر آنها خوش شانس بودند خشونت عظیم این شهادت ها قابل توجه است، اما تکرار آن از داستان به داستان - حتی بیشتر از آن است. هیچ نشانه ای از Aleksejeviä helce در هر نقطه وجود دارد. فرض میکنم او صحبت، جمع آوری و ویرایش این داستانها را انجام داده است. این که آنها در هیچ نظم روایتی (از جمله آغاز جنگ تا نجات) داده نمی شوند، خواننده را قادر می سازد که جنگ کودکان را همانگونه که باید - به ظاهر بی پایان، تکراری و بسیار وحشیانه تجربه کند. شما به زودی آن را فراموش خواهید کرد. احساسات مخلوط شده من از این واقعیت ناشی می شد که این کتاب و برخی دیگر، چندین بار نوشته شده بود. آنها در دوره شوروی به زبان مادری من (لیتوانیایی) ترجمه شده بودند. البته، آلمانی های نازی های شیطانی علیه سربازانyour عزیز شورای سابق، یک داستان مناسب برای گفتن بود.اما چرا این جایزه حالا؟ شاید این کمیته ها راه برای یادآوری ما باشد که باید جنگ را در هر هزینه ای اجتناب کرد، esp. با حق رادیکال گرفتن قدرت در اروپا. شاید این راهی باشد که بتوانیم ما را بیشتر خوشحال کنیم، نسبت به پناهندگان به اروپا بیشتر مهربان باشیم. ایا ایده ای نداره در هر صورت، جایزه به یک زن (چک) که طرفدار سیاست ضد پوتینیست (چک) است، بنابراین - در واقع بسیار راحت است. این کتاب به من واقعا به من آموخت که از تبلیغات طرفداران جنگ بیشتر بترسید. در حال حاضر، آن مردمی که در لیتوانی حضور دارند در ارتش شرکت می کنند و اگر نیاز باشند، با روس ها مبارزه می کنند. از آنهایی که میهن خود را محافظت می کنند محافظت کنید. لعنتی نه در صورت لزوم، من می میرم، اگر تنها می توانم، و خانواده ام را بگیرم. پیش از این شما می توانید این کتاب وحشتناک و فوق العاده را پایان دهید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آخرین شاهدان


 کتاب سرود مقدس
 کتاب رویا
 کتاب تحقیر و توهین شده ها
 کتاب فرار کن خرگوش
 کتاب گزارش یک مرگ
 کتاب بار هستی