کتاب ابله

اثر فئودور داستایفسکی از انتشارات نشر چشمه - مترجم: سروش حبیبی-ادبیات اقتباسی

ابله در 1868–1869 منتشرشد. پرنس مویخکین، آخرین فرزند یک‌ خاندان بزرگ ورشکسته، پس‌‌ از اقامتی‌ طولانی در سوئیس برای معالجۀ بیماری به‌ میهن خود بازمی‌گردد. بیماری او رسماً افسردگی عصبی است، ولی درواقع مویخکین دچار نوعی‌ جنون شده‌ است که نمودار آن بی‌‌ارادگی مطلق است. به‌علاوه، بی‌‌تجربگی کامل او در زندگی، اعتماد بی‌‌حدّی نسبت‌ به دیگران در وی پدید می‌آورد. مویخکین، درپرتو وجود روگوژین، همسفر خویش، فرصت می‌یابد نشان‌ دهد که برای مردمی «واقعاً نیک»، درتماس‌ با واقعیّت، چه ممکن‌ است پیش‌ آید. روگوژین، این‌ جوان گرم و روباز و بااراده، به‌ سابقۀ هم‌‌حسّی باطنی و نیاز به ابراز مکنونات قلبی، درراه سفر سفرۀ دل خود را پیش مویخکین، که ازنظر روحی نقطۀ مقابل اوست، می‌گشاید. روگوژین برای او عشق قهّاری را که نسبت‌به ناستازیا فیلیپوونا احساس می‌کند بازمی‌گوید. این‌ زن زیبا، که ازنظر حسن‌ شهرت وضعی‌ مبهم دارد، به‌ انگیزۀ وظیفه‌ شناسی، نه بی‌‌اکراه، معشوقۀ ولی‌ نعمت خود می‌شود تا از این‌ راه حق‌‌شناسی خود را به‌‌او نشان‌ دهد. وی، که طبعاً مهربان و بزرگوار است، نسبت‌ به مردان و به‌ طورکلّی نسبت‌ به همۀ کسانی‌ که سرنوشت با آنان بیشتر یار بوده و به‌ نظر می‌‌آید که برای خوارساختن او به‌ همین‌ مزیّت می‌‌نازند نفرتی‌ در جان‌ نهفته دارد. این‌ دو تازه‌ دوست، چون به سن‌ پترزبورگ می‌‌رسند، از یکدیگر جدا می‌شوند و پرنس نزد ژنرال اپانچین، یکی‌ از خویشاوندانش می‌‌رود به‌ این‌ امید که برای زندگی فعّالی‌ که می‌خواهد آغاز کند پشتیبانش باشد... / به‌ نقل‌ از «فرهنگ آثار»–جلد اوّل


خرید کتاب ابله
جستجوی کتاب ابله در گودریدز

معرفی کتاب ابله از نگاه کاربران
این است که من این است که من € ιγκιÏ، Μισκιν ÎμινΠ± Ï Î ± Ï € Î ± ιÎ'ι σÎ- Î »Î ± Ï ÏŒÎ¼Î¿، Î³Ï Î¶Îμι ¹ من من ±\" من ± \"من ± 26 من\" من ... ΚÎ'Ϊ Î¾Î¯ÏƒÎ¿Ï ± کنم من ... γÎμνικοÏ، ± فرم ±، Î ± Ï € ï »Î¿Î¹ÎºÎ¿Ï، ο νÎμÎ¹Ï Ï € ï »± Î من، من ÏƒÎ¹Î¼Î¿Ï قطر ή άβιΠ· σÎμι من\" من ± من ... من من \"من من من Î ± σÎμι. Î • من € من \"من Ï † من\" من · من این است که من من \"من من ... من € λ من · ¹ \"Î ± Ï € Î ± Ï € پوشه Ï Î¿Î½Î¹Î ÏƒÎ- ΠινικΠ· من \"من · من، من» βÎμÏ \"من ± من، من ± Ï ‰ من، من · من\" من ± Ï € Î »من · من € من \"ικοÏ. ب κά · من \"من ... من\" من ± من \"من ± σÎ- ÎμÏƒÏ ‰ من\" من ικÎμÏ، ιοÎ'ικό νικÎμÏ، ÏŒÎ¼Î¿Ï ± من \"ÎμνισÎμιÏ، σÏ\" ... ÎºÎ¿ÏƒÎ¼Î¿Ï ... من € ... Î¹Îºî® Î® Î ± σάζ Ï Î¹ÏƒÎμι. Î • من من \"من ± من ... من ‰ θÎμι E ‰ Ï € کنم من ±\" Î ± ‰ ÎºÎ¿Î¹Î½Ï Î½Î¹ÎºÎ ± من \"من γάμÏ، این است که من ± ¿من \"Î ± Ï € من\" من Ï † من \"من من من € ï» من \"من ±\" ισμο οικΠ· μÎμνο Î ± Ï € Î ± Ï € ± νίÎ'Î، Î¿Î½Î¹Î Ï Ï Ï € γάμÏ، من € ï »Î ± من\" Î¿Î¼Ï ... من، من ± Ï † ï »Î · Î'Î¿Î½Î¿Ï ... Î ± Ï € کنم من ±، ± Î من، من · من »Î¹Î¸Î¹Î¿Ï، .من • μÎμÎ¹Ï Î¿Î» من € Ï ... ¹ من من من من ± ‰ Ï € ¿Î³ÎμμΠ± من \"من ± σμΠ€ ονοιÎ، μιΠμÎμγΠ± Î · Î ± Ï Î¯Î¿Ï ± Ï € Î ± ήμΠÎ'ιÎμισÎ'Ï ... Î¹ÎºÎ¿Ï \"من\" من · من \"من ± Ï ÎμÎ½ÏƒÏ ... Î ± ισθΠ· NEOS ÎœÎ'ΡΠ£ من\" من κÎμÎ½Ï \"من ¿Î ± من \"من · من\" من · من، من \"Î ± من، ± Î من، من ± θιΠσμÎμÎ½Î¿Ï Ï Ï Ï ‰ من\" . این است که من ± من \"من ± II I | ιΠκών € οβνΠΠ± Ï € من\" من \"من» من · من من \"من · من، من Î ، οÏ، Î ± Î ± clearomizers ± من \"من γκάÏ\" Îμινο £ ± γκοζιν Ï € من \"من · من، من ± Ï € Î ± Ï € Î ± Ï Ï † Ï Î ± Î ± کنم من من \"من · Î'ΤΟΠ± Î ± من\" من من من ... γÎμνικο Μισκιν Ï € من \" من · من، من € Î ± IOE Î ± Ï Î¹Îºî® »این است که من ±\" من · من این است که من IOE \"\" قطر ... σÎμι. ÎŸÎ¼Ï ‰ من، من ± من \"من ¿ÎºÎ¿ÏƒÎ¼Î¿Ï، ÎμινΠ± Ï € λ من »من οκοÏ، من € Ï ‰ Ï Î ± Ï پوشه Î ± Ï € Î ± من \"من · σÎμιÏ، من\" من ...، ÏƒÎ¹Î¼Î¿Ï Î³Î¹Î½ÎμÏ \"Î ± Ï Î ± من\" من · من، من ± Ï € Î ± Ï \"II، I € Ï ‰ من، من € Ï ... Î'Îμι Î ± من\" من Ï € Î »من · من † من من · σÎμι Î • من ... γÎμνιο من، من ± من ... من من »Î¿Î²Î¹Ï\"، نسخ من \"IOE\" ογιÎμÏ † σκι Î ± Ï € من \"من ... من € Î ‰ Î¿ÏƒÏ Î½Îμι من ... من، من \"من ... من، من\" من ... من € Î ± من، من من من Ï ‰ Ï € Î ± من ... من † Î ± ινÎμÏ \" این است که من ± ± Ï Î³Î¬Î¼Ï branch_mapping_dlg_condtion_items_update_defaultConditions_zero ικών ινÎμι من \"من ... من € Î · من، من من من ± ± Ï € Î ± من\" من ± Î ± من ... من € Î ± Ï Ï Ï Î½. ÎœÎσΠ± νÎμι من \"من € οσο όι\" Î²Î¯Î½Ï ± Ï € Î ± من \"Î²Î¯Î½Ï ÏƒÎ¹Î¼Î¿Ï من من ιζÎμÏ ±\" Î ± Î ± ι νÎμνΠ± Ï Î · من ‰ من \"من ...، ÏƒÎ¹Î¼Î¿Ï Î ± من\" من ± Ï Ï † ... γÎμι σÎ- قطر ... »قطر پایان، Î¿Ï ... σÎμÎ¹Ï Î ± Ï Î¾ÎμÎ'Î¹Ï € Î »من νÎμι ιμοκΠ± λ من · μιΠ± Ï Ï † من \"من μÎμγΠ± Îμιο من\" من · من، من من من ± ‰ Ï € Î¾Î¯ÏƒÎ¿Ï · I، II ... این است که من ¹ Î »من · من\" من من من ‰ μιΠ± من \"من · من\" من ± Ï € ÎμÎ¹Î½Î¿Ï \"من · من\" من ± من \"من Ï € ονο، من\" من € من فرم ±، من \"من Î ± Î ‰ ήμΠ± من\" من · من € Î ± Î ± Ï † IOE ... من · من € Ï € کنم من ± \"Î ± Ï ‡ من\" من · من ιζÎμ Î ± Ï ‡ ± من \"من · Î¿ÏƒÏ Î¹Î¶Îμι من ... من، من\" من ... من، من من من ± ‰ Ï Ï €. Î'Ï من \"من Î ± ιμοκΠ± Î ± Î ± λ Î ± Î من من من من ‰ من، من ιÎ'ιοÏ، ± است که من، ï »ÎμÎμι، μιΠ± Ï Ï † ‰ من\" ÎμινΠ· من \"من Î ± Ï € Î ± Ï Î'Î¿Î¾Î Î¿Î¼Î¿Ï Ï †. ** · Î ± این است که من \"من Î ± ± ... پایان ΡÎ'Î | من\" branch_mapping_dlg_condtion_items_update_defaultConditions_zero من \"من سن میشل،\" من ... من ± Î ± Ï Î ± Ï € Î ± Ï ‰ ÎºÏ \"از Î½Ï \"آی اس آی ... سانتورینی ± Ï ÏƒÏ ... Î¼Î¹Î ÏƒÎ¹ÎºÎ Ï Î¼Î¹ÎºÎ® Î³Î¬Î¼Ï Î® ½ όι £ ± Î ‰ من\" من κοσμο من \"من ... ب ï »Î¹Î¸Î¹Î¿Ï ...

مشاهده لینک اصلی
با تمام معایب خاص خود را (حداقل آنهایی که به من به نظر می رسد، و بسیار کم خبره خواننده بی تجربه از ادبیات روسیه: دارای اطناب، درهم، ساخته شده انطباقها غیر ممکن است، شخصیت غیر قابل پیش بینی به حد اعتبار)، این رمان یک قدرت بی سابقه ای است. Dostoevskji قادر به ایجاد شخصیت فوق العاده، شگفت آور، جاودانه است. شاهزاده میشکین مظهر خوبی، محبت، خلوص روح، نجیب زدن ذهن است؛ از او یک نور تقریبا الهی را به وجود می آورد - و در واقع تمام این خوبی ها نمی توانند از این دنیا باشند. برای این Dostoevskji، فقط به او انسان، او را به یک مرد بیمار، یک غیر متجانس با محیط، ساده و بی تکلف، یک ظرف غذا (و آن را دقیقا به این خاطر از این ویژگی ها، در واقع، که ما او را دوست دارم)، که به جای صرفه جویی در جهان © و روشن آن را با خلوص آن یک قربانی غم انگیز است؛ به جای اشاره به راه، آن را در سراسر بدبختی به وجود می آورد. بلکه تمام شخصیت های دیگر که در اطراف شاهزاده از فراغت از تحصیل در راه فوق العاده و مدرن خود است: در آن ها تغییر مداوم و رشد در غیر قابل پیش بینی خود، ناقص است. و چگونه می تواند در احساسات خشونت آمیز که آنها را تحریک کند، چگونه نیست؟ [مورد علاقه من من نمی فهمم چرا، اما ضعف خاصی برای Lizaveta Prokofâ € ™ evna وجود دارد. و آنچه در مورد دلا € ™ لعنتی هروئین Nastasa € ™ JA Filipovna و جنون خود؟] من ترک این خواندن (که من با دیگر داستایوفسکی اتفاق افتاد، و بیشتر) با € ™ ثانیه تصور از داشتن نیمی درک، و یا حتی کمتر، از آنچه CA € ™ بود به درک، در عین حال با برداشت های زنده از صحنه های قدرتمند بزرگ است که من امیدوارم باقی خواهد ماند در حافظه بلند من از شخصیت های زنده با چشمانی درخشان، حکاکی افتخار، ضعیف النفس، بزرگوار، mediocriâ € | طیف وسیعی از تفاوت های ظاهری همه بشریت. این عمیقا منتقل من بیرون بروید، چون © چگونه می توانم شما را هرگز حتی یک ™ POA € در کفش از این غیر متجانس با محیط است که آمار و ارقام با عرض پوزش شکسته گلدان چین فرود نیست، در مطالب ناخوشایند از دست داده، می توانید احساسات خود را کشف نیست، حتی درک آنچه شما آيا او زني است كه او را دوست دارد و از درد ناخوشايند پاره شده است؟ (چون در اطراف او \"همه چیز را می دانست که مسیر او است، او آواز خواندن و آواز خواندن، او تنها چیزی نمی دانست و هیچ چیز نمی دانست، نه مردان و نه صدای اطراف او؛ غریبه سقط جنین به همه restoâ €) چه چیزی می خواهید پس از آن به نویسنده € ™ ثانیه â € œIn definitivaâ €، اساسا، MA € ™ مهم نیست - اتفاقا، € ™ ثانیه تصور است که ایده های خود را در اینجا و آنجا پراکنده بین شخصیت ها، اما چیزی که واقعا جالب است که ایده ها همیشه در معرض بحث، رد، دوباره در مقایسه، و آن است که در پایان جمع آوری مقدار زیادی از مسائل باقی مانده است. کدام در پایان دقیقا همان چیزی است که یک رمان می تواند و باید انجام دهد. درست است. همانطور که شاهزاده میشکین می گوید، نمی خواهم این کار عظیم را با نظر متوسط ​​خود تحقیر کنم ...

مشاهده لینک اصلی
â € OEO Idiotaâ € به عنوان یکی از پنج آثار مهم Dostoià © Vski فهرست، اما بالا فقط شما ملاقات بیش از شش صد صفحه. آیا من £ من بررسی و یا MÃchkin، و همچنین برخی از © منسجم یک روایت که به پایان می رسد به شدت در خدمت فرض شروع که تا به حال بسیاری را به متن قابل درک باشد. با análises همواره متصل MÃchkin عیسی مسیح و دون کیشوت، به نظر من که می توان تنها در فرض پیدا کردن، و لازم forçar £ interpretaçà قدرت برای پیدا کردن بالاست خود را در کار . مشکل من با این کتاب Dostoià © Vski بر اساس دو بردار â € \"تاریخ و گفتمان که آن را پشتیبانی â €\" که من در داستان parágrafos seguintes.A که Dostoià © Vski خواهید به ما بگویید کشف خواهد بر اساس این ایده بر اساس â € œHomem Idealâ € â € \"خوب، صادقانه و altruÃsta â €\" و چگونه این مرد، در صورت وجود، هرگز نمی تواند در جامعه کار می کنند که à © فاسد و خودخواه در همه ابعاد آن است. Dostoi؟ Vski خواهد گفت که او قصد دارد \"نمایندگی یک انسان کاملا زیبا\". این واقعا چیزی است که ما در تاریخ عیسی مسیح می بینیم، این چیزی است که ما درD می بینیم. Quixote @، و ما می توانیم به تازگی در â € œForrest گامپâ € می گویند. اما در اینجا مشکلی است که شروع می شود، Mchkin به نظر نمی رسد مانند هر یک از این شخصیت ها. Mchkin است احمق نیست، اما او نیز دور از \"مرد ایده آل\" است. بیایید ببینید. ما مچینکین را پس از بازگشت از سوئیس ملاقات کردیم و او را برای صرع درمان کردیم. در قطار او با رفقای روسیه ملاقات می کند که به او در مورد یک زن بسیار زیبا Nastęssia Filippovna، که یکی از آنها در عشق است، به او می گوید. Mchkin چه کاری انجام می دهد؟ اول شما فقط از ظاهر خود عاشق Nastęsia هستید، عکس همه چیز است که سر شما را ترک نمی کند. و بعدا، حتی قبل از آنکه بدانید، چه کاری انجام می دهید؟ او قصد دارد او را از افرادی که قرار است با آنها دوست باشد محروم کند. وقتی او از او می خواهد با دوستش ازدواج کند، او چه می گوید؟ نه، چون می خواهد با او ازدواج کند چه عجب این پس از دیدن یک عکس در عشق می افتد، بدون اینکه بخواهید بدانید که شخصی است. او با او وسواس می شود، تا جایی که بسیاری از افراد دیگر و دیگر زنان را آسیب می زند، و کل کتاب را در تلاش برای گرفتن او (حتی اگر نه جنسی) زندگی می کند! در حال حاضر این دیدگاه من در مورد مرد ایده آل مناسبی نیست. زنان که برای Mkkin مبارزه می کنند، هر دو بیهوده هستند، اما آنها در اطراف او هستند، به همین دلیل است که او مراقبت می کند! ما می توانیم بگوییم او عجیب است، اما چگونه می تواند یک ادم سفیه و احمق، اگر او بود، برای فلسفه کردن در مورد زندگی زندگی می کنند؟ به عنوان یک © TA که الگوا © متر £ بی طرف در همه چیز با وسواس تبدیل به زن، هر چند یک £ obsessà چه خواهد شد در آن inconstà ¢ ncia.Podemos شود قبل از می گویند MÃchkin یک مرد دیوانه بود و à © توسط به نظر می رسد که کتاب اغلب می خواهد برای راهپیمایی، اما حتی من را مختل می کند. Dostoyevsky، که خود صرع بود، چگونه می تواند کسی که مبتلا به صرع از دیوانه و یا حتی فریبنده رنج می برد. من به خوبی آگاه است که ما در SA © CULO نوزدهم هستند، اما آن درد من به خواندن یک caracterizaçà £ این، الگوا © متر بسیار بیشتر از آنچه نشان می دهد در خطوط این کار می دانستند. در پایان، زمانی که جنون آغاز می شود را به حساب از متن می آید referência یک € € œMadame Bovaryâ اما بواری بال © متر زن بودن، و حمل این بار در یک جامعه کاملا مردسالار vá حال انگیزه برای رسیدن به دولت آن را به دست می آورد. و در اینجا، صرع است؟ من چنین فکر نمی کنم. و اثبات می آید در نوت بوک Dostoià © Vski نوشتن آن را به عنوان در حال توسعه رمان و نشان که در آن ماده بدن مایع بسیاری از مشکلات را که من در اینجا صحبت می کنند، inconsistências. نویسنده به عنوان Byatt که کتاب را دوست دارد، انجام £ شما اجازه می دهد به نقطه انتقادات، و بخشی از تحلیل خود را می گوید در بر داشت زیر: â € œAnna [زن Dostoià © Vski] نوت بوک که نشان دهد که چقدر حفظ طرح به عنوان شخصیت ها در حالت شلوغ و هرج و مرج آتشفشانی بود، حتی در زمانی که کتاب در حال حاضر به عنوان یک سریال منتشر شد. خوب به نظر می رسد پرینسیپ در اوایل یادداشت چگونه افتخار و demonÃaco، و به عنوان ناقض خواهر خود £ به تصویب رسید (خواهد بود که یک protótipo از Nastássia FilÃppovna). او یک آتش سوزی را به آتش می کشد و همسرش را می کشد. این بخش اول، به نظر می رسد، باید قدرتمند باشد. اما به نظر نمی رسد که داستایوفسکی ایده های بسیار روشن در مورد نحوه ادامه دارد. بخش دوم خواهد بود fantasmagórica و درهم و برهم، بدون ساختار، اما به nimbly ENA © rgica.â € A. S. Byatt، 2004 در گاردین parágrafo این همه مشکلات من با â € OEO Idiotaâ € توضیح می دهد. inconsistências و شخصیت است که £ توضیح داد، و همچنین própria Nastássia دستاوردهای consistência جدید با چسبیدن به یک ایده بالقوه £ شور و شوق برای برادر £. به این ترتیب، کل کتاب به نظر می رسد از یک ایده با ویژگی های عمیق گوتیک متولد شده است، که هنوز هنوز در انتهای کتاب هنوز به آن ها رسیده است. در یک começamos نقطه به احساس تخیلات پی در پی و متغیر، برای لحظه های vários من فکر کردم حتی اگر شخصیت در £ وجود داشته است، ارواح، و یا اختراعات alucinaçÃμes حرکت صعودی از پرینسیپ بود. و این تا حدودی من را به ...

مشاهده لینک اصلی
Dostoevsky در نامه ای به Apollon Maykov (شاعر و دوست) نوشت که ایده خود را با The Idiot به ایجاد یک مرد زیبا @ زیبا منتقل شد. @ در نامه دیگری به خواهرش - Sofya Ivanova - او همچنین می نویسد: @ ایده اصلی این رمان برای نشان دادن یک مرد مثبت زیبا است. هیچ چیز دشوار در جهان و به ویژه در حال حاضر وجود دارد. همه نویسندگان، نه تنها ما، بلکه حتی همه نویسندگان اروپایی، که صرفا تلاش کرده اند به شکل مثبت زیبا به تصویر بکشند، همیشه از دست داده اند. از آنجا که وظیفه بی اندازه است زیبایی ایده آل است، اما این ایده آل، چه ما و چه اروپائی متمدن، هنوز خیلی دور از کار نیست. فقط یک شخص کاملا زیبا - مسیح - وجود دارد، به طوری که ظاهر این بی اندازه، فرد بی نهایت زیبا، البته، در حال حاضر یک معجزه بی انتها است. @ به همین دلیل است که او فکر کرد که او نتواند این رمان را شکست دهد. ایده اصلی او این بود که نشان دهد که @ آرزوی زیبایی مرد @ - به عنوان مثال کسی مانند مسیح - در میشکین. او واقعا عجیب نیست. او می داند که چه کاری انجام می دهد، اما حتی نمی پذیرد که از مزایای آن استفاده می شود. نه به این دلیل که او عجیب است: او به سادگی مراقبت نمی کند و تصمیم می گیرد به مردم اعتقاد داشته باشد. در نروژی ما یک کلمه برای آن داریم: dumsnill. ترجمه ی حروف الفبای آن @ احمقانه است. @ من فکر می کنم این ترجمه ی نسبتا خوب برای این کتاب خواهد بود اگر ما آن را به گویش خود ترجمه کنیم و نه فقط نروژی، جایی که @ Idioten @ (The Idiot) کافی است. Dostoevsky ایده این از Holbeins مسیح گرفته شده از صلیب. نیکولای کرامزین از تصویر نوشت: @ [...] کسی چیزی از خدا نمی بیند. به عنوان یک مرد مرده او به طور طبیعی به تصویر کشیده شده است. @ این کلمات احتمالا تاثیر قوی بر Dostoevsky بود، و او بعدا تصویر در بازل را دیدم. همسرش از دیدار بازدید کرد: \"در مسیر ژنو ما برای یک روز در بازل متوقف شدیم، با هدف دیدن یک نقاشی در موزه در آنجا که شوهرم از کسی شنیده بود. این نقاشی از برس هانس هولبین ، عیسی مسیح را نشان می دهد، که از شکنجه های غیرانسانی رنج می برد، از صلیب گرفته شده و به فساد داده شده است. صورت تورم او با زخم های خونین پوشیده شده است، و او به نظر می رسد وحشتناک است. این نقاشی بر شوهرم تأثیر قریب الوقوع گذاشت و قبل از آن به نظر می رسید، به نظر می رسد که وقتی به پانزده یا بیست دقیقه بعد برگشتم، شوهرم همچنان در مقابل نقاشی ایستاده بود که به آن چسبیده است. در مواجهه ای که با آن مواجه شدم، بیش از یک بار در اولین لحظات تنفس صرع دیده شدم. من بی سر و صدا او را زیر دست گرفتم، او را به یک اتاق دیگر آورد، و او را بر روی نیمکت نشست، انتظار داشتم که لحظه لحظه ای بمانی. خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. @ کل این رمان این است که از سوال بپرسید: اگر مسیح صرفا یک مرد بود؟ این ایده این است که با یک جامعه ای که کیفیت های مسیحی را درک نکرده است، نشان دهد که یک مسیحیت @ idiot @ clashhing وجود دارد. اگر مسیح خدای تجسمی نبود، اما به سادگی یک نبوغ @ morale @ - یک مرد مثبت زیبا بود؟ عنوان عجیب و غریب است چرا که او هیچ احمقانه ای نیست: او تنها عجیب و غریب محسوب می شود، زیرا او با جامعه ای است که درک می کند. نقاشی Holbeins.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ابله


 کتاب زیردست
 کتاب راز پرونده مختومه
 کتاب اسماعیل
 کتاب برهنه ها و مرده ها
 کتاب مثل هیچ کس
 کتاب عطر (سرگذشت یک جنایتکار)