کتاب اما

اثر جین آستین از انتشارات نشر نی - مترجم: رضا رضایی-ادبیات اقتباسی

اما وود هاوس یک زن جوان ثروتمند، نفیس و کاملا خودخواهانه است که در دنیا زندگی می کند و او را به شدت ناراحت می کند. جین آستن طعم خود را برای برداشتن مشاهدات اجتماعی و استعداد خود برای سرمایه گذاری رویدادهای به ظاهر بی اهمیت با اهمیت اخلاقی عمیق را تحمل می کند؛ زیرا اما با طنز ملایم از توپ های استانی و اتاق های نشیمن، در کنار مواجه شدن با شیرین هریت اسمیت، خانم بیتس چت و خسته کننده، و پدر پوچ او، آقای وود هاوس، یک گالری خاطره ای از بهترین شخصیت های آستین است. اما به نظر می رسد که هر نوع رابطه ای غیرممکن است، اما تلاش می کند تا ازدواج ثروتمند برای فقیر هریت را ترتیب دهد، اما از احساسات خود برای آقای نایتلی خوشم نمی آید. مجموعه ای از فراز و نشیب های شگفت انگیز که در آن هر نوع مکانیسم اجتماعی و کمی عجیب و غریب به طرز وحشی های خوشمزه می پردازد. اگرچه Austen قهرمان او را به عنوان یک شخص یافت که هیچکس جز خودم خیلی دوست نخواهد داشت، اما او با هوشمندانه بافته، کمدی عجیب و غریب و رمان دوستانه رفتار می کند.


خرید کتاب اما
جستجوی کتاب اما در گودریدز

معرفی کتاب اما از نگاه کاربران
وای، چه مقدار تلاش Austen به کاراکتر های آزار دهنده خود را در این یکی قرار داده است! فقط مطمئن شوید که من روشن است، من نمی خواهم بگویم من به دلیل این دوست ندارم. منظورم این است که دو یا سه شخصیت وجود دارد که عمدا آزار دهنده هستند و Austen زمان زیادی را صرف ساختن هر یک از آنها می کند، و نمونه هایی را برای خواننده ارائه می دهد. خانم بیتس بی وقفه چته، خوب. خانم التون رئیس است، من آن را دریافت. مهم این است که این صفات را بشناسیم، اما تفاوت بین کاشت بذر و دفن آنها در شش پا پایین است. داستان های عشق و مثلث ها تقریبا به همان اندازه پریدگی و عصبانیت و حس و حساسیت اوستنز است، اما او بر روی گفت و گو بسیار دلسرد کننده تست می کند که خواننده در نهایت خستگی را درگیر می کند. من از مثلث عشق و تحصیلات خودم لذت بردم. این ویژگی ها، و همچنین توانایی نوشتن استثنایی Austens، این را برای من در نهایت نجات داد.

مشاهده لینک اصلی
من به این کتاب با برخی از بی نظمی نزدیک شدم؛ دوست خانم هوشمند من در اینجا در Goodreads به من توصیه کرد که به یاد داشته باشید، در حالی که خواندن اما، این کتاب یک طنز است. آه، خوب، من انجام دادم اما بیشتر من سعی می کنم به علاقه مند در دوره گرجستان (1714-1830) و یا حتی ویکتوریا (1837-1901) دوره، بیشتر من خودم سوال خود را چه استفاده است؟ من هنوز نمی توانستم به مردم و شیوه های آن دوره های بریتانیا و آنچه که در زندگی آنها انجام دادم مربوط شود. زنان تنها زنانی هستند که امیدوارند تا توجهشان را جلب کنند، ازدواج کنند، بنابراین آنها نمی توانند به منزله ی شایستگی های ناخوشایند منصف باشند. اوه بله، وقتشان بود و من به انتقاد از آثار کلاسیک و معروف به عنوان آنها؟ و توسط جین آستن پرطرفدار؟ چگونه به من احترام می گذارم. به نظر من (و من در این زمینه اختیار ندارم)، آنچه که @ Emma @ از حس و حساسیت و پرهیز و تعصب متفاوت است، خودش است. در حالت نابهنگام، اما یک جفت از دست رفته است: یک بچه 21 ساله / باریک که فکر می کند که او می تواند مردم را در اطراف خود ببندد و بفهمد. پس از اعلان خود هرگز ازدواج نكرد (كسانی كه مراقبت می كنند؟) و او در اطراف تطبیق افراد تنها به نظر می رسد. او فکر می کند که این دختران مانند عروسک های باربی هستند که می توانند در کنار اریک قرار بگیرند و هر جفت پس از آن به خوشبختی می پیوندند زیرا او امس را برکت می دهد و اما به اندازه کافی هوشمند است تا بدانند چگونه باید احساس کنند و فکر کنند. اما خیلی مزاحم است که هنوز تعجب میکنم که چرا آستن او را انتخاب کرد تا عنوان این کتاب شود. منظورم این بود که او تحت عنوان \"افتخار و تعصب\" پس از قهرمانش، @ Elizabeth Bennet @، من تفاوت زیادی نمی بینم، درست است؟ پس از همه، الیزابت بطور قطع بیشتر دوست داشتنی تر از بی عاطفه، دستکاری Emma است. با این حال، اما، این کتاب، به خوبی نوشته شده است. جین آستن (1717-1875) نویسندهی با شکوه و واقعیتی است که او توانست در مورد انزجار بنویسد (خوب، او بعدا تغییر می کند، در نهایت متوجه می شود که او عاشق آقای نایتلی است) شخصیت یک حتما شاهکار به نظر شما دو کتاب را با اجازه می توان گفت که نیکلاس اسپارک و میچ آلبوم را می خوانند و آنها را بدون در نظر گرفتن پوشش آنها به صورت جداگانه مطالعه می کنند (بنابراین شما عناوین و نویسندگان خود را نمی دانید، من شرط می بندم که شما هیچ تفاوتی را متوجه نمی شوید. این کار را با هر نویسنده زن کلاسیک انجام دهید، می گوید ویرجینیا وولف یا الیزابت بون، شما به راحتی می توانید ببینید که کدام است. نوشتن Austens است درجه بندی، شوخ، صاف، تقریبا بی نظیر و آسان است.آن را امتحان کنید هر چیزی فشار دادن به گلو خود را. فقط به شما یک داستان از مردان و زنان را در زمان خود می گوید و در آن خوب است.

مشاهده لینک اصلی
او در این دسامبر 200 ساله می شود و می توانم با این آخرین خواندن او تأیید کنم که او همچنان مشتاق، احمق و پر از خودش است. برای یک صد و پنجاه ساله، او در حالت ترک خوردگی خوب است و تا به حال نتوانسته است. من هم از زمان آخرین ملاقات او (و احتمالا کمی بعد از اینکه اولین بار به او چشم دوخته ام) از سن بالاتر می برم، و می بینم که او اکنون آماده است تا او را خیلی بیشتر ببخشد. در حقیقت، هرچند اما او قهرمان اوستن است که اکثریت نظرات را تقسیم کرده است، من او را بسیار دلسوز پشت رختخواب خود را از طبقه انحصارطلبانه و خودخواهی بازی کردن پیدا کردم. اگر شما هرگز ملاقات نکرده اید، برای ملاقات الیزابت بنت با ماریان دشوود احساسات عاشقانه (برای دیگران، نه خودتان)، فراتر از فعال بودن کاترین مورلاند، زندگی سالم و خسته از زندگی آنی الیوت، و جین آستین آهسته. این تنظیمات هیزبری است، یک شهر کوچک در جایی در جنوب انگلیس، با مظنونان معمولی از افراد سالخورده، آزار دهنده، مجری جالب، تازه وارد، خوش تیپ، همسایه ثروتمند و غیره. صحنه برای عاشقانه و بدبختی تنظیم شده است، هر چند منافع روستاییان به نظر می رسد 1. جلوگیری از پیش نویس، 2. صحبت در مورد اجتناب از پیش نویس، 3. صحبت در مورد یکدیگر، 4. حصول اطمینان از قوانین ظالمانه سیستم کلاس انگلیسی به شدت پیوست، 5. صحبت در مورد خطرات آب و هوایی زمانی که آن را می آید به - پیش نویس. در این دنیای کوچک، پیچ و تاب های طرح زیاد است و سوء تفاهم ها رشد می کنند. اگر یک کمدی وجود داشته باشد، یک کمدی عاشقانه است. یک شکایت کوچک ممکن است این است که آن زمان طولانی و آهسته در زمان. پنجاه صفحه به راحتی می توانست بدون هیچ آسیبی به داستان برسد (و این طولانی ترین رمان های Austenâ € ™ s است)، اما سخت است به شکایت متقاعد کننده در مورد گرفتن بیشتر از Austen. (من وسوسه شدم که این ستاره ½-1 را کسر کنم اما تصمیم گرفتم به جوان خود اعتماد کنم و پنج ستاره را نگه دارم). همانند لیززی بنت، اما، باید درس بگیرد: بفهمید. اگر شما به طرز وحشیانه ای ازدواج نکنید، به امت عجله کنید. اگر شما انجام دهید، آن را از دست ندهید. اما آمادگی داشته باشید که نه فقط با عیسی (که ما آن را ببخشیم) بلکه خانم بیتس (ditto) و خانم التون (بدون شانس) نیز ناراحت شوند. (بعضی از مشاهدات کوچک که منجر به برداشتن ابرو می شوند: دوست عزیزم از تولد کم، خانم اسمیت نامیده می شود. از این رو، آنلی الیوت، دوست تمایل کمی مشابه در این استدلال، دختر زیبا و باهوش در روستا (جدا از اما) جین نامیده می شود، همانطور که خواهر الیزابت در P \u0026 amp؛ P است - همانطور که نویسنده خودش است. آیا این کمی عجیب نیست؟ مطمئنا نام های بیشتری برای انتخاب حتی پس از آن وجود دارد) |

مشاهده لینک اصلی
شاید او ممکن است؛ اما هر مرد سرنوشت خود را برای ازدواج با زن که او را دوست دارد بهترین.Ema همه چیزهایی است که رمان جین اوستن همیشه وعده داده می شود - زیبا، عاشقانه و سرگرم کننده، در این زمان نیز همراه با مقادیر عادلانه از طنز بزرگ، مراجع اجتماعی و این فضای گرم، خیلی شبیه به یک شومینه پاییز است، که اغلب از طریق ظرافت و دوست داشتنی نوشته های او به چشم می خورد. این یک فرار از واقعیت ما است و بینش جذابی در زندگی است که وقتی عروسی ها و توپها عادت های فراوانی در زندگی طبقه بالا دارند، زندگی بسیار ساده تر بود، اما جامعه ما به همان اندازه تقسیم شده است، همانطور که امروز است. â ™ ¡جین Austen یکی از آن نویسندگان است، که شما به آرامی به آن متصل می شود، همانطور که شما شروع به آشنا شدن با کتاب های او. سبک نوشتن آن مانند یک دوست قدیمی می شود و فضای کلی برای شما رشد می کند. به طور جدی، کتاب های او مانند یک پتو، خیلی راحت و گرم است. â ™ ¡چرا شما باید باید بخوانید: â € ¢ نمایش ظریف طبقه بالایی. در حال حاضر، دوست عزیز من، رفتار عزیز آقای Woodhouse را مشاهده کنید. او مضحک است خراب شده و کاملا ترس از ترک خانه اش و انجام تمرین صبحانه خود (OKAY، که جابجایی نیست و یا دوچرخه سواری و یا هر چیز، به معنای واقعی کلمه همه او باید انجام شود پیاده روی)، و بسیار از ته ته پیشخوان و اتاق غذای نابالغ و ناسالم است. من بیشتر خوشحال خواهم شد تا نمونه های بیشتری از این که آستن جامعه را تحقیر می کند و خود را نسبت به کسانی که در موقعیت پایین تر قرار می گیرند، ارائه می دهند، اما من واقعا نمی خواهم آن را برای شما خراب کنم. این شرایط سخت گیرانه خواهد بود. نه، با این حال، من فکر می کنم می توانم چند نکته کوچک را در اختیار شما قرار دهم، جایی که آستن به شدت می تواند به این موارد اشاره کند. بگو، دوست عزیز من، خیلی ممنون که کلمات پایین تر و برتر در تمام طول تکرار می شوند. خیلی کنجکاو! و، اگر می خواهید، توجه Emmas نسبت به مارتین ها را بسیار ناراحت کننده بدانید، بسیار از ترس از شهرت Harriets خراب می شود. من اعتقاد دارم که به اندازه کافی برای شما توضیح دادم که در آن چیزی که من به شدت بی ادعا تلاش می کنم توضیح دهم. چقدر مؤمن از شما برای خواندن تمام این نمونه ها! واقعا، خیلی مؤظف. من از شما بسیار سپاسگزارم طنز و شوخ طبع. خنده، خيلي از نوعي از نوع بسيار دوست داشتني است، فکر نمي کنيد؟ و من خیلی متاسفم برای پیدا کردن چنین طنز و عجیب و غریب در این کتاب کوچک دوست داشتنی (فریب خورده است، آن را در واقع واقعا کمی نیست). هنگامی که آنها به خنده می روند، با اطمینان می توان رضایت خود را از یک کتاب رد کرد. در واقع، آقای Woodhouse، اگر چه بسیار خودخواهانه، صرفا هدف بسیاری از شادی من از این رمان منتشر شده است. او، بارها، بدون شک خنده دار است. نه باهوش نیست، اما وسواس بسیار عجیب و غریب اش با پنجره ها و پیش نویس ها و احساس خستگی مردم واقعا لذت بخش بود! اوه، و خانم Eltons مسخره واقعا کاملا به همان اندازه خنده دار بود. و عقل و عقل امس یکی دیگر از اهداف معقول خنده من بود. لطفا، اگر می خواهید، به این مثال نگاه کنید: آه! خیلی خوب، خانم بیتز گفت: پس من نیازمند نباشم @ سه چیز واقعا خسته کننده در واقع @. این برای من انجام می شود، می دانید من باید مطمئن شوم سه چیز کامل را به زودی تا دهانم را باز خواهم کرد؟ (با اطمینان ترین وابستگی به همبستگی با consent of everybodys به اطراف نگاه کنید)) - آیا همه شما فکر نمی کنید که من باید باشد؟ اما نمیتوانست مقاومت کند. آه! مام، اما ممکن است دشواری باشد ببخشید، اما شما به عنوان شماره محدود خواهید شد - فقط سه بار در یک بار. (ویجت فقط از طریق صفحه خالی می شود، و البته، بله، البته، بعدا سعی کرد آن را برای خلوص خود مرتکب شود). â € ¢ نوشتن. او به راحتی می تواند ادبیات آستنز را از طریق ساده نگاه کردن به نوشتن او. این بیشتر قابل اعتماد است و معتقدم که یکی از آن دشوار است که با دیگران اشتباه گرفته شود. â € ¢ توپ و شام. همیشه لذت بردن از بالاترین مرتب کردن، به خودتان خواندن در مورد خواندن در مورد توپ و رویدادهای دیگر در گذشته است. موسیقی و شمع ها و لباس ها و رقص ها همگی بخشی از این کتاب بود، و همچنین شام، در زمستان زمانی که برف به نظر می رسید قادر به جلوگیری از سقوط، و توت فرنگی در گرما و دیگر صحنه های بسیار سرگرم کننده و بی ادعا توصیف. گفت و گو. چرا، که احتمالا می تواند مخالفت با این واقعیت است که گفت و گو در کتاب های آستنز به سادگی برجسته است و تعامل بین شخصیت ها نیز خیلی زیاد نشان داده شده است. کاملا قابل توجه است، من باید بگویم، بسیار قابل توجه است. â € ¢ شخصیت. من نباید یکی از بزرگترین جنبه های این رمان را پنهان کنم. هر شخصیت، شکل گیری اصالت و طبیعت جالب بود. از عقل امس؛ خانم بیتس خانم بیتس مسخره (عاشق خانم بیتس) به افسانه اسرار آمیز فرانک چرچیل؛ به منطق آقای نایتلیز و قلب دلسوز؛ به وفاداری خانم ویستون و توانایی همیشه گوش دادن و همراه آقای وودوموس؛ به جین فیرفکس منسوخ شده است. هنگام خواندن یک رمان، ما همیشه مایل به پیدا کردن شخصیت هایی هستیم که می توانیم با آن قویا شناسایی کنیم، یا شخصیت هایی که خیلی دوستش داریم، که ما به شدت آرزو می کنیم تا بتوانیم ب ...

مشاهده لینک اصلی
این یک دیدار لذت بخش بود، بسیار کم، خیلی کوتاه بود.\nاولین بار که من تا به حال رمان جین آستن خوانده ام، من هیچ نظری ندارم که چه چیزی را به دست آورده ام. کتاب حس و حساسیت بود، و من آن را بلافاصله پس از اتمام لولیتا شروع کردم. خواننده عزیزم، امیدوارم هرگز چنین شوک ادبی کامل رنج ببرید؛ این مانند رفتن به یک استخر در روز زمستانی سرد بود. پس از چنین رسوایی، چنین راپسودی و فاجعه ادبی، چنین تخریب و سعادت، همانطور که در داستان هومرتی عزیز یافت می شود، چگونه می توانم در زندگی آرام زبان نویسان انگلیسی که سعی در ازدواج دارند، نفوذ کنم؟ من انتظار داشتم که یک کتاب عالی برایش داشته باشم؛ اما، عجیب به نظر می رسد، زمانی که من آن کتاب را پایین، من خودم را جذب کردم. اگرچه بی نهایت آرام تر از ناباکوف بود، کتاب Austenâ € ™ ثانیه کتاب سحر و جادو عجیب و غریب خود را کار کرده بود، و من با یک بعد از ظهر دلپذیر باقی مانده بود. سخت است برای من می گویند یا نوشتن هر چیزی در مورد Austen بدون احساس غرور، خام، زبر نوشتن یک بررسی از کتاب های او مانند نوشتن یک بررسی از یک گل است - گل آیا مراقبت از whit، و نه Austen. آستین اگر دقیقا هر بازخورد منفی را بخواند، دقیقا همان کاری را انجام خواهد داد، هر نظر منفی را داشته باشد؛ مثل یک گل، او به سادگی بود. چیز خوبی هم هست، زیرا او اغلب بدخیم شده است. این نقل قول مشهور از امرسون را در نظر بگیرید: من از دست دادن درک می کنم که چرا مردم رمان های خانم آستین را با نرخ بسیار بالا نگه می دارند، که به نظر من عجیب و غریب است، اختراع هنری استریل، در زندان های عادی خود را در جامعه انگلیسی ، بدون نابغه، عقل، و یا دانش از جهان. هرگز زندگی نکرد و تنگ شد. . . . خودکشی محترم تر است. چنین نظرات منفی به گذشته محدود نمی شود. یکی از دوستانم، یک خواننده مشتاق با سلیقه معمولی عالی، کاملا رد می شود که رمان آستین را باز کند؛ او نمی تواند به آن صحبت کند. دوست دیگر، از طعم قابل اعتماد مشابه، آستن را خواند و از آن نفرت داشت. من به تازگی از او پرسیدم چرا، به او پاسخ داد: \"او مانند او فکر می کند که او خیلی هوشمندانه و باهوش است؛ همانطور که اگر او فقط در مورد مردم می نویسد تا از آنها لذت ببرد، و فکر می کند که همه او تا به حال ملاقات کرده است، یک قهرمان مطلق است. \"من فکر می کنم در این ارزیابی قطعا برخی حقیقت وجود دارد. برای اطمینان، چیزی شلاق زده، چیزی فروتنانه، چیزی درباره کتابهای او انتقاد کرده است. او نویسنده ای از محدوده بزرگ و هنرمند عمقی نبود؛ بنابراین به نظر می رسد عجیب و غریب (به حداقل می گویند) نام خود را در کنار تولستوی و شکسپیر، به عنوان یک نویسنده در سطح جهانی. چگونه می تواند باشد؟ با این حال، این جادوی اوست. بنابراین ظرافت عظمت او است، که در کنار او، نویسندگان دیگر به نظر می رسد کمی آشکار، یک زرق و برق دار. اگر تمام نابغه های بزرگ گذشته در یک اتاق جمع شوند، بعضی از آنها خواهان استدلال کردن، بعضی از خنده ها، بعضی گریه ها هستند؛ و آستن در گوشه نشسته است، سرکوب یک لبخند. به راستی اوستن یک پارادوکس است. او به شدت طنز دارد؛ با این حال، هیچ طنز آمیز، ملایم، دلسوز و مهربان نبود. او هر دو از محیط اطراف خود غرق و جدا شده است؛ او قادر به ارائه یک نقد فرهنگی، کمدی رفتار است، نشان می دهد که چقدر دشوار و سطحی بودن آداب روزهای اوست، در حالیکه همچنان در معرض احتمال این است که بتواند در بالاترین شادی در محدوده آن آداب قرار گیرد. او دردناک از نقص های شخصیت های مردم آگاه است و می تواند آنها را با آمادگی تقریبا شبیه به قبول قبول کند. تمام داستان های او کوچک و مرتب به اندازه کافی بر روی سر پین انجام می شود؛ با این حال، این پین به مانند ستاره به عنوان یک فلش اشاره می کند. اما این رمان خاص، کمی برای ملاقات دوشیزه آستن است. به طور معمول، شخصیت های Austenâ € ™ ثانیه بزرگ نیست؛ آنها دوست داشتنی هستند، اما فراموش نشدنی هستند. منافع اصلی، به جای آن، از جزئیات انسان شناسی، شگفتی شگفت انگیز، منطق رانندگی داستان است. این رمان متفاوت است به جای اینکه توسط ماشین آلات بی وقفه رانده شود، توسط شخصیت عاملی، اما وود هاوس، پیش می رود. خانم Woodhouse، \"خوش تیپ، باهوش و غنی،\" شخصیت گوشت و خون است؛ او دارای هوس ها، آرزوها، فریادها و حالات است. ما وقت زیادی را در سر او صرف می کنیم، به دنبال قطار افکار او؛ و هنگامی که ما در جامعه با او هستیم، ما همکاران توطئه گرانه هستیم، در کنار هم قرار می گیریم. این جالب است، و اما شرکت خوب است. اما Austen کاملا به کار مطالعه ی شخصیتی نمی پردازد. آستن برای تمام چیزهایی که در عمق به دست آمده است باید قرص و شفافیت را قربانی کند. رمان بسیار پراکنده و بادآورده است؛ مثل غرور و تعصب، یک جواهر جلا نیست، بلکه یک پرتره بی نظیر است. دو عنصر متضاد در بازی وجود دارد: شخصیت رانده شده، و داستان داستان محور. در نیمه اول کتاب، اما در سلطنت است؛ او اقدام را هدایت می کند و ما عقب می مانیم و شاهد آن هستیم. اما در نیمه دوم، آستن کنترل خود را از دست می دهد و هرج و مرج طرح های شخصی خود را به یک تصویر شسته و رفته تبدیل می کند. خوب، نه کاملا شسته و رفته، به عنوان قطعنامه ها به عنوان تخفیف و یا قابل اعتماد نیست به عنوان در داستان های دیگر خود را. تقریبا به نظر میرسد که آستن در خانم وود ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اما


 کتاب مدرسه ... است (چه وضعیه بابا)
 کتاب سال های سگی
 کتاب عشق و سایر اهریمنان
 کتاب انتخاب سوفی
 کتاب دروغ های کوچک بزرگ
 کتاب بابا لنگ دراز