کتاب اما

اثر جین آستین از انتشارات نشر نی - مترجم: رضا رضایی-ادبیات اقتباسی

اما وود هاوس یک زن جوان ثروتمند، نفیس و کاملا خودخواهانه است که در دنیا زندگی می کند و او را به شدت ناراحت می کند. جین آستن طعم خود را برای برداشتن مشاهدات اجتماعی و استعداد خود برای سرمایه گذاری رویدادهای به ظاهر بی اهمیت با اهمیت اخلاقی عمیق را تحمل می کند؛ زیرا اما با طنز ملایم از توپ های استانی و اتاق های نشیمن، در کنار مواجه شدن با شیرین هریت اسمیت، خانم بیتس چت و خسته کننده، و پدر پوچ او، آقای وود هاوس، یک گالری خاطره ای از بهترین شخصیت های آستین است. اما به نظر می رسد که هر نوع رابطه ای غیرممکن است، اما تلاش می کند تا ازدواج ثروتمند برای فقیر هریت را ترتیب دهد، اما از احساسات خود برای آقای نایتلی خوشم نمی آید. مجموعه ای از فراز و نشیب های شگفت انگیز که در آن هر نوع مکانیسم اجتماعی و کمی عجیب و غریب به طرز وحشی های خوشمزه می پردازد. اگرچه Austen قهرمان او را به عنوان یک شخص یافت که هیچکس جز خودم خیلی دوست نخواهد داشت، اما او با هوشمندانه بافته، کمدی عجیب و غریب و رمان دوستانه رفتار می کند.


خرید کتاب اما
جستجوی کتاب اما در گودریدز

معرفی کتاب اما از نگاه کاربران
با تشکر از شما، جین آستن، برای من هنوز نا امید نیستم اشاره شده است که این کتاب در طول بلوغ نوشت، چرا که نه حس و حساسیت، نه غرور و تعصب، طرح ای را که به نظر بسیار ساده است و قادر به ساخت چیزی پیچیده تر است. یکی از دلایل آن می تواند یک شخصیت اصلی باشد که پوستر را از خواندن خویش دوست ندارد (به جز در موارد خاص) و بسیاری از شخصیت هایی که تصورات دروغین می کنند. ما نمی توانیم توصیف های تفریحات مناطق روستایی را از دست بدهیم و از آثین خوب که آستین از شکایت در مورد جامعه استفاده می کند را از دست ندهد. این ممکن است کامل بوده است، اما در پایان (و من سعی خواهم کرد که آن را بدون اسپویلر بعد توجیه کنم)، موضوعات بدون هیچ ظرافتی قطع می شوند و حوادث بسیار سریع هستند. با توجه به این که از ابتدای شروع، متناقض است، نمی توانم آن را نادیده بگیرم. همانطور که همیشه، تصحیح خلاصه ای از نسخه ای که خوانده ام (یکی از مواردی که من مشخص شد): اما به هارتفیلد نمی رود زیرا او در آنجا زندگی می کند. این خسته کننده نیست و نایتلی نباید ناگهان در پاراگراف ظاهر شود. به طور خلاصه، اما وود هاوس بانوی بیست و یک ساله است، با پدرش زندگی می کند و هر دو متعلق به جامعه خوب هابوری است. کسی که حرکت می کند، ادبیات، آن وستون است، زیرا او ازدواج می کند. ازدواج تقریبا توسط اما انجام شد، از آن است که سرگرم کننده برای دست زدن به زوج ها و عروسی مربوطه است. این باعث می شود که شما سعی کنید با هریت اسمیت، یکی از دوستان وضعیت اجتماعی پایین تر، همکاری کنید. پس از © ثانیه غیر قابل تحمل بند ستایش استدلال شمارش: من عاشق بازی اما و من فکر می کنم که یکی از بهترین رمان های جین آستین (نیاز به خواندن منسفیلد پارک، برای گرفتن ایده به پایان رسید) است. است خودخواه، قضات demás طبقه اجتماعی خود، تصور می شود خیمه شب از مردم در اطراف و تنها به جورج نایتلی را به یک راست کمی در اعمال خود. او نمی خواهد از لحاظ موقعیتی که در آن زندگی می کند ازدواج کند و تحلیل کند. شما نمیتوانید آن را به محض اینکه کتاب شروع می شود را تحمل کنید چون نگرش آزار دهنده درست است، اما نمیتوانید Emma را خارج از محتوا کنید. او زندگی می کند در سن که در آن مردم توسط اموال خود و درآمد سالانه آنها تعریف شده است، بنابراین او همین کار را می کند، زیرا در واقع، او آنقدر هوشمند نیست. قدرت مشاهده آن ناپیوسته نیست و البته، پاراگرافهایی وجود ندارد که در مورد زندگی یا اقتصاد انگلستان فلسفه کند. اطلاعات او بر اساس آنچه که در آن قرن برای زنان در نظر گرفته شده است. بدیهی است، مردان هستند Medaa با پارامترهای دیگر و شاید به همین دلیل اعتصاب وتر اما و فرانک چرچیل و یا التون، که غیر قابل تحمل تر هستند که او (مشاهده اسپویلر) [(و نه، برای من پایان از آن استفاده نکن (پنهان کردن اسپویلر)]، انجام نده بنابراین ما تغییر نکرده ایم نکته مهم این است که Emma افکار و نگرش ها را مختل می کند، زیرا او دچار مشکل می شود، زیرا بعد از همه، او توانایی انتقاد خود را دارد. من او را دوست داشتم پیشاپیش اعمال خود را قبل از اجرای آنها پیش بینی کنم، زیرا او خیلی هوشمندانه بود. دیگران شایسته هستند که ذکر شود زیرا آنها جهان آستن را تکمیل می کنند. نایتلی، هریت و آگوستا سه نمونه از انواع مختلفی از مردم هستند که اغلب در این رمانها یافت می شوند، اما ویژگی هایی دارند که آنها را از بقیه متفاوت می کند. نایتلی همه چیز دارد و فرض نمی کند، هریت چیزی ندارد و اهمیتی ندارد و آگوستا همه چیز را دارد و در هر چهره ای که از او عبور می کند، او را می کشد. من فکر می کنم آستن به خوبی با این سه کار می کند و آنها را توسعه می دهد به طوری که آنها به عنوان نمونه ای از جامعه ای که به سمت در کنار آن می نشینند باقی می مانند (درمان متقابل است، به من جرات می گویند). سپس پدر پدر است، همیشه برای کمک به سهم طنز با نگرانی بیش از حد پزشکی و اقلیمی آماده است. همه بسیار صادقانه هستند و برخی از عبارات از دیدگاه قرن دوستانه تر، قابل هضم هستند، هرچند منافقان زنده ماندند. داستان اولیه puntapià © است که اما هریت می خواهد در هزینه یک مرد فروتن که دوست دارد، ازدواج سیگنال ± و یا التون، که تحرک رو به بالا است. هریت یک نوع از پروژه است و با وجود دستکاری هایی که دختر فقیر بدون ارائه مقاومت ارائه می دهد، دوستی بین آنها در طرح مهم است. از آنجا، سوء تفاهمهایی وجود دارد که نمیتوان در رمانهای آستین گمراه کرد، کلمات اشتباه گرفته شده، ذهنها کمی صدایی میشنوند. رقص، بازدید و گشت و گذار وجود دارد (چیزی که دیگر نمیتوانید انجام دهید، زیرا آنها در لندن نیستند) که به عنوان چارچوبی برای این رویدادها استفاده میشوند. آنها به خوبی مسلح هستند و بسیاری از مکالمات غیر ضروری را شناسایی نمیکنند، به جز خانم بیتس، زیرا شخصیتش مورد نیاز است. همیشه این احساس وجود دارد که آنها می گویند چیزی ساده است، اما می توان بر آن غلبه کرد. روایت تیز است و من را تحمل پذیر تر و حساس تر از سایر رمان های آستین (مثلا احساس و احساسات) می کند. اساسا همه چیز خوب است. با این حال، به دلیل ...

مشاهده لینک اصلی
دروغ نمی گویم، خوشحالم که می توانم این کتاب را در نهایت بسته کنم. و این بدان معنی است که من آن را از ابتدا تا انتها / هر صفحه ای از آن / / نه DNF بزدلانه خوانده ام. من به خودم افتخار میکنم از شما متشکرم. مشکلات اصلی این کتاب، که به نظر من خیلی طول کشید تا به پایان برسد، عبارتند از: 1. ضخامت این کتاب (شگفت انگیز Lol) 2. زندگی ذهنی از جامعه ی کلاس بالا باعث می شود که خواندن احساس تکراری شود. و همچنین اقلیت درگیری که منجر به عواقب صریح من می شود. 3. عاشقانه محدود از زوج ها، به ویژه بین اما و .... (من نمی توانم بگویم). خوب، من واقعا به این دلیل ذهن ندارم اما صادقانه بگویم، این جایی است که داستان تمام توجه من را به خود جلب کرده است. به طور جدی، چرا خیلی دیر و خیلی کوتاه است؟ به استثنای اعتراض من، با ضخامت کتاب، توضیحات بسیار دقیقی از شخصیت ها و همچنین تنظیمات ارائه کردم. چگونه مردم در آن زمان تعامل و چگونگی افراد بالا طبقه زندگی خود زندگی می کردند. آنها دوست داشتند برگزاری یک مهمانی را انجام دهند و زمان مراقبت / تداخل زندگی دیگران را صرف کنند (می تواند خوب یا بد باشد). و البته، این کتاب به من مقدار زیادی از درس های زندگی و انواع شخصیت های مردمی داد. خوبه. من بیشتر از بعضی از شخصیت های خودم، اما وود هاوس و جین فیرفکس را دوست دارم. آنها هر دو زنان متفکر هستند. و البته آقای نایتلی. این شخصیت مورد علاقه من اینجاست. بنابراین، چون بعد از پیروزی بر این کتاب، باید بعد از پیروزی بخوابم، من درباره داستان کوتاه این کتاب صحبت نمی کنم. شما می توانید خودتان را بخوانید. برای همه کسانی که قصد خواندن این کتاب را دارند و یا در حال خواندن آن است، از آن لذت ببرید. شما می توانید آن را انجام دهید!

مشاهده لینک اصلی
هشدار: اگر طرفدار جین آستن و @ @ amazing @ work هستید، این را بخوانید. این بررسی بسیار منفی خواهد بود. و من می خواهم معنی خوبی باشد. و تایید شده است که من تنها کسی هستم که هرگز جین آستن را دوست ندارد! 2013 اکتبر 27 ویرایش دانستن آنچه برای ارزیابی این ستاره ها !! (احتمالا من خوشحال خواهم شد و 1 ستاره را به او خواهم داد) Ugggggggggggghhhh !!!!!!!! بنابراین شما ممکن است از خودتان بپرسید که چرا حتی کتابی را که توسط جین آستن خوانده شد، پس از آنکه من تجربه بسیار بدی با Pride and Prejudice داشتم، اما من انسان خوبی هستم و می خواهم جین آستن را به عنوان یک خواننده خوب به من بسپارم. اما PLEEASSEEE !! جین آستن شما و من انجام شده است. بیش از یک سرمایه O! اما خیلی خوب حرف زد ... بسیار بهتر از غرور و شگفتی ... اما بعد از 100 صفحه و گفتگو بین افراد ثروتمند، من خودم را به مرگ می کشیدم و در واقع در حال چرخش بودم مانند یک دیوانه جادوگر فریاد زدن @ لطفا! اجازه دهید این کار تمام شود !! خوب من بالاخره تصمیم گرفتم که چیزهای هوشمندانه ای داشته باشم و فقط خواندن کتاب را متوقف کردم و هرگز آن را دوباره خواندم (تقریبا سه هفته طول کشید تا این را بخوانم!) همه می توانم بگویم این است که پس از اتخاذ تصمیم، وزن خود را از شانه هایم احساس کردم. من واقعا نمی فهمم آنچه که مردم درباره جین آستن دوست دارند ... من درک می کنم دشوار است. منظورم اینه که من حتی نمی دانم چه چیز بسیار جالبی در مورد افراد ثروتمند که به خاطر الاغ متاسفانه احساس بدی می کنند و تصمیم می گیرند که ازدواج کنند و چه کسی ازدواج نکند ... و واقعا اما فقط یک جنون است. معنی، خودخواهانه، بیتکچش !!! اگر مردم مانند یک قهرمان اصلی هستند: خودخواه، احمقانه، مردم را با سطوح جامعه قضاوت می کنند و به نظر می رسد، بی ادب و ساده و قدیمی خراب و معنی ... خوب من واقعا نمی دانم چه باید بگویم، به غیر از ... موفق باشید با زندگی تو اما فقط یک کتاب بود که به نظر من باعث شد شما می خواهید کتاب را در اطراف اتاق پرتاب کنید و بکشیدWHAT IN THE HELL؟ @ از بررسی هایی که خوندم همه دوستم را دوست داشتند زیرا او معنی و خودخواهانه بود ... واقعا مردم؟ واقعا خوشبختانه خوشبختانه من آن را به عنوان سرگرم کننده و یا بسیار جذاب و یا عالی به عنوان هر کس دیگری بود. من نملا @ عالی @ را یافتم و یا او را دوست داشتم در واقع من عاشق او متنفر بودم من فقط نمی توانم باور برخی از چیزهایی که او گفت! و بعد از خواندن یک صفحه درباره قضاوت مردم به نظر آنها، من خودداری کردم و گفتم که فقط @ WOW را می گویم @ من فکر می کنم این بدترین کلاسیک است که تا به حال خوانده ام ... و من عاشق کلاسیک هایی هستم مانند: پیتر پن، جین ایر، آنی از سبزهای سبز و غیره. اما این کتاب و من به معنای احترام به طرفداران جین آستنس نیست، نام @ classics @ را در شرم قرار دهید: /. در حال حاضر من واقعا باید به صداهای من گوش فرا داد و این چیز عالی چیزی به نام وجدان به شمار میرود ... زیرا پس از آن نباید از طریق این رنج رنج برده شود. شاید من باید سعی کنم آن را پایان دهم یا آن را دوباره بخوانم اما ... من نوشتن می کنم؟!؟!؟! جین آستن با عرض پوزش من فکر می کنم نسخه فیلم کتاب های شما WAY بهتر از کتاب های واقعی شما است. مشاهده آن در GIRL READING

مشاهده لینک اصلی
ادامه سفر ما به جین آستن بلو! اما بسیار شبیه استدلال است، اما با یک تن بسیار، سبک خیلی سبک تر. این می تواند آن را تامین کند؛ در حالی که آن صرف تقریبا تمام احترام برای عشق گمشده است، اما بیش از حد مشغول دخالت در همه کسانی که عشق زندگی می کنند برای بیش از حد گول زدن در مورد خود او. اما او در جایی که ملاقات می کند، نقش چشم او را ایفا می کند، به آن می گوید که خودش را به دست بگیرد و سپس با یک دبیر محلی محلی را برگزار می کند که احتمالا شامل یک صحنه طولانی می شود که هرکدام از آنها به دور از یکدیگر صحبت می کنند و با گفتن اینکه آقایان پیشنهاد می کنند، به امام برای اینکه بخشی از آن، آن احتمالا به اندازه کافی معقول خواهد بود که به طور مؤدثانه اجتناب کند اما اما تصور می کند که این عقیده را ویران می کند. کار با من در اینجا، مردم است. امام نیز موفق به داشتن آنچه که ممکن است یکی از ادبیات اولین راویان غیر قابل اعتماد است. درست است که اما و راوی به طور کلی متمایز هستند، گاهی اوقات با هم خونریزی می کنند و حتی زمانی که یک ملودی درونی او موفق به ربودن داستان می شود، هرگز حتی مبهم نزدیک به چیزی است که هوربرت در لولیتا می کند. با این حال، زمانی که متوجه شدم که کتاب به من دروغ گفت، من شوکه شدم. من در این نوشتار به این چیزها نگاه می کنم، اما از نظر آستن انتظار نداشتم. کل شوخی او این است که او خود را تصور می کند که یک همکار بدون برابر باشد در حالیکه به طور همزمان مدیریت می شود که درک عمیقی از احساسات واقعی هر شخصی، از جمله خودش داشته باشد. سرانجام، در نهایت، در نهایت در نهایت به پایان می رسد، اما تنها پس از فریب دادن خود (و شاید خواننده، اگر آنها ضخامت مانند من باشد) برای بیشتر از همه داستان. علیرغم لجن نابودی عاطفی غیر ضروری، اما پس از پیروزی او، او نمی تواند کمک کند اما او را در پایان کتاب دوست دارد. عمیق تر، او بعد از همه چیز خوب است. چیز دیگری که من برای دادن Austen kudos برای اینجا قرار داده شده است، یک بار دیگر، توصیف عالی است. اما عادت وحشتناکی دارد که تصمیم بگیرد که دیگران متکبر، متکبر و مزاحم باشند، و او را دوست ندارند! چرا، هرگز چنین چیزی را انجام ندهید! و هنگامی که او اجتناب ناپذیر است، او البته آن را منطقی و سوگند می خورد، در هر صورت، دوباره آن را انجام دهید. و سپس او می رود و این کار را دوباره انجام می دهد. اگر شما می توانید اما را بخوانید و متوجه نباشید که چند ویژگی شخصیتی مشترک با او دارید، احتمالا شما به خودتان دروغ می گویید.

مشاهده لینک اصلی
اما آخرین رمان جین آستن قبل از مرگ است و (همراه با منسفیلد پارک) یکی از طولانی ترینش است. برای او، ناشران را ارتقا داد. این توسط معتبرترین جان موری، که همچنین بایرون داشت، منتشر شد. او به عنوان یک نویسنده محترم موری تحت تاثیر قرار گرفت و اما توجه بیشتری نسبت به کتاب های قبلیش داشت، از جمله بازبینی از والتر اسکات، مرد خسته کننده معروف که او را به نام «موجودی باهوش» نام نهاد. خیلی زود متوجه شدم که او به عنوان یک نابغه شناخته شده بود.در طول عمر او او یک نویسنده با اهمیت و موفق بود، که نام قلم آنA Lady بود. @) اغلب شادی را با تهیه آماده سازی احمقانه نابود کرد! اما شخصیت فوق العاده ای است: پیچیده، با دقت کشیده شده، به طور کامل انسان. همه چیز برای او اهمیتی ندارد؛ من انجام می دهم. اگر مایل باشید لطفا یک نفر را نادیده بگیرید، و یک چیز بزرگ را نادیده می گیرد. من از این که چگونه به طور کامل در فرمان نوشتن آستن خود در سراسر کتاب تاثیر می گذارید، تاثیر گذار بودم. چقدر دقت می کند قادر به ارائه اطلاعات، روشن ساختن چه کسی می داند چه چیزی و چه کسی حدس زده اشتباه در مورد چه چیز دیگری و چرا همه چیز پایین است. آستن همیشه به شما چیزی نمی گوید - او به شما اعتماد می کند تا بیشتر آنچه را که در خود اتفاق می افتد انتخاب کنید - اما همه اینها برای شما وجود دارد. بی عیب و نقص آن، در آن است که دقیقا همان چیزی است که آن را انجام می دهد. و مثل همیشه، بی نهایت قابل تقسیم است. مطمئنا همه چیز احمقانه است و اگر مردم با روش های محکم انجام می دهند، احمقانه نیستند. شرارت همیشه شرارت است، اما حماقت همیشه گناه نیست. - این بستگی به شخصیت کسانی است که آن را اداره می کنند. به نظر می رسد، برخی لحظات Squidgy وجود دارد. اگر من اشتباه نکنم، پیامی در مورد خطرات تلاش برای دیدن ایستگاه بالاتر از ایستگاه وجود دارد که به خوبی با خوانندگان مدرن نشسته است، درست است؟ کدام یک به طور کامل با پیام زمان نیست؛ آستن دوست سموئیل ریچاردسون، که فکر می کرد جنبش طبقاتی کاملا ممکن است تا زمانی که یک بانوی گرم شدید وجود داشته باشد. اما این همان چیزی است که در مورد آن وجود دارد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اما


 کتاب کیمیاگر
 کتاب برای یک روز بیشتر
 کتاب نان سال های جوانی
 کتاب ماجراهای پینوکیو
 کتاب بار هستی
 کتاب وداع با اسلحه