کتاب بازمانده ی روز

اثر کازوئو ایشی گورو از انتشارات کارنامه - مترجم: نجف دریابندری-ادبیات اقتباسی

در سال ۱۹۵۶، استیونز، پیش‌خدمت پیر عمارت دارلینگتن، سفری را با ماشین به سمت غرب انگلستان آغاز کرده که به سفری درون گذشته‌اش منتهی می‌شود... ؛


خرید کتاب بازمانده ی روز
جستجوی کتاب بازمانده ی روز در گودریدز

معرفی کتاب بازمانده ی روز از نگاه کاربران
این فوق العاده بود. Ishiguro چنین روش توسعه یافته ای را برای کاوش آگاهی، قدرت سرکوب، انکار خودخواهانه و عواقب مخرب پشیمانی دارد. راوی این است که یک قصابی سخت و نرم است. او همه چیز را به حرفه اش داده است؛ او کمی از شخصیت خود را برای توسعه اش ترک کرده است. شخصیت (ها) او شبیه سازی می نماید صرفا نمایندگی از نیازهای کارفرمای خود است. او به طریقی رفتار می کند که او فکر می کند که او را آرزو می کند: او شخصیتی را برای هر شخص ایجاد می کند. بنابراین، در سمت چپ فردی روی سطح بسیار کمی وجود دارد. او به سادگی یک کارد آشپزخانۀ حرفه ای است که کارفرمای کنونی خود را از ویژگی های خود دور می کند. آنچه که او به شدت مورد نیاز بود، بیداری بود: او به شدت نیاز داشت تا از خود بیرون بیاید و دقیقا به یاد داشته باشد که او زیر لایه های دروغین و ممتاز اخلاق است. اما، در کل آن ممکن نیست. استیونسون طول می کشد حتی به یاد داشته باشید که او است. او به سفر خاطرات می رود، و از این طریق او در نهایت همبستگی بین سرنوشت خود و پدرش را می بیند؛ او متوجه می شود که او نیز برای کارش خیلی قدیمی است. اما، او باید عمیق تر به گذشته بچرخد تا خود را به طور کامل به یاد آورد. او باید به تصمیمات پشیمانی که او ساخته است، عمیق تر نگاه کند، هرچند که هرگز نمیتواند به طور کامل از چنین پشیمانی اذعان کند؛ زیرا این کار باعث می شود تا خود را نابود سازد و تمام زندگی بی معنی، بی ارزش و هدر رفته را نشان دهد. او تمام عمر حرفه ای خود را پشت یک ماسک صرف کرده است. او هیچ دوست واقعی ندارد، و ارتباط او با دورترش کم کم کم می شود. چند لحظه زمانی وجود دارد که حجاب می افتد؛ با این حال، آنها واقعا برای شخصیت های دیگر قابل مشاهده نیست. من فکر می کنم در زمان ها، این تا کنون رفته است، استیونسون در واقع فراموش می کند که او چه کسی است. ماسک طول می کشد و رفتار خود را کنترل می کند؛ اتاق کمی برای احساسات و دوستی وجود دارد: مردم آن را با اعمال سخت گیرانه خود از حرفه ای خاص منحرف می کنند. \"آقای استیونز، شما متوجه شدید، اگر شما تا به حال برای سالخوردگی خود را در سال گذشته داشته اید، چقدر برای من اهمیت دارد؟\" شما می دانستید که چقدر ناراحت شدم وقتی که دختران اخراج شدند. آیا شما متوجه چقدر آن را به من کمک کرد؟ چرا، آقای استیونز، چرا، چرا، چرا همیشه باید وانمود کنید؟ â €\nمتاسفانه برای استیونز او این ماسک را پوشانده است. این همه منجر به این احساسات بد و زندگی حباب می شود. در واقع، او مانند دورتر می شود. او در این کشور دائمی گیر کرده است. تعطیلات کوتاه او همه خاطرات خود را به حالت عادی بازگرداند. او راه های مختلفی را که او می توانست داشته باشد، می بیند، اگر او برای خواسته های خود باز است. در داستان او درجه از پشیمانی وجود دارد، اما او نمیتواند کامل بماند؛ او نمی تواند به طور کامل اعتراف کند که او آرزو دارد که زندگی خود را زندگی کند. او بیش از حد رفته است تا راه های خود را عوض کند. اگر او اکنون تغییر کرد، زندگی اش از بین خواهد رفت. او باید در این مسیر ادامه دهد، که اجازه نخواهد داد از بقایای روزهایش لذت ببرد. این یک رمان غم انگیز است؛ آن شخصیتی را نشان می دهد که به طرز باور نکردنی خیره مانده است که مانع از دریافت هر تجدید یا رستگاری می شود. او نمی تواند تغییر کند، و این عذاب اوست. او خسته کننده است و سست است. او یک مرد بی رحم است که به سادگی از احساسات خود پشیمان نیست. به عنوان یک شخصیت او فوق العاده نوشته شده است، اما در یک سطح فردی من او را تا حدودی پخته. هرچند بخشی از تعجب این داستان است. استیونز نقش او است؛ او هرگز آن را تحمل نخواهد کرد. من فقط برای او متاسفم زیرا او واقعا یک زندگی گمشده داشته است؛ بله، او یک کار موفق داشته است؛ بله، او با برخی از شخصیت های سیاسی معتبر و صاحبنظران خارجی دیدار کرده است. بله، او معتقد است که او به انجام و موفقیت آمیز است، اما در مسیر چیزها، او غیر قابل انکار وحشت زده و تنها است. این ها به سادگی بهانه هایی است که به خود می گوید. او دوستی و عشق را از دست داده است: او فقط تنهایی و انزوا را تجربه کرده است. در این، Ishiguro ارائه می دهد هیبت هیجان انگیز قدرتمند بیانیه در رابطه با خطرات زندگی تظاهر. این حرکت، قانع کننده و عالی بود. این آخرین رمان Ishiguro من نیست که بخوانم. این کتاب به معنای واقعی کلمه شگفت زده شده است که چگونه این کتاب خوب بود.

مشاهده لینک اصلی
حالت، جو، شخصیت. کپسول سازی zeitgeist، تفسیر اجتماعی؛ @ باقی مانده از روز @ می افتد به سمت تاریک بشریت. خیلی در صفحات این کتاب فوق العاده، حساب یکی از آخرین بطریانی که در یک وانت بزرگ در انگلستان کار می کنند، بسیار زیاد است. عزت چیه؟ به نظر می رسد موضوع عمده ای است که تمام تجربیات مختلف خود را از تبدیل شدن به یک فرد تا حد زیادی به حاشیه رانده، تبدیل شدن به کسی با ارزش متفاوت از دیگران است. داستان عشق دلهره است؛ سطح سرکوب لمس است.من عاشق @ Never Let Me Go @، \u0026 amp؛ این یکی به نظر می رسد بیشتر در ارتباط با آن یکی از، به عنوان مثال، شگفت انگیز @ منظره پر از هیلز @ یا بیمار / غمگین / عجیب و غریب @ هنگامی که ما یتیم شد. @ @ Never Let Me Go @ در مورد زباله های جوانان است، در حالی که @ Remains @ در مورد یک زندگی است که به طور کامل در یک کشور محدود به طور دائم زندگی می کردند. آنها هر دو به همان اندازه غمگین و شگفت انگیز هستند، قطعا خواندن آسان نیست؛ جدی \u0026 amp؛ قبر در تن و موضوع. Kazuo Ishiguro یک انسان مرد ادبی است.

مشاهده لینک اصلی
احساس ناراحتی از طریق رگهای من لرزید و زبانم را در زنجیرهای آهن محکم می کرد؛ روح من در زندان به نظر می رسید، و اگر از تو پاره شود، باید آن را به یاد بیاورم @ Susanna Blamire یک سایه روی من گذاشت. اوه، دیروز به طور ناگهانی آمد. @ دیروز، @ لنون-مک کارتی، 1965 تقریبا غیرممکن است که این رمان را بدون اشاره حداقل (به عنوان من در بالا) به یکی از صحنه های بسیار دلخراش در تمام ادبیات توصیف کند. رمان Ishiguros حافظه انسان را انحنا می دهد - ظرفیت، قابلیت اطمینان، فساد و اشتعال پذیری. همانطور که داستان به سمت جلو حرکت می کند، او سرنخ هایی را به دلمشغولی خاطرات خاطرات راوی استیونز از دهه ها در خدمت در تالار Darlington و ارتباطش با سرپرست خانم کننت می گذارد. در ابتدا، ابرهای نجیب زاده، حجاب های خلسه ای را پر می کند، سپس Ishiguro به تدریج ستون های تاریک ستون های کومولوس ایجاد می کند تا قلب محکم را شکست دهد. من نمی توانم بدون فاش کردن یک اسپویلر بیشتر بگویم. من می توانم بگویم این رمان فوق العاده عمیق در روشن شدن وgetting از طریق خواننده @، دو موضوع است که به طور بالقوه زندگی برای هر خواننده تغییر می کند بی نظیر است: 1) ماهیت دلهره بازتاب وforever حدس زدن آنچه ممکن است رخ داده است تا به حال چنین بوده و چنین لحظه ای متفاوت شده است؟ ... در حالی که همه چیز به خوبی از صحبت کردن در مورد نقاط چرخشی صحبت می کند، مطمئنا می توان چنین لحظاتی را به صورت گذشته نگاه داشت. به طور طبیعی، وقتی امروز به چنین مواردی نگاه می کنیم، ممکن است آنها واقعا در لحظه های حیاتی و گرانبها حضور داشته باشند؛ اما البته، در آن زمان، این تصور یک نفر نبود. در عوض، آن چنان بود که تعداد روزها، ماهها، سالها که در آن گنجایش ارتباطات [...] بود؛ تعداد نامحدودی از فرصت های بیشتر که در آن برای اصلاح اثر این یا آن سوء تفاهم .... @؛ و، شاید شاید ... چیزی برای مشاوره وجود دارد. . . که [یک] باید چشم انداز مثبت بیشتری را اتخاذ کند و سعی کند تا بهترین چیزهایی را که از روز به دست می آید، بسازد؛ و برعکس، 2) تحقق حیاتی مهم تر که باید برای لحظات حیاتی و گرانبهای امروز و امروز مورد توجه قرار گیرد و باید هر گونه تلاش برای مرتب کردن یک رابطه در زندگی و تلاش برای اصلاح سوء تفاهم با دیگران انجام دهد. در حقیقت، ما چشم از این واقعیت (به ویژه هنگامی که جوان بود) را از دست می دهیم که تعداد روزهای بی حد و حصر وجود ندارد و فردا نباید منتظر بمانیم، که در آن روز امروز دیروز یکی دیگر خواهد بود: \"مرگ من گوش می کند؛ زندگی می کند، او می گوید ... من می آیم. VirgilWhat بیشتر می تواند از یک بخش از ادبیات از فرصت برای روشنگری و این اخلاقی که ما باید از خواب بیدار، گوش دادن به قلب و، به هر وسیله، آن را دنبال کنید. امروز (یا در اسرع وقت امکان پذیر است). این رمان به من یک نقل قول که سالها پیش در مدرسه دیده بود را یادآوری می کنم: @ در مورد کتاب های خوب، نکته این نیست که ببینند چند نفر از آنها چه می توانند بشنوند، بلکه چه تعداد از آنها میتوانند به شما دست پیدا کنند. @ MJ Adler

مشاهده لینک اصلی
این کتاب پر از butlers است

مشاهده لینک اصلی
وقتی که من صرفا حدود 30 صفحه یا بیشتر از این کتاب را خوانده بودم، باید اعتراف کنم که من در حال بحث در مورد ادامه یا عدم ادامه دادن آن هستم، با توجه به حرکت غیرقابل تحمل آهسته طرح. پس وقتی که من تا نهایت به پایان رسید، نمیتوانم کمک کنم اما احساس می کنم به شدت سپاسگزار به قضاوت بهتر من نسبت به دادن آن. از آنجا که تا آن زمان من به یک جرم دلخواه و احساساتی از احساسات و اشک ها رسیده بودم، در حالی که در معرض انشعاب بزرگ قرار داشتم و با گذشت زمان به موفقیت های قابل توجه نویسندگان عجین شده بودم. باقی مانده از روز کادو اسحیفوسوس به انگلستان - شکوه های گذشته اش، عواطف متعدد و اشتباهات. از طریق زندگی استیونز، شخصیت اصلی و یک قاتل انگلیسی قاطعانه به یک پروردگار برجسته، Ishiguro ما را در سفر دو کشور از طریق دو جنگ که مالی آن را فلج کرد و آن را به حاشیه های سیاست بین المللی را به عنوان یک کشور دیگر به آرامی افزایش یافت جای خود را بگیرد با این حال، این تنها داستان انگلیس غول پیکر نیست، بلکه یک درام انسانی است که در اطراف مضامین مانند کشف خود، پشیمانی ماندگار، نوستالژی، عشق ناکام و تمایل ماندگار برای شروع دوباره به کار می رود. Stevens نه تنها نمادی از پیچیدگی بی نظیر که فرهنگ انگلیسی را تعریف می کند، بلکه نشانه ای از انعطاف پذیری غیر قابل انکار آن است. از اشتباهات غیرقابل تصوری که در طول یک سفر طولانی و پر جنب و جوش انجام می شود - یعنی سفر زندگی یک انسان یا یک ملت است. هرچند شایستگی اشعار اسحیفوروز ممکن است گاه گاه به یکباره یکنواخت باشد، هرگز بیش از حد بزرگ مانع به حرکت در اطراف. در واقع، این زبان ظریف است که به نظر من این رمان را به لیگ ادبیات کلاسیک انگلیسی هدایت می کند. بعلاوه، ظرافت های غیرمنتظره ای که از داستان داستان اسحیفوگوس داستان می گیرند، کمتر اهمیتی نمی دهند. اوه بله، قطعا سزاوار مرد بوکر برای این است. و من فکر می کنم اکنون عملیات تهیه تمام آثار منتشر شده اییحورو را آغاز خواهم کرد. (نقد در ابتدا در: - نوامبر 24، 2012)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بازمانده ی روز


 کتاب زیردست
 کتاب ما یادآوری کاملی را برای شما ممکن می سازیم
 کتاب آستریکس در سرزمین گل
 کتاب آخرین مستعمره
 کتاب ماجراهای پینوکیو
 کتاب پنج هفته در بالون