کتاب بازمانده ی روز

اثر کازوئو ایشی گورو از انتشارات کارنامه - مترجم: نجف دریابندری-ادبیات اقتباسی

در سال ۱۹۵۶، استیونز، پیش‌خدمت پیر عمارت دارلینگتن، سفری را با ماشین به سمت غرب انگلستان آغاز کرده که به سفری درون گذشته‌اش منتهی می‌شود... ؛


خرید کتاب بازمانده ی روز
جستجوی کتاب بازمانده ی روز در گودریدز

معرفی کتاب بازمانده ی روز از نگاه کاربران
تا آنجا که من می توانستم این را ببینم مانند یک خدمتکار و دوشیزه در یکی از آن ملک های بریتانیایی بود که ارباب ها زندگی می کردند و آنها یکدیگر را نمی گرفتند. آخر. این برای بیش از 200 صفحه است. مثل من می توانم نژادهای جالب تر جادویی را سازماندهی کنم. حتي اگر حلزون خوابيده باشد، از اين کتاب بسيار مشتاق خواهد بود. من می توانم بگویم که این کتاب به نظر می رسد خوب است و آنها یک فیلم ساخته، اما این یک مثال بسیار خوبی است که چرا ادبیات با بازی های کامپیوتری جایگزین می شود. شما یک بازی کامپیوتری با نام Remains of Day نخواهید دید. شما ممکن است یکی از نامهای Remains of Bitches را ببینید اما هنوز روزها نیست. چرا این نویسندگان فکر می کنند که ما باید بدانیم که یک آشپزخانه در حال ضربه زدن به بینی خود است یا خیر. من این را نمی گیرم اما شاید این چیزی است که هموطنان بریتانیایی همجنسگرا هستند، همه کارکنان و خدمتکاران و هرگز یکدیگر را از بین نمیبرند. اوه متشکرم - هشدار اسپویلر !! حالا شما مجبور نیستید آن را بخوانید اما می توانید تقلید کنید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب زیبا و دلتنگ کننده ای از کم توجهی و در مورد قیمت برای پیروی از کنوانسیون، وظیفه وظیفه بیش از خواسته ها (بیان یا نه) از قلب. من هنوز این فیلم را دیده ام، اما من آن را شنیده ام، صدای ضعیف و سوال های فلسفی عمیق تر مطرح شده توسط انتخاب های عیسی جورو در روایت و موضوعات را به تصویر کشیده است.

مشاهده لینک اصلی
روزهای تعطیل روزنامه - نامه ای باز به جیمز، من می دانم که مقدمه باید، مؤدبانه باشد، اما در این مورد من پیشنهاد می کنم که ما آنرا پرش کنیم. این شما اهمیت می دهید و هیچ کس دیگری نیست. برای اولین بار، پایان سفر خود را چگونه بود؟ آیا بازگشت شما خوشایند بود؟ من امیدوارم که هیچ یک از ناراحتی هایی که در هنگام ترک خانه از مسیر خود گذشت عبور کنید. آقای Farraday خوب این سفر موتور را پیشنهاد کرد. برای مدت زمان بسیار طولانی در آن سالن پخته شده اید. مناظر مختلف به شما یک دیدگاه جدیدی داد، در واقع. ناگهان شما در عرض یک هفته رشد کردید. آره، بله، من سفرنامه و تفسیر شما را خوانده ام. من کاملا آنها را گرفته ام. بسیار دشوار نیست. اگر چه، متوجه شدم که شما اغلب به سوالات خود پاسخ می دهید. من به شدت تصور می کنم که این ها نشانه ای از سردرگمی نیستند، بلکه از تردید برای تایید واقعیت است. این کمی زحمت کشیدن و یک سن پیشرفت بود. آیا نمی توانم یک بازی خوب انجام دهم؟ آیا این مسئله دشوار بود که توجه خود را به موضوع جشن و سرور و شأن و احترام خود در تمام نوشته های خود مشاهده کنید. واضح است که توجیه چیزی است که شما دنبال آن هستید. سپس، بله جیمز، شما یک سرایدار عالی و با ارزش است. اما آیا به تمام اشتباهاتی که شما انجام داده اید حساب می شود؟ نه، البته، نه. شایستگی شما در توانایی شماست که در طول زمان تلاش نکنید حرفه حرفه ای خود را (به عنوان یک آشپزخونه) نگذارید. همیشه باقیمانده آرامش، آرامش و آرامش است. بنابراین با رسیدن به هدف خود از عظمت و از بین بردن احساسات و اعتقادات درونی شما، جنبه حیاتی زندگی را از دست داده اید. برای شما می بینید، شأن و عظمت، جلوه ای شاد و مفید خود را، مانند پدر خود را قبل از شما، از دست خواهید داد. butlers بزرگ می آیند و بروید، اما یک دوست خوب، شوهر یا پدر برای همیشه در نظر گرفته خواهد شد. اما جیمز، اگر فقط شما را به جهش گرفته بود، آه و هوس، پشیمانی چیزی است که باید در آن ساکن باشیم. این در حال حاضر نفوذ خود را برای بسیاری از سال. خانم کنتون را برای انتخاب مسیر دیگری صرفا به خاطر پنهان کردن به اوج لذت برسانید؛ اما سرنوشت صحبت کرده است، و اکنون با خوشحالی ازدواج کرده است. او گفت که همه چیز خوب است، درست است؟ حرکت کن به خاطر او، جیمز. همانطور که برای لرد دارلینگتون، حماقت او است؛ آنها مال شما نیستند. وفاداری به اندازه کارفرمای شما تحمل نمی شود، بلکه به این معنی است که شما چگونه به آنها خدمت می کنید. شما باید این را بدانید تا حالا. سپس بقیه را بگذارید. پس از اصلاح گذشته، یک تجارت بدبخت است. من می دانم که شما در طول این روز در این خط ساکن هستید، زیرا شما در روز پنجم روز در جاده ای وارد نشده اید. مردی که در حیاط خلوت بود درست بود، در گذشته با هیچ اقدامی ناکارآمد نبوده است. روز هنوز نشده است هنوز هم می شود به دست آورد و انجام شود. شما درست می گویید، کارهای خود را انجام می دهید. نور را با طنز ببندی. زنان از مردان با طنز لذت می برند. خب، در هر صورت، طنز شما را جوانتر خواهد کرد. ببخشید، جیمز. به تلاش جدید خود برکت دهید اگر شما می توانید اخبار پیشرفت های خود را ارسال کنید. LouisePS: فقط در صورتی که از شما تعجب می کنید، من مسن تر نیستم. فقط کسی است که دوست داشتنی است.

مشاهده لینک اصلی
این یک پرتره الهامبخش از آشپزخانه انگلیسی کامل و جهان فرومایه و ناامید خود در انگلستان پس از جنگ است. \"در پایان سه دهه خدمات خود را در سالن Darlington، استیونز در تعطیلات، رانندگی در کشور، به امید پیوستن با یک زن که او تا به حال یک بار کار کرده است، و با آنها احساس برخی از شکل خفیف صمیمیت. اما تامپسون و آنتونی هاپکینز در فیلم - از The GuardianOver این چند روز، او به دنبال کار خود به نظر می رسد برای اطمینان خود را که او خدمت کرده است بشریت با خدمت \"نجیب زاده عالی\". اما خیره کننده در حافظه او شک دارند در مورد واقعی طبیعت لرد Darlingtonâ € ™ â € œgreatnessâ € و graver تردید در مورد ایمان خود را به مردی که او خدمت کرده است. یک داستان ویرانگر، ایجاد یک تعجب که چگونه چنین افرادی ممکن است وجود داشته باشد، افرادی که همه خودخواهی را انکار می کنند، که هر گونه نیاز شخصی برای محبت را انکار می کنند. البته، فیلم با شکوه بود. اگر هنوز آن را ندیده اید، لذت خود را انکار نکنید. و قطعا اشتباه خواهد بود که خود را از خواندن این کتاب عالی لذت ببرید.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** چرا بسیاری از سالها منتظر خواندن این کتاب بودم؟ زیباست. من آن را خیلی دوست داشتم که تقریبا در یک نشست آن را تمام کردم. من احساس می کنم کمی مانند آقای استیونز، نشسته در اسکله در پایان داستان، تعجب که چگونه زندگی او می تواند متفاوت بود. در حالی که آقای استیونز به فکر یک عشق گمشده است؛ من فکر می کنم کتاب های بد که می توانستم از آن اجتناب کنم، در صورتی که من در عوض Ishiguro را برداشتم. خلاصه داستان کوتاهی را حفظ کردم، زیرا بسیاری از دوستان GR من قبلا این را خوانده اند. این داستان توسط آقای استیونز، یک متخصص انگلیسی سنتی، که چند دهه تحت لرد Darlington خدمت کرده است، گفته شده است. روایت در سال 1956 با استیونز شروع به کار می کند و به یک استاد جدید تبدیل می شود که یک مرد نجیب آمریکایی است. استیونس در یک سفر ماشین در سرتاسر انگلستان قرار می گیرد تا با خانم کنتون، مامور سابق، ملاقات کند. در طول سفر، استیونز در مورد تجربیات قبل از جنگ خود در سالن Darlington و رابطه او با خانم کنتون یادآور می شود. موضوعات مربوط به حرمت، هدف زندگی، چگونگی گذراندن وقت، انتخاب کار بیش از عشق (یا عشق به کار) و آنچه بزرگ است. همه چیز از دیدگاه آقای استیونز به اشتراک گذاشته شده است، که افکار خود را در یک جریان آگاهانه مرتبط می کند، گاهی اوقات مکالمات را با دیگران بازگو می کند. برای بحث در مورد یک نظر سنجی که من دارم، من اینجا متوقف می شوم، یعنی دو خواننده وجود دارد: کسانی که جریان را دوست دارند روح آگاهانه و کسانی که اصلا وجود ندارد. من در اردوگاه سابق محکم هستم، اما ایوان شنید که چند خواننده می گویند که آنها SOC را نفرت می گیرند. ساختارRemains of the Day @ من یادآور یک کتاب دیگر بود که من دوست داشتم: ویرجینیا وولفز @ به فانوس دریایی @ هر دو در مورد SOC روایت داشتند، هر دو داستان فقط در چند روز اتفاق می افتاد و هر دو موضوع زمان از دست رفته بود. من نسخه فیلمRemains of the Day @ را دوست داشتم، اما متن من را حتی بیشتر تحویل داد. من به شدت می خواستم آقای استیونز را لرزاند و سعی کرد او را از خواب بیدار کند تا به زندگی اش ادامه دهد. البته، خانم کنتون تلاش می کند این کار را چندین بار انجام دهد - او گل خود را به او می دهد، او را در مورد یک کتاب عاشقانه می خواند، او می خواهد او را پس از مرگ پدرش، راحت کند، اما استیونس با داشتن حسادت و محدود کردن او احساساتی که او نمیتواند آزاد شود. به این دلیل که این داستان به خوبی شناخته شده است، من فکر میکنم میتوانم با به اشتراک گذاشتن یک گذر مورد علاقه در انتهای کتاب کنار بیایم. استیونس پس از گفتن خداحافظی به خانم کنتون در حالت افسانه ای قرار دارد؛ hes نشسته در اسکله و چت با یک غریبه: @ لرد دارلینگتون not a bad man. او مرد بدی نبود. و حداقل او دارای امتیاز توانایی در پایان عمر خود می گوید که او اشتباهات خود را ساخته است. پروردگار او یک مرد شجاع بود. او یک مسیر مشخص در زندگی را انتخاب کرد، اما ثابت کرد که یک اشتباه است، اما در آنجا، او این را انتخاب کرد، حداقل می تواند بگوید. برای خودم، حتی نمی توانم ادعا کنم. می بینید، من اعتماد دارم من در حکمت خداحافظی خودم اعتماد دارم. تمام آن سال هایی که من او را خدمت می کردم، به اعتماد به نفس می توانستم کاری انجام دهم. من نمی تونم حتی بگم اشتباهات خودم رو انجام دادم واقعا - باید از خود بپرسید - کدام کرامت در آنجا وجود دارد؟ من آقای استیونس عزیزم، من داستان خود را به یاد می آورم و آن را در قفسه کتابم حفظ خواهم کرد. مطمئن هستم مسیرهای ما دوباره متوقف خواهد شد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بازمانده ی روز


 کتاب مزایای منزوی بودن
 کتاب راز داوینچی
 کتاب موبی دیک
 کتاب دختری در قطار
 کتاب جزیره ی توفان
 کتاب مرحوم ماتیا پاسکال