کتاب خانم دلوی

اثر ویرجینیا وولف از انتشارات نیلوفر - مترجم: فرزانه طاهری-ادبیات اقتباسی

خانم Dalloway یک رمان از ویرجینیا وولف است که جزئیات روز در زندگی Clarissa Dalloway، یک زن باستانی داستانی در جنگ جهانی اول پس از جنگ جهانی اول است. این یکی از رمان های معروف ترین وولف است.

از دو داستان کوتاه خانم Dalloway در باند خیابان و ناتمام نخست وزیر ساخته شده است. این رمان به آمادگی کلاریس برای یک مهمانی که او آن شب را میزبانی خواهد کرد، می پردازد. با نگاه داخلی، داستان به جلو و عقب در زمان و در داخل و خارج از شخصیت ذهن برای ساخت تصویری از زندگی Clarissas و ساختار اجتماعی میان جنگی حرکت می کند. در اکتبر 2005، خانم Dalloway در فهرست مجلات TIME از 100 رمان رمان انگلیسی که از سال 1923 نوشته شده بود، شامل شد.


خرید کتاب خانم دلوی
جستجوی کتاب خانم دلوی در گودریدز

معرفی کتاب خانم دلوی از نگاه کاربران
من عاشق مسافرت با قطار هستم، و این یکی از بهترین محیط برای خواندن است. خوشبختانه من یک صندلی برای خودم دارم و مربی خوشحال است. نور بسیار زیاد است. چگونه لذت بخش است! یک راه خنده دار برای شروع کتاب. کسی می گوید Clarissa Dalloway برای فروش گل ها آماده است. اما در اینجا نقل قول مشهور چه خبر است، چه غوطه ور است، اما آن را کاملا در ابتدای کتاب نیست و نمی تواند به طور کامل به دیگر شروع های نمادین مانند تماس با من اسماعیل .. یا Longtemps جی من سوس couchà © de bonne heure .. یا عینک آفتابی مروارید، هیچ عطر و طعم عجیب و غریب نیست .. پارک پارک مطمئنا پارک مورد علاقه من در لندن است. او از طریق این پارک سبز و تازه و سرد راه می رود. آیا او اشاره کرد که او قصد دارد به گل برسد؟ او با برخی از هوگو Whitbread و صحبت از پزشکان ملاقات می کند. بهتر است نام را بنویسید. من همیشه هنگام خواندن اسامی را فراموش می کنم. این پیتر باید عشقش باشد او اکنون 52 سال دارد. زودتر از سن 18 سالگی ذکر شده است ما او را در دو سنین متفاوت می بینیم. و ما بیشتر درباره شوهرش میشنویم. درست در ابتدا. من تعجب می کنم که کجا این ما را می برد. حالا میخواهم بیشتر درباره شوهرش ریچارد بدانم. او چطور است؟ اگر او او را از دست ندهد. چه چیزی عجیب و غریب است که بگوییم، آن را احمقانه بود که دلایل دیگری برای انجام کارها داشته باشد. خیلی اوقات، او یکی از کسانی بود که مانند ریچارد که چیزهایی را برای خودش انجام می داد، بود. این نقل قول من را حتی با شوهر بیشتر کنجکاو می کند. پیتر نیم هندی انگلیسی است. او اکنون به نظر می رسد جذاب تر است. من احساس کنجکاوی میکنم تا بیشتر از پس زمینه اش مطلع شوم. اکنون روزنامه ها را تهیه کنید. تشکر نمیخواد. من علاقه ای به خواندن ندارم. درمان من این است که این ساعت ها برای خواندن کتاب های من و ادامه Clarissa رویا به جای امور فعلی. او در حال حاضر به گل ها اشاره می کند: delphiniums، نخود شیرین، نیلوفرهای آروم و نعناع. این دسته گل گل پروست را به رغم زیبایی باغ های انگلیسی مقایسه نمی کند. كروكانها گلهايي هستند كه به طور كامل توسط كوليها پوشیده شده است. هویج نعناع. من کمی با این Septimus وارن اسمیت اشتباه گرفته ام، یک نام عجیب و غریب و اسم های خنده دار، اس ام اس (سرویس پیام کوتاه). او 30 ساله است. بسیار شگفت انگیز است، نوشته Woolf's خیلی مایع است، اما سن دقیق به چند شخصیت داده می شود. این چیز نویز چیست؟ من آن را دریافت نمی کنم Britisaness ادامه می دهد، در حال حاضر با خانواده سلطنتی و Ascot و Hurlingham و باشگاه های امپراطوری و گنت و البته تاتلر. این میله های بادوچک های شیب دار از آیرودینامیک جدید و توربین های بزرگ و قدرتمند در این چشم انداز پر از La Mancha. این یک دیدگاه متفاوت از سبزیت پارک رجنت است و کنتراست بین آنچه که من می بینم و آنچه تصور میکنم تقریبا به چشمانم آسیب می رساند. من تعجب می کنم که شخصیت افسانه ای دون کیهوت از این آسیاب های بادی مدرن ساخته است؛ او نمیتوانست فکر کند که آنها غولها هستند، آنها خیلی بلند و باریک هستند. سر و صدا از یک ماشین است. اما انفجار خاطراتی از جنگ به شخصیت ها داده است. او صداهای شنیده و هارمونی را ذکر می کند و فضای بین صدا را توصیف می کند. من این را دوست دارم. فقیر لوکرزیا؛ او می گوید که برای عشق یک انفرادی می سازد. چه چیزی غمگین است برای گفتن و اکنون این حکم عجیب و غریب است که برای یک مرد سخت است که بگوییم او خود را می کشد. این باعث می شود که من بسیار ناراحت کننده برای خواندن چنین پیشگویی برای ویرجینیا. ما در حال حاضر در حال حاضر Lucreziaâ € ™ ثانیه ذهن نیست و من متوجه نیستم که به ناچار ما؟ خوانندگان دیگر و من - از ذهن فرد منتقل شده یکی دیگه. من پیدا کردن خودم خواندن back.Back به Clarissa، در حال حاضر در اتاق نشیمن خود، به نگاه نقره ای و اصلاح لباس ابریشم خود را، با قلاب. مادرم همیشه یادآوری می کند که از چنگال استفاده می کنم که من آن را قطع نمی کردم. من به تاریخ ها و حقایق سخت هر زمان که آنها را شامل می شود، در غیر این صورت من احساس می کنم در دریا در حال شنا است. بنابراین، پیتر در دهه 90 میلادی در Clarissa بود و در مورد مرگ روح او صحبت می کند. پنج سال از پایان جنگ گذشته است. و اکنون پیتر 53 است، بنابراین یک سال بزرگتر از کلاریس است. و اینجا یک صحنه دیگر با گل است، و در این زمان hocks، dahlias وجود دارد. من باید به تصاویر گوگل نگاه کنم تا ببینند چه چیزی شبیه holly hocks است. آنها را با سر بریزید و آنها را در آب شناور کنید. این نیز به من یادآوری Odette که گل های خود را شناور بر روی آب، به صحنه یک صدای فاحشه. عمه هلن فکر می کند که برای درمان گلهایی مانند آن ستمکار است. کاملا درسته! بنابراین، بله، پروست درست است که این را به عنوان نشانه ای از بی توجهی ذکر می کند. و اکنون آنها ناهار می آورند. خوب امروزه سرویس در قطارها همانند هواپیمای قبلی بود. سینی من می آید گمان می کنم من گرسنه هستم و از وقفه ها خوش آمدید. من کتاب خود را کنار گذاشتم و سبز و عاج کرسی ها و دیوارهای مربی قطار را ذکر کردم. دو زن بوسه بر لب دارند. مجددا روح Woolf از طریق نوشتنش وارد می شود. من پیتر ولش می آید تا به کلریسا سفر کند. این پالس طرح را شتاب می دهد و کنجکاوی من بیدار می شود. آیا می توانم پری دریایی حسادت را تشخیص دهم؟ او اهمیت موقعیت های اجتماعی هیو و دا ... را دوست ندارد

مشاهده لینک اصلی
ویرجینیا وولف باعث شد که من یک باغبان مست، یک غواص در آستانه خم شدن، یک قاشق زدن کودک، یک لانه برافروختن روی پاهای خود به شدت سعی می کنم که به مادرش برسم. و شما می دانید، من واقعا دوست ندارم احساس مانند هر یک از این چیزها. بدتر از آن، او بوفه ای از شامپاین، میوه ها، میوه ها و مربا را راه اندازی کرد، پارچه های سفره سفید روی یک پاسیو در آفتاب و نور خورشید فریاد می زدند، اجازه دادم خودم را برای تماشای یک بازی کاملا متمدنانه بین تنیس های قدیمی از اونت پس از آن هر یک از آخرین نسخه های آن را درست در چهره راه می انداخت. هرچند که عصب کاملا صاف نشستن در کنار من بود (ما؟) و ادامه دادیم، به شیوه ای که می توان گفت € œ عزیز من، â € تمام راه پایین ستون فقرات خود را، به من تمام لایه ها و قفسه و عمق همه چیز را که من در مورد در یک زبان است که او می دانست که من می توانم تنها نیمی از درک با چه سرعت او صحبت کرد. علاوه بر این، او در یک گویش شخصی صحبت می کرد که فقط می دانست که دوست دارم و از اینکه از من متنفر نیستم. .. و .. .. و در، صحبت کردن با همه من عاشق و احترام به عنوان آنها راه رفتن در، لبخند زدن در هماهنگی کامل با آنها به عنوان آنها را پشت سر گذاشت و به او پاسخ دادند در همان زبان که او را به من زندانی گوش دادن به. بخش بزرگی از این کتاب مانند بود (برای رفتن با باغبان مضر من) دیدن نور در زیر زمین یخ زده بیش از باغ، کم ظاهر، اما به طور ناگهانی در آن، و صرف هک تمام روز در آن لکه لکه، نیاز به دیدن چه چیزی در زیر آن، با استفاده از بیل ها، هس، چاقو آشپزخانه، میشل های لعنتی اگر من باید ... و زمین فقط خیره شدن به عقب به عنوان جامد به عنوان همیشه در حالی که من به آن سوگند به نام و نام مادر خود را. به نظر می رسید آن را به عنوان من فقط لعاب بیش از نقطه به جای کاوش در آن. من احساس گرما از نور بود، اما هرگز چیزی که من واقعا می تواند نگه داشتن از. هیچ چیز به نظر نمی رسید. سپس، به طور ناگهانی (برای رفتن به فرزند بی قراری من)، چراغهای کوچکی از طریق ترک ها، به طور خلاصه، انفجار جداگانه، در زبانی که من می توانستم به طور کامل درک، مرتبط با آن، لذت بردن، بدون هیچگونه ترجمه و در زمان واقعی، شروع به ظاهر شدن کردم. فقط چیزهای کوچکی مثل چگونگی Clarissa Dalloway زن خانه دار توصیف یک مرد به عنوان \"به طور کامل خیاطی\"، هنگامی که او از نظر او را تایید می کند، همانطور که هر کسی در اطراف شما می شود \"مرد\"، هنگامی که شما در خانه نیستید وضعیت خودتان و پیتر والش تغییرات و روابط صمیمی با تلف کردن یک ساعت را که مطابق با خود اشتباه و ناامید کننده ذهن است، مطرح می کند. کتاب را یک بار به پایان رساندم، نه از آن دورتر. احساس کردم کنجکاو خسته، مبهوت، غرق، مانند (برای رفتن به غواص من) این اولین غواص من بود و من خیلی سریع، در آستانه دادن خودم خم شدن در نیاز من برای رسیدن به سطح، به انجام شده با شیرجه رفتن، می گویند من آن را تکمیل کردم. من آن را برای چند روز، تلاش برای کشف کردن آنچه که من از آن فکر کردم، تنها با سردرگمی. من نمی دانستم چه چیزی در مورد آن بگویم - من مطمئن بودم که من می توانستم چیزی بگویم به غیر از چیزهایی که در مورد نوارها و توری، گل در کاسه ها، پرندگان بهشتی که در پنجره ها خوشه بندی می شد. چیزهای احمقانه، چیزهای سطحی - یک عکس از انگلستان پس از جنگ بزرگ، یک خانم پوست پوشیده شده و یک قاچاقچی با PTSD قبل از اینکه آنها درباره PTSD بدانند، شخصیت انگلیسی، اثر امپراطوری، افسانه های لزبین، حضور غالب گذشته : اونجوری که بودیم. و با این حال، من واقعا فکر کردم چیز دیگری وجود دارد وجود دارد. من خواندن این جمله ها را بارها و بارها به خاطر چیزی انجام دادم .. بنابراین بیشتر تصمیم گرفتم دوباره شروع کنم و ببینم چه چیزی می تواند ببیند. من بیشتر به آرامی خواندن، سعی کردم از خودم فشار بیاورم و در این زمان، این ترک ها به مراتب وسیع تر گسترش پیدا کردند. من احساس کردم که می توانم بدون خنده به خودم قدم زشت بزنم و توانستم این را ببینم: «من با شما همراهی می کنم، کلاراسا فکر می کرد، به طوری که او شروع به سفر خاصی می کرد؛ و سپس، لحظه بعد، به نظر می رسید که پنج عمل از یک بازی که بسیار هیجان انگیز بوده و در حال حرکت بود، اکنون تمام شد و او در آن زندگی کرده بود و فرار کرده بود، با پیتر زندگی کرده بود، و اکنون تمام شده است. اکنون زمان آن رسیده است که حرکت کند و به عنوان یک زن، چیزهای خود را با هم جمع می کند، لباس های او، دستکش های خود، عینک اپرا می گذارد و می رود تا از خیابان به بیرون از تئاتر بیفتد، از مبل بلند شد و به پیتر رفت. â € و، با شکوه، این: â € œOne ممکن است فانتزی آن روز، روز لندن، فقط آغاز شد. مانند یک زن که لباس های چاپی و پرده سفید خود را به صورت آبی و مروارید آرایش کرده بود، روز تغییر کرد، چیزهای دیگر را برداشت، مارپیچ را عوض کرد، به عصر تغییر کرد، و با همان آه از لذت بردن از یک زن نفس کشیدن، به کف، آن را نیز ریخته گرد و غبار، گرما، رنگ؛ ترافیک نازک؛ اتومبیل های موتورسیکلت، جرقه زدن، چرخیدن، موفق شدن چوب کامیون ها؛ و در اینجا و آنجا در کنار برگهای ضخیم مربع، نور شدید آویزان شد. من در حال استعفا بودم، شب به نظر می رسید می گفت، آن را به عنوان بالا و پایین تکه تکه شده و تظاهرات، قالب، اشاره، هتل، تخت و بلوک مغازه ها، من محو شدن، او شروع شد، من ناپدید می شوند، اما لندن هیچ یک از آن € |â € â € | م ...

مشاهده لینک اصلی
برای نوشتن خیلی عذرخواهی میکنم اما فقط برای نوشتن درباره این موضوع خیلی زیاد بود ... بر اساس این، به نظر می رسد یک گزارش خسته کننده از یک زن خسته کننده برای آماده شدن برای پرتاب یک حزب ناامید ناگهانی در پایان روز تصویری، با interludes مختلف و افراد سرگردان در طول روز در اطراف لندن، فکر تمام انواع افکار آزاد و داشتن فلس بک ها را به پست خود. ... اما هربار که این رمان را بررسی می کنید و آن را نقد می کنید، چیزی جدید در مورد رمان به شما حمله می کند، تا زمانی که از دست دادن آنچه که باید انجام دهید و چه چیزی را ترک کنید ... من قرار بود در نهایت به پایان برسد یک بررسی کاملا جدید از آن، اما قبل از اینکه من شروع به نوشتن تجسم های من از این کار به عنوان یک ساختار باهوش ساختار معماری از کلمات، تم ها و مفاهیم، ​​به طور ناگهانی من را از آبی که خانم Dalloway به نظر می رسد تقلید از یلیس جیمز جویس و هرچه بیشتر در مورد آن فکر کردم، واضح تر این تصویر در ذهن من قرار گرفت. این را در نظر بگیرید: هر دو رمان در ساختار و شیوه بسیار شبیه سازی می کنند. آنها هر دو رمان روزانه هستند (آنها در فضای یک روز انجام می شوند) و در حالی که جویس بسیار واضح می کند که او حماسه هومری را پاتوژن می کند و فرم را در یک روز تداوم می دهد، می توان گفت خانم همان Dalloway، به جز آن که خیلی بیشتر در مورد آن به صورت دقیق تر انجام می شود، و همچنین می تواند بیشتر به یک قافیه نسبت به یک حماسه مقایسه شود، چرا که خانم Dalloway در طول تاریخ به طور پیوسته (تقریبا شبیه یک رمان پسامدرن نسبت به یک ژانر مدرنیسم است که از آن می شود ) و در صدای بلند تر است. در هر دو اثر دو شخصیت اصلی وجود دارد، گرچه ما آگاهی و افکار بسیاری از شخصیت ها را به اشتراک می گذاریم. در حالی که هر دو رمان با اقتدار صدای روایت مرکزی توافق می کنند، تفاوت بین این دو تفاوت وجود دارد. در حالی که خواننده از یك شخصیت به یكدیگر در Joyce's Ulysses جهش می كند، خواننده از طریق مسیر مشخصی در خانم Dalloway هدایت می شود و تغییر تمركز به آگاهی از شخصیت بعدی تنها زمانی اتفاق می افتد كه در فیزیکی از یک دیگر بنابراین، در خانم Dalloway، تقریبا به نظر می رسد که ما یک فضولی روانی نامرئی بودیم، از یک ذهن به سوی دیگر حرکت می کردیم و از طریق یک مکان به سوی دیگر توسط افرادی که افکار ما به آن علاقه مند بودند، منتقل می شد. هر دو رمان در یک شهر، یولیسس در دوبلین، خانم د در لندن، به صورت فیزیکی مبتنی هستند، اما حاوی عبارات فراوانی برای زمان و مکان دیگر هستند. در خانم Dalloway، هر چند وقت یک بار در ساعت مشخص می شود - یا به وسیله شبیه سازی بیگ بن یا شخصیتی که ساعت را به عنوان ساعت مشخص می کند، بنابراین اگر چیزی به نظر می رسد، Woolf به ساخت Joyce اضافه می کند. هر دو متنی هستند و به سایر آثار ادبیات اشاره دارند. یکی دیگر از تفاوت های جزئی این است که اگرچه خانم Dalloway (رمان) قطعا بسیاری از الهامات ادبی، به ویژه به شکسپیر می نویسد، شما می توانید آن را در یک نشست و بخوانید و هنوز هم از آن فقط با دانش نسبتا ابتدایی از ادبیات و کلاسیک ، بر خلاف یولیسهای ترسناک (و شاید من آن را بگویم، بیشتر کار TS Eliot، که وولف تحسینش می کند). در خانم Dalloway، مراجع ادبی فقط کیک، نه کیک است. متن به شما وابسته نیست که دانستن تاریخ و یا خواندن چیز دیگری در همه چیز، زیرا بسیاری از تم ها و بیت های داستان از طریق آن بافته شده است - حداقل چیزی برای تقریبا همه افراد در آن وجود دارد، بسته به دلالت های خاص خود و یا سلیقه. من باید بیشتر در مورد این ایده خانم Dalloway و در برابر اویلسز تحقیق کنم، چون می دانم که وولف مشغول نوشتن این بود به عنوان Joyceâ € ™ ثانیه Ullysses منتشر شد؛ و قطعا در مورد نوشتن رمان هایشان هیچ مشکلی میان آنها وجود نداشت. نه منتظر نظرات اجتماعی هستیم، بعد از ظهور. بعدا من بعد از وسواس وولف / جویس دوباره به عقب برگردم. مهمترین چیز در نظر من در مورد این رمان تفسیر اجتماعی است. در اینجا خیلی از آن وجود دارد - این کل رمان یک طنز است، و خانم Dalloway خودش، سمبول گرانقیمت و خسته کننده، یک شکل از طنز است، هدف نادری ولوف است؛ بخشی از دلسرد بودن این است که خانم Dalloway یک غریبه نیست که خود را فریب دهد. سه مفهوم \"تفسیر شخصی\" که برای من متصور بودند، تفسیری درباره Britishness و ساختارهای طبقاتی جامعه آن بود، اما مهمتر از همه، موضوعات فمینیستی و گرایش جنسی / تمایلات جنسی / ازدواج و تفسیر در مورد درمان روانپزشکی است. تم فمینیسم با یک موضوع همجنسگرایی سازگاری دارد، اما تمرکز بیشتر بر جنبه لزبین موضوع همجنسگرایی وجود دارد. والف تصویر زنان و احساسات و نیازهای خود و خواسته های احتمالی همجنسگرایان را به عنوان ضرورت سرکوب می کند، به دلیل محدودیت هایی که جامعه به وسیله تمرکز پدرسالارانه اش تحمیل می کند. وولف زیر پا گذاشته؛ چطوری او را درج می کند پیام های مخفی او. سالی ستون، خانم دلووی بهترین دوست در جوانان خود، قبل از اینکه ازدواج کنند، شور و شوق هیجان زده در او را، گل خود را زد و سوختگی، اما در حال حاضر که خانم Clarissa Dalloway ازدواج کرده است، احساسات او ...

مشاهده لینک اصلی
از زندگی و مرگ، فعل ها و اسم ها این رمان را دشوار می داند. با این حال، در همه چیز دشوار نبود. لذت عظیمی بود. من از غلبه افعال برخوردار بودم\n. این رمان ممکن است در سر Clarissa Dalloway یا شخصیت های دیگر اتفاق بیفتد، اما آنها فعالیت را مشاهده می کنند و افکار آنها منعکس کننده آن هستند. پویا تر از منفعل یا خودخواهانه و یا خودخواهانه است. آن کمتر جریان آگاهی بود، از آگاهی از زندگی به عنوان یک جریان یا تعدادی جریان، نورد و انحراف و جریان در جهت برخی از گسترش بزرگ، اقیانوس، اقیانوس از امکانات، شاید حتی حزب. کلمه @ زندگی @ اسم، اما در به نظر من، زندگی ما زندگی می کند مجموعه ای از افعال است. زندگی حیاتی و ظرافت افعال ما را به آن تزریق می کند. زندگی شما همانطور که شما @ انجام @ در طول زمان خود را بر روی زمین است. تمام کارهای بزرگ و کوچکی که انجام می دهید. زندگی اریس است، یک نیروی زندگی است که می تواند در فروید با مرگ (فقدان زندگی) یا Thanatos کنار هم قرار بگیرد. شاید کلاریسا دلووی، زنده گی اروز است، در حالی که او @ double @، Septimus، Thanatos را نشان می دهد. هر دو، دو هم در رمان و هم در هر یک از ما وجود دارد. چطور زندگی ما نتیجه میگیرد بستگی دارد به اینکه چگونه ما همسایگی خود را در آن قرار دهیم. ما می توانیم آنها را مبارزه کنیم یا به آنها اجازه رقصیدن بدهیم. @ رقص به موسیقی زمان @ در نهایت، رمان ویرجینیا وولفز احساس کرد من مانند یک رقص، یک والتز پیشرفته، شاید بین زندگی و مرگ، اروس و Thanatos.It به نظر می رسید حتی بیشتر از شرح توصیف @ رقص به موسیقی از زمان @ از آنتونی پاولز کار. در اینجا شرح Poussin نقاشی از آن نام از اولین رمان در دنباله،A سوال صعود @، بخشی از آن می تواند بهMrs Dalloway @: @ این پیش بینی های کلاسیک، و چیزی از آتش، به طور ناگهانی صحنه Poussins پیشنهاد که فصل، دست در دست و مواجه با خارج، در ریتم t قرار دارد o یادداشت ها از لور که بالدار و گاو نر برهنه بازی می کند. @ تصویر زمان به ارمغان آورد اندیشه های مرگ و میر: از انسان ها، رو به جلو به مانند فصل ها روبرو شده، در حال حرکت به دست در اندازه گیری پیچیده، گام به آرامی، گاهی اوقات به صورت غیرمعمولانه، در تحولات که شکل قابل تشخیص: یا شکستن به ظاهر بی معنی ، در حالی که شرکا ناپدید می شوند فقط برای دوباره ظهور دوباره، یک بار دیگر الگوی به چشم انداز: قادر به کنترل ملودی، قادر نیست، شاید، برای کنترل مراحل رقص @ من شروع به جمع کردن به عنوان خوانده شده بر روی، و پس از آن قادر به کنترل ملودی، قادر به کنترل مراحل رقص، من سرشار از سرگیجه بودم و به آرامی شروع به یادآوری چیزهایی کردم که مدت ها پیش اتفاق افتاد ... میز بلند Call of DutyEach در اتاق غذاخوری 20 نفر را در کنار هم گذاشت هرچند انتظار می رود که همانند سال قبل، فقط در حال حاضر برخی از چهره ها از بین می رود و برخی از چهره های جدید انتظار می رود، شما واقعا نمی دانید که تا زمانی که همه از تعطیلات آخر سال بازگشته اند بعضی ها در همان جا نشسته اند، بعضی از آنها برای پر کردن شکاف ها حرکت می کنند، بعضی از آنها فضای جدیدی را به جای دیگری پر می کنند. در زمان معمول یان برای شام آمده دوازده یا بیشتر، او بالا و پایین رفت جدول، تا زمانی که او شش چهره آشنا را دید، اشاره ای به تشخیص در چهره او بود، دوستانش همه را به سمت یک انتهای میز قرار دادند، دور از درهای جلو، هر چند که هیچ کس صندلی های دو نفره اش را اشغال نکرده بود، آنها برای عقب افتاده ها رها شده بودند. در سمت چپ دوستانش، گروهی از دانشجویان سال اول در وسط میز نشسته بودند، هنوز شناخته نشده یا نامهایشان شناسایی نشده بود، بنابراین ایان صندلی را در انتهای میز گذاشت و آماده نشست، به آرامی بلند بلند صندلی خود را برای ایجاد صدا و مزاحم مکالمه ای که در حال انجام است، پچ پچ، پچ پچ، صحبت، صحبت، این چیزی است که من در تعطیلات خود را انجام داد، کیت کار به عنوان یک کارمند قانونی به دست آمده، جینی تمام وقت را صرف در خانه پدر و مادرش در ساحل جنوبی، بکی به سوئیس بازگشت در یک کارخانه توت توت فرنگی کار می کرد و خرده چوب های کوچک را که جایگزین دانه هایی بود که در فرآیند اسیدی تولید مربا کار می کرد جایگزین کرد. زیتون، تقریبا تاریکی، زن دچار پوسیدگی شد و پرسید که آیا می تواند روی صندلی کنار یان نشست بیک زاده گفت: نه، دانستن او نیست و یا اینکه او قبلا دوستانش را می شناخت، او در سال گذشته در کالج نبود، در حالیکه هر کس با مشتاقانه واکنش نشان داد، بله، قطعا، مطمئنا، از پیوستن به ما، جودی، بکی گفت: آیا شما همه را دیدید اینجا، این ایان است، او گفت، خیلی درباره این یان شنیده بود، جودی با لبخندی با لهجه شرقی اروپایی پاسخ داد، او نمیتوانست کاری را که از آن بود انجام دهد، هر چند به عنوان آلمانی به عنوان گوتزه نیست، او ایستاده بود و دست Judy را، تقریبا chivalrously، تکان داد، هر چند که نیازی به بریتانیا هنوز وجود دارد، حداقل، هیچ چیز در مورد چاوشی، در حال حاضر، جدا از البته از حضور این جذاب زن، که بیش از اندازه کافی بود، اما ایان در حال حاضر ذهنتان بود لینگ، او این جودی را دوست داشت. او پاسخ ماندنی بسیاری از سوالات مشتاق را پرسید، و ...

مشاهده لینک اصلی
پیدا کردن یک نویسنده که در حال چرخش و چرخاندن و درخشندگی درخشان است، موضوعی دشوار است. نیمی از آن سیاست است؛ زیرا آنچه که در طرح قدرت چیزها نیست، همه چیز ساده تر از آن است که نادیده گرفته شود، و نیمی از آن قلب است، خونی که ما آن را می توانیم رشد دهیم و سقوط کنیم. بعضی از نویسندگان مطابق با حکم مردمی در کلاس های درس قرار می گیرند و در کنار خط معمول تئوری و شکل به رقص می روند. دیگران، نه تنها یکسانی، بلکه در ابتدا، با اتفاقات سکه و جنس و قتل، هنوز در آستانه کانون وجود نداشته اند. یک چیز برای اطمینان: از متن های مورد علاقه من متنفرم چون من عاشق هستم، زیرا متن استاتیک که نمیتواند با رشد مداوم هماهنگ باشد، در طولانی مدت ارزش ندارد. از منظر محدود، یکی از دیگران از ملت، جوانانی که ریشه دارند و ممکن است برای سالمندان حقیقی باشند یا نداشته باشند. بین آن زمان و حال ماشین ها هر دو فلز و در غیر این صورت، این همه روزنه ای که هنوز در مراحل اولیه مرگ بود پس از آن، قبل از هواپیماهای بدون سرنشین و لیزر و شکافت هسته ای. در راه استعمار و قدرت تغییر زیادی کرده است. خیلی از فقر و جنسيت نداشته است. برخی می گویند افزایش جمعیت، برخی می گویند که کاهش تبعید و کسانی که موضوع سوار هستند. برای دومی که به سمت ادبیات حرکت می کند، در اینجا یک کار است که تصدیق می کند، همانطور که دوست من درخشان، واقعیت قاعدگی و مردانگی سمی را خنثی می کند، حس ششم پایان تعداد خودمان و متعلق به آن است. یک روز، یک مجموعه ای از خودم، یک حس اتصال، یا یکی از نه. این من خواندن دوم از متن و تقریبا دو رقمی مانند Woolf، بسیاری از عرفان عادت کرده است و آنچه که من یک بار با bowled پر از بیش از حد حدس می زنم حالا می توانم در قفسه هایی از جنگ، اقتصاد، ترس از خالی بی روح در تمام اشکال تکامل یافته و ظریف خود طبقه بندی کنم. برای کسانی که از ابتدا با این کار مواجه می شوند و شاید این نویسنده، خوش آمدید و امیدوار باشید. رضایت عمومی می تواند این یکی از Woolfs را در دسترس ترین، اما این باید به عنوان یک راهنمای انتقال، و نه یک سطح در کهربا ضبط شده نگاه کنید. پس از خواندن این دو بار در سه سال گذشته، آماده ام تا بار دیگر امواج، به فانوس دریایی، هنوز بسیار مواجه نشده ام و بسیاری از آنها هنوز نیاز به تجدید حیات دارند. ما در مسیرهای مختلف وولف هستیم، شما و من، و بعضی از آنها از مرگ یک حزب بسیار بیشتر است. پس از آن ارتباطی به جای یک مقصد. وسیله ای که ما زندگی می کنیم .--- 10/4/13 نقد و نظر هیچ کس در او نبود؛ در پشت چهره اش ... و کلماتش، که بسیار زیاد، فوق العاده و طوفانی بود، فقط کمی سردی بود، رویایی که هیچکس رویای آن را نداشت ... [...] هویت بنیادی موجود، رویایی و عمل، الهام بخش معروف از او - جورج لوئیس بورخس، همه چیز و هیچ چیز، هزارتوی ما را از هنر و زمان و صمیمیت در شهرت سخن بگو. مردان آن را بنویسند، زنان آن را ادامه می دهند، همانطور که برخی هنوز معتقدند، عبور از کتاب و شعر و انفجار ترانه ای از شکل زن و ساخت و ساز مرد، اما این البته تاریخ است. و زمان، آنها یک تغییر هستند. سریعتر هنوز اما به اندازه کافی سریع؟ برای، به سادگی به کلاسیک معکوس در سالن های مقدس، و دیوار، دیوار واقعی، و تمام هنر به نوبه خود. علاوه بر این، همه غرب غربی، همه ی سایه های اروپایی، همه انگلیسی ها، حداقل، به عنوان مربیان اینجا در مستعمرات، به شما اعتقاد دارند. یک راه خنده دار برای قرار دادن یک کشور، یک خاطره نیرومند از همه آن نسل کشی که به نام خدا و کار ارزان انجام می شود. اما به اندازه کافی ما اینجا نیستیم که قضاوت کنیم، یا فقط کمی، بلکه کمی. برای اینست که لندن انگلستان در سال 1922 است و همه چیز ارزش انتقادی دارد اگر بخواهید خودتان را در شناخت خود ثابت کنید. از؟ واقعیت، هنر، قفس تقاطعات بین زمان طلایی و مروارید روح. انتخاب خود را بیاورید، اما زمینه را در نظر بگیرید، زیرا هرگز این طور نیست. وولف به اندازه یك یك نگاه اجمالی به او دید كه شاید روح ضعیف باشد و اگر در میان پروسس زندگی اش چیزی را كه او می داند بنویسد چه اتفاقی افتاد؟ آرزو وجود دارد، و پس از آن وضعیت وجود دارد، و اگر شما ذهن شکایت شکوفه برای از بین بردن آن و نادیده گرفتن عدم وجود نور، سپس به جلو بروید. در حال حاضر ما به قلمرو اندیشه هایی که از واقعیت ها و بالاتر از همه کلمات بیرون می آیند، آمده ایم. همیشه، کلمات. تنها روز، یک مرگ، یک fête تک. یک جریان تکین از قوس بالا به ذهن زیر، از flutter روح به فلج نور، unspoken، unbroken، unthought توسط برخی هنوز مطمئن از خود و یا هنوز مراقبت از اینکه آیا باید آنها باشد. برای آن شما باید داشته باشید، با این حال شما دوست دارید آن را لباس، زندگی خود، اعتقادات خود، خود را در معرض دشمن، و در اینجا ما یک گلدان از یک ایده از خانم Dalloway به حزب است. یک زن و حزب او به راحتی فریاد زدند. اپرا صابون، یک بازی هیجان انگیز، در اینجا در جهان انگلیسی که در آن همه تعظیم و تراشیده قبل از بار. چیزی عجیب و غریب در آن نیست، آیا فکر نمی کنید؟ تقریبا یک مقاله به خودی خود، و در عین حال، نه. من این را برای شما، خواننده، ترک خواهم کرد. برای این کار، کار دیگری را که از تاریخ به دست آورده اید و بیشتر از همکاری ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خانم دلوی


 کتاب گفتا که خراب اولی
 کتاب جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آن ها
 کتاب پسرکی با پیژامه راه راه
 کتاب منسفیلد پارک
 کتاب بذر جادو
 کتاب لبه تیغ