کتاب قلب ، شکارچی تنها

اثر کارسن مک کالرز از انتشارات افق - مترجم: شهرزاد لولاچی-ادبیات اقتباسی

قلب،‌ شکارچی تنها، اولین رمان تحسین برانگیز کارسن مک کالرز زمانی به چاپ رسید که نویسنده تنها بیست و سه سال داشت؛‌ نویسنده‌ای که نیمی از بدنش در سی و یک سالگی به طور کامل فلج شد و تا مدت‌ها،‌ تنها یک انگشت او برای تایپ مطالبش حرکت می‌کرد. رمان او روایتگر زندگی جان سینگر، مردی کر و لال و تنهاست. او در جمع افرادی متضاد حضور دارد که رازهای خود را برای او می‌گشایند و سینگر،‌ زندگی ملال‌آور آن‌ها را چنان دگرگون می‌کند که هرگز به فکر خودشان هم نمی‌رسید.


خرید کتاب قلب ، شکارچی تنها
جستجوی کتاب قلب ، شکارچی تنها در گودریدز

معرفی کتاب قلب ، شکارچی تنها از نگاه کاربران
بعضی از مردم خیلی ناراحت هستند. به نظر می رسد بدون هیچ دلیل خاصی، اما به نظر می رسد تقریبا به این شکل به دنیا آمده است. آنها ساده تر می شوند، سریع تر خندیدن، سریع تر گریه می کنند، بیشتر به یاد بیاورند و، همانطور که می گویم، جوان تر از هر کس دیگری در جهان، غمگین تر می شوم. من می دانم، برای یکی از آنها. نقل قول ری باندبوری از گلبرگ، اما احساس می کنم توصیف مناسب این نویسنده بسیار جوان است که به نظر می رسد کل وزن جهان را بر روی شانه هایش حمل می کند. چگونه می توان به راحتی دانش و آگاهی از درد و از دست دادن، تنهایی، سرخوردگی، بیگانگی را در زمانی که به سختی از سال های تحصیل خود بیرون می آید، ممکن است؟ همدلی بیشتر از لعنت شدن برکت است. من فکر کردم من آن را خشن، اما در مقایسه با خواننده، میچ، کوپلند، بلانت، ضربت و بقیه بازیگران این اولین رمان، زندگی من بوده است قدم زدن در پارک، احاطه شده توسط دوستان بیشتر است که من احتمالا سزاوار و پناه از شدت فقر و ناسازگاری که موجب غرق شدن فرهنگ جنوب می شود. Humbled کوتاه ترین راه من می توانم تجربه زندگی در حدود یک سال را در این شهر نامناسب جنوب، حدود 1939، پس از رکود بزرگ و در مدت کوتاهی قبل از سالن های باز در جنگ جهانی دوم بیان. هر دو رویداد، صحنه ای را که بازیگران انجام می دهند، شکل می دهند و تعریف می کنند، از طریق مصائب اقتصادی که اکثر مردم در حال تجربه هستند و از طریق ایدئولوژی های نژادپرستانه فاشیست، ضد سامی و نژادپرستانه غالب می شوند. حتی مارکسیسم و ​​مذهب آمد تا کوتاه که آن را به ارائه راه حل های عملی برای بی عدالتی های اجتماعی می آید: سخنرانی تند از هر دو بلانت و واعظ خیابانی هستند استریل، انتزاعی، unrealistic.There است هر چند مسیح مانند، شکل ناجی، مانند روشن ستاره نشان دادن راه از طریق تاریکی، مانند یک پناهگاه از طوفان، جمع کردن اطراف او بچه های از دست رفته و درد خود را به او. خواننده یک مرد ناهنجاری ناشنوا است که به عنوان یک حلقه در یک فروشگاه جواهر کار می کند. قربانی تعصب (یکی از شخصیت ها به ناتوانی وی به عنوان آن گنگ اشاره می شود، به طوری که سختی او برای برقراری ارتباط نشانه ای از نارسایی ذهنی است)، از دوست یا عاشق او در صحنه آغازین رمان (رابطه او با آنتونیوپولوس یونانی هرگز به صراحت همجنس گرا، احتمالا به دلیل سانسور در زمان، اما inferrence قوی است)، او تنهاترین تنها تمام دسته است، اما با این وجود هرگز تلخ یا عصبانی، هرگز درب خود را به هر یک از دوستان خود را در نیاز بسته می شود، می پذیرد آنها برای آنچه که هستند و صبر و شکیبایی خود را و خود جذب می کنند. در صدای تکان خوردن صدای او تنها سکوت بود. من نمیتوانم صاحبنظران را برای ارتباط بیشتر نسبت به حالت دوستانه و خودمحور، پیدا کنم. این واقعیت را نشان می دهد که ما به ندرت به شرکای مکالمه ما گوش می دهیم، ما فقط می خواهیم خودمان را بشنویم و کمی مراقب باشیم تا دیدگاه دیگران را ببینیم. گفته می شود، یکی از بازدید کنندگان مکرر خوانندگان (مایک، بیف، جیک، کاپلند)، درباره زندگی شخصی اش، درباره مشکلاتش، درباره نیازهای او، رویاهایش، برنامه هایش برای آینده حرف می زند. همه آنها فقط برای بارگیری بار خود، اعتراف کردن، برای چند ساعت تنهایی شان می آیند. برای خواننده، که تنها راه آرامش می باشد به پرسه زدن در خیابان های شهرستان توسط خود، اغلب در شب، جذب مناظر، بوی، مانند یک کشیش از تنهایی، مواجه شده توسط غریبه درخواست برای نیایش خود، برای یک لبخند، یک ژست مهربانی. هیچ بخشی از شهر نبود که خواننده نمی دانست. او مربع های زرد نور را از هزار پنجره بازتاب داد. شب های زمستانی زیبا بود. آسمان نازک سرد بود و ستاره ها روشن بودند. از چهار شخصیت اصلی، مایکل کلی یک نوجوان است و احتمالا یکی از دلایل اصلی نویسنده است و سه مرد بالغ هستند که در معرض تلفات شخصی و بی عدالتی بزرگتر اجتماعی قرار دارند. - Biff Brannon احتمالا متعادل ترین و از نظر اجتماعی یکپارچه از آنها است، یک صاحب نوار است که در طول روز خواب می دهد و در طول شب پیوسته و ساکت و آرام نگه می دارد. او از همسر خود غافلگیر شده است، احتمالا در مورد جنسیت خود (دیگر ظریف بودن که در اطراف تحریم رقص می کند)، محتاطانه، ضعف، محتاطانه، انکار می کند. او احتمالا یک پسر خوب است، اما من حس می کنم که او تلاش می کند چیزهایی را از زندگی اش محروم کند، دیگر نمی داند که چگونه از پوسته محافظش بیرون بیاید. ضربت محتوای این است که فقط وجود داشته باشد، بدون امید، کاهش وجدان خود را با حرکات کوچک - یک وعده غذایی رایگان، یک نوشیدنی رایگان، یک کلمه از encouragement.- جیک بلانت (. من یک غریبه در یک سرزمین بیگانه) است از خارج از شهر و یک جنگنده، پر از خشم و تحریکات خود تخریبی. او یک مارکسیستی رادیکال است، تلاش می کند تا کارگران کارخانه های خرده فروشی زیرزمینی، سیاهان سرکوبگر، طبقه متوسط ​​را آرام کنند. مردم به شدت خنده می گیرند، پیام انقلابی بر گوش های ناشنوا می زند، و تنها خواننده با خشونت خشن خود روبرو می شود. جیک نیز یک خرگوش شب است که انرژی بیش از حد در شبهای نیمه شب از طریق شهر سوزانده می شود. من احساس بدتری نسبت به وضعیت بد او داشتم، عمدتا به علت ناتوانی او در گوش دادن به جای موعظه کردن. دکتر کوپلاند بزرگترین ناامیدی من بود ...

مشاهده لینک اصلی
قلب یک شکارچی تنها است داستان یکنواختی دلهره آور و درگیری وحشیانه بین رویاها و واقعیت است. او در نیویورک کافه اش، آقای خواننده در خلوت خود، میک در داخل اتاق خود و دکتر Copeland در بیماری خود را همه با یک اشتیاق، نامعقول، برای جلوگیری از شرایط خود. در کلمات Biffs،Why از آنجایی که در بعضی از مردان، در آن زمان، همه چیز شخصی است که قبل از سم زدایی و زهکشی، آن را به برخی از انسانها و یا برخی از ایده های انسانی منتقل می کند. آنها باید @ (ص 32). به دنبال وضوح، دکتر Copeland به دخترش Portia می گوید، @ من علاقه مند به زیر تکه های من نیست ... من علاقه مند فقط در حقیقت واقعی است. @ (ص 78) برای این شخصیت رستگاری کمی وجود دارد به عنوان حقایق خود را در نهایت شکستن، به عنوان بروک میکس بربر / جورج می گوید نبوی، @ من معتقد هستم که همه ما می رویم. @ (ص 160) توصیف بی رحم از شهر جنوب که در آن داستان اتفاق می افتد به داستان داخلی شخصیت ها: می کوشد بوببر خارج مخفی کردن، حیاط تنها یکنواخت بود و باد سایه های ترسناک و ترسناکی را در تاریکی ایجاد کرد. @ (ص 175) Copeland در برابر قلب خود قرار می گیرد، چهره های رنج کشیدن او در یک توده تورم حرکت کرد قبل از چشمانش و هنگامی که او به آرامی در خیابان حرکت کرد، قلبش با این عشق بی سر و ته خشمگین شد. @ (ص 197)angry، love restless @ در واقع هر یک از شخصیت های شکنجه شده و زیبایی کشیده شده در طول سالی که این کتاب اتفاق می افتد . در همین حال، خواننده بی صدا با خاطرات دوست دونفون Antonapoulos خود: \"خاطرات زشت خود را از طریق افکار خود را در طول ماه های اول از جمله موضوعات بد از طریق یک فرش wove. @ (ص 203). خواننده به عنوان نوعی از شکل ذن به کار می رود، مرکز دیگری است که شخصیت های دیگر به نوبه خود و در آنها ترس و امید خود را به کار می اندازند. چگونه کارسون مک کولرز می تواند این نوع از بلوغ را به دست آورد، این کتاب زمانی که او تنها 23 ساله بود، کوتاهتر از معجزه کافی است بگوییم تقریبا هر توصیف دیگری که من می توانم بگویم این داستان را برای شما خراب می کند، بنابراین فقط شما را به کشف (یا کشف دوباره) این شاهکار ترک خواهم کرد. باید خواند

مشاهده لینک اصلی
این کتاب تمام شده است اما نه داستان. همه درد، تمام تنهایی - جیک بولتون، دکتر کاپلند، مایکل و خواننده - کارسون همه اینها را به یک بسته کوچک کوچک تقسیم کرده است، آنقدر کوچک، تقریبا بذر â € \"و آن را به خواننده، جایی که در حال حاضر باقی می ماند، شاید رشد کند - اما قطعا اقامت دارد. و شاید در خواننده شکوفا می شد، همانطور که در ناظر بیف، که به مغاک نگاه می کرد. همینطور که من دارم. من این کتاب را از «فعلی خواندن» به «قفسه» â € â € œ و یک نسخه را در یک قفسه â € | â € œexistentialism wideâ € قرار دهید. مطمئنا این جا نابود می شود گمان میکنم. یا آن؟ این موضوع مهم نیست، جایی که من آن را دنبال خواهم کرد. وقتی آن را می بینم بذر را به یاد می آورم. در من. با تشکر از شما کارسون.

مشاهده لینک اصلی
واقعیت های دردناک زندگی شهر کوچک شهر در دهه 1930 @ جنوب غربی ها بیشتر و بیشتر تنهایی و بی روح هستند. من فکر می کنم که ما در یک سیستم اجتماعی مصنوعی زندگی کردیم که اصرار کردیم طبیعی و درست و درست بود - زمانی که همه ما می دانستیم که این کار اشتباه نیست. @ کارسون مک کولرز @ من تنها کینه توز هستم ... و هرکدام با ذهن مخالف هستند من @ خانم Gummidge، دیوید کاپرفیلد. این رمان قاطع گوتیک جنوب، با کلیشه های گوتیک مشترک خود را از disfigurement، بیماری، خشونت و مرگ و میر در حال حاضر در یک شهر خالی و متوسط ​​کوچک جنوب، باعث می شود یک مطالعه محتاطانه، حتی دردناک، از انزوا و تنهایی در یک شهر گرجستان در دهه 1930. در مرکز ناشنوای ناشنوا است که خواننده به نام جان سینگر خوانده می شود. آغاز رمان با خوانندگان قدیمی و همسرش Spiros آغاز می شود، ناخودآگاه ناشنوائی یونانی ناخوشایند چربی، از دست دادن سلامتی خود و متعهد شدن به پناهندگی. خواننده تنها در شهر کوچک گرجستان تنها باقی مانده است، وحشتناکی تنها یک دوست واقعی اش را از دست داده است. کاراکترهای باقی مانده به عنوان خواننده به عنوان قطعاتی از فولاد به یک آهنربای گرانبها حمله می کنند، به طوری که به شدت برای فرار از تنهایی تلاش می کنند و برخی از معانی را در زندگی خود می بینند. به نظر می رسد خواننده به گوش دادن و مراقبت می پردازد، اما هیچ چیز نمی گوید (هرچند، همانطور که تنها می داند، او به نحوه صحبت کردن آموزش داده شد). به همین دلیل این شخصیت ها به طور گسترده ای ناپایدار در خواننده می بینند که آنها معتقدند یا تصور می کنند او را می خواهد، شیشه ای به دنبال آنها می باشد. جیک بولتون یک مرد کارگر ناامید و آرمانگرا است که در آغوش خود خیس می کند و در موش موثر می شود. او یک اصلاحگر اجتماعی است که می خواهد توده های کارگری را به یک شورش بسپارد و خواننده را به عنوان مخاطبش به سخنرانی ها می بیند. جهنم هرگز به یک مخاطب بیش از یک نفر را تحویل نمی دهد. جنتی کوتیلند، متخصص آفریقایی-آمریکایی است که مبتلا به سل می شود. دکتر کاپلند بیش از اینکه آرزو کند که مردمش از تسلیم تسلیحاتی نجات یابد، تردید می کند. متاسفانه، ناراحتی و افسردگی او، مردم خود را از شنیدن آنچه که باید بگوید، خاموش می کند. او معتقد است (بدون هیچ دلیل خاصی) خواننده یهودی است و فکر می کند که او تنها سفیدپوستی است که تا به حال شناخته شده است و خواننده می تواند با Copeland شناسایی کند زیرا هر دو عضو یک طبقه مظلوم هستند. مکی کلی یک توت فرنگی است که دوست دارد موسیقی و رویاها را دوست دارد از یک پیانو و یک آهنگ سمفونی تشکیل شده است. او معتقد است که، اگرچه خواننده ناشنوا است، می تواند موسیقی را در سرش بشنود و به خواسته ها و رویاهای او می گوید. او به زودی مجبور به مقابله با زندگی در فقر است که ممکن است لازم باشد که از مدرسه خارج شود و به کار برسد. در نهایت، Biff Brannon صاحب کافه است که بسیار زیاد است، اما در یک ازدواج غیرمعمول و بدون فرزند به دام افتاده است. پس از مرگ وی، او به شدت تنهایی می شود و دوست دارد با هر یک از چهار شخصیت دیگر ارتباط برقرار کند. در یک روحیه بی رحمانه، این کاراکترها به طور موثری تلاشهای متفاوتی را رد می کنند و بنابراین تنها کسی را می پذیرند که به آنها احترام می گذارد و به آنها ارتباطی می دهد. من فکر می کنم که اخلاق این است که همه ما باید با دیگران ارتباط برقرار کنیم، اما تقریبا غیرممکن است بنابراین در هر راهی مهم؛ و شاید، اگر ما ارتباط برقرار کنیم، بهتر می شود خودخواهانه باشیم و همه چیز را که می توانیم برای حفظ سیم به کار ببریم.

مشاهده لینک اصلی
من این سالها را مطالعه کردم - قبل از عضویت در Goodreads. (فقط برای ارسال هر نظر فراموش کرده اید) - با تشکر از استیو برای الهام از حافظه! @ قلب یک شکارچی تنهایی است @ یکی از آن کتاب هایی که خالکوبی پایدار را روی قلب شما می گذارد برای همیشه! نه تنها در دوران رکود بزرگ، بلکه در طول زمان بی عدالتی نژادی، اتفاق می افتد - نه تنها ما احساس تنهایی را تجربه می کنیم، بلکه از طریق یک شخصیت بسیار عمیق تر از آنچه که تا به حال نوشته شده است - اما این رمان که در آن زیبایی کامل احساس موسیقی را از طریق زبان اشاره یاد گرفتم. کلاسیک بهترین !!! 5 +++++ ستاره !!!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قلب ، شکارچی تنها


 کتاب شور زندگی
 کتاب عصر بی گناهی
 کتاب جاسوسی که از سردسیر آمد
 کتاب تصویر دوریان گری
 کتاب زندگی در پیش رو
 کتاب جایی که عاشق بودیم