کتاب مرگ در ونیز

اثر توماس مان از انتشارات نگاه - مترجم: حسن نکوروح-ادبیات اقتباسی

"مرگ در ونیز" به دوره ای تعلق دارد که هنر نمادپردازی توماس مان به اوج خود می رسد، دوره ای که نویسنده در کنار آن "کوه جادو" را هم می نویسد، که از نظر توفق به تضاد یاد شده، تضاد هنر و زندگی با آن اشتراک محتوایی دارد: اگر توماس ما در "مرگ در ونیز" هنر دنیاگریز و مرگ گرا را به دامان مرگ می برد، در "کوه جادو" دیگر قهرمانش را، که هنرمند نیست تا آستانۀ مرگ می برد، تا از گرایشش به مرگ گرایشی که از کودکی در شخصیت و روحیۀ او جای گرفته، نجات یابد.


خرید کتاب مرگ در ونیز
جستجوی کتاب مرگ در ونیز در گودریدز

معرفی کتاب مرگ در ونیز از نگاه کاربران

باید اعتراف کنم که، چیزی ازش نفهمیدم. حتّی برام حوصله سر بر بود که به‌خاطر همون نفهمیدنه. شاید یه‌وختی، یه‌روزی، برگشتم خوندمش و فهمیدمش. ولی فعلاً نه خوشم اومد و نه فهمیدمش. حتّی به‌نظرم یه‌جور تفاخر نویسنده اومد در جهت این‌که نشون بده چقد خوب بلده از وسط یه‌داستان سیاه و سفید، گریز بزنه به‌آلگوری‌ها و.. من نفهمیدم واقعاً، شاید خیلی هم حرکت قشنگی بوده..

مشاهده لینک اصلی
ترجمه ی هنرمندانه ی محمود حدادی

مشاهده لینک اصلی
یک کتاب خوب برای تدریس با لولیتا، متین. دستاوردهای ادبی با روانشناسی تولستوی و تعهد یونانی به داستان؛ و این تنها چیزی است که در مورد این کتاب یونانی نیست. رساله درباره مرگ، زندگی، جنسیت، میل و ترس، مرگ در ونیز هر دو دلسوز و وحشتناک است و به همین دلیل است. در اینجا چهره مرد حیوانات وحشتناک است، دندان هایش را می شکند، و ناامیدی ابری با دیدن چشمش می خندد. تصاویر منحصر به فرد و قدرتمند همواره معکوس هستند: احساسات خام و بی رحمانه در اینجا تبدیل به یک فاجعه می شوند، تنها با این که آن را به عقب بر می گرداند، تنها می تواند به عنوان یک توده ی مغرضانه ی اخلاقی، ممکن است پیچیده شود. به ویژه خشنود و نگران کننده، این نبرد بین Epicurean به سختی تضعیف و Absurdist استعفا دیدار کمدی کمدی در formers غیر قابل دسترس فاکس Tragic.

مشاهده لینک اصلی
من توماس مانا را در ونیز چندین دهه پس از خواندن آن در کالج اصلی آلمانی مشاهده کردم، در مواقعی از نسخه ی فیلمنامه ی Luchino Visconti برخوردار بودم. تصور اصلی من از ترجمه نسبتا تازه توسط مایکل هنری هیم (2004) این است که ساختار حکومت طولانی مدت و پیچیده نویسنده را حفظ می کند. کشف جملات Mann یکی از چالش های خواندن کتاب هایش است. بنابراين، به لحاظ استنباط، ترجمه کاملا معتبر است. همانطور که من را خواندم، به دنبال سرنخ هایی از تجزیه و تحلیل ادبی که تا به حال از بحث های کلاس من به یاد می آورم. آنها سخت نبودند پیدا شوند مرگ در ونیز به صورت خودجوش تا حدی است که منعکس کننده نسبیت Mannâ € ™ است. پدرش یک ریزهکاری بود، نظم بخش شمال آلمان، در حالی که مادرش دارای میراث اروپای جنوبی و طبیعت پرشور بود. در واقع، Júlia da Silva Bruhns در ریودوژانیرو متولد شد و دختر یک صاحب مزرعه با پس زمینه پرتغالی بود. پدر منس، توماس یوهان هاینریش مان، او را در برزیل ملاقات کرد، زیرا پدربزرگش یک تجارت صادراتی را در آنجا تأسیس کرده است. (منبع: فیلیپ هور، Herkunft und Lebensverhältnisse der Eltern und Großeltern der Brüder Heinrich und Thomas Mann، 29 اکتبر 2007، http://www.philipphauer.de/info/d/elt...).Thus هر دو نویسنده و شخصیت اصلی در مرگ ونیز، گوستاو فون آچنباخ، تنش مداوم بین دو مجموعه از صفات ارثی - آرمانهای آپولونی و دیئونیسی را که توسط والدین تجسم یافته است، تجربه کرد. درگیری بین این تمایلات متضاد، باعث ایجاد یک هنرمند موفق شد که قدردانی از شادی ها و حساسیت های دیئونیسی را با احترام آپولونی به ساختار و کار سخت به عهده گرفت. شایان ذکر است که در رمان، ون Aschenbach نویسنده است، در حالی که در فیلم او آهنگساز است. Venice نشان دهنده فساد فیزیکی و انحلال شخصی است. همانطور که زندگی او نزدیک به پایان خود است، فون آچنباخ کنترل خود را از دست می دهد، زیرا او در نهایت به وسوسه و خواست های طولانی سرکوب می شود. در طول اقامت مخرب سرنوشت خود در ونیز، او با این حال موفق به تولید یک مقاله کوتاه در مورد زیبایی. البته خوانندگان معتقدند که الهام بخشیدن به این کار، اشتیاق افراد سالخورده و مریض به یک پسر 14 ساله است. چند گزیده در ادامه می آید: در مورد تصمیم به تعطیلات بروید: \"او\" منبع خوبی از وسوسه ناگهانی را به خوبی شناخت. این یک تمایل به فرار بود - او به طور کامل آن را پذیرفت، این اشتیاق برای آزادی، آزادی، فراموشی - آرزو برای فرار از کار خود، روح معمولی از وظیفه سخت، سرد و پرشور است. \"درباره خط و هنر: خونریزی شدیدتری از خون نویسنده و مادرش، دختر یک مأمور ارشد گروه بوهمی، خون خود را در خانواده به نسل قبلی رسانده است. او در ظاهر خود منبع ویژگی های نژادی خارجی بود. این اتحاد خلق و خوی پدر طبیعت وجدان با تیره تر و پررنگ تر از مادرانی بود که هنرمند و هنرمند خاصی را به وجود آورده بود. \"این که می خواهم بر چنین شلاق هایی اعمال شود، استعداد او و مایل به رفتن به دور، او نیاز زیادی به نظم و انضباط داشت، و خوشبختانه طبیعت درونی وی از پدرش از خانواده به ارث رسیده بود. \"اشنباخ به دنبال لذت نبود. هر زمان و هر کجا که به او دعوت شد تا موهایش را پایین بیاورد، همه چیز را آسان کند، از خود لذت ببرد، او به زودی \"به ویژه در سال های جوانترش\" احساس بی قرار و بیمار شد و نمی توانست منتظر بماند تا به شغل نجیب خود بازگردد پناهگاه روزمره او. این تنها مکان بود که بتواند او را تحسین کند، خواست او را آرام کند، او را خوشحال کند. »همچنین لازم به ذکر است که فون آچنباخ سعی می کند از (و فرار از) ونیز و وسوسه هایش بیرون رود، اما تصمیم می گیرد که با اتفاقی باقی بماند. یک تنه با اموالش به جز کوسترو در نزدیکی تریست، جایی که او برنامه ریزی کرده بود تا تعطیلات خود را از سر بگیرد، به کامو منتقل می شود. این رویداد اتفاقی به وقوع پیوسته تلاش او برای بازگشت به یک زندگی متعادل از خودخواهی و تولید هنری است، اما پیرمرد ناتوان مخفیانه از آن لذت می برد؛ زیرا او می تواند خود را به وسواس خود ادامه دهد. ونیز او را گرفتار کرده است. این همان موضوع تکرار دوباره در Mannâ € ™ ثانیه رمان پس از آن autobiographical، کوه سحر و جادو، که در یک آسایشگاه در سوئیس تنظیم شده است. بازدیدکنندگان بیماری سل را مبتلا می کنند و بنابراین باید برای درمان باقی بمانند. همسر مان در این مرکز در داووس ماند.

مشاهده لینک اصلی
احتمالا این کتاب را 3.5 ستاره می گذارم. زبان آن نوشته شده بود بسیار زیبا و فلسفی بود، و من دوست داشتم که چگونه اسطوره در داستان او ماند. شخصیت اصلی، گوستاو فون آچنباخ، شخصیت بسیار جذابی بود که با یک پسر لهستانی 14 ساله که او را زیبا و شبیه یک خدای یونانی می داند، وسواس می شود. این کتاب به طور خاص یادآور لولیتا بود، هرچند فون آچنباخ تقریبا شبیه Humbert بود

مشاهده لینک اصلی
من بیدار شدم که این کتاب را به خاطر یک فیلم با ماریون کتیلیارد که هیچ ارتباطی با طرح توماس مان نداشت، بیدار کنم. این فقط توسط شخصیت ذکر شد و من را جذب کرد. یکی از تبلیغات بی شماری Fnac کافی بود و در کمتر از هیچ چیز، آن را در حال حاضر در دست برای خوردن بود. حداقل با بیش از 100 صفحه و با این پوشش افسانه. اما، اجازه دهید به موضوع مهم و داستان برسیم؟ خوب، همه ما می دانیم که این زیبایی بسیار ذهنی است. اما چند نفر از ما در گذشته نبوده اند - شاید در گذشته - با ایده ونیز چیره شد؟ شهر ایتالیایی ساخته شده از کانال تقریبا بی نظیر است با توجه به سناریوهای اجازه دهید ذهن سرگردان شود. حالا تصور کنید که نوشتن توماس مان، به طرز عجیبی، شما را از دامان، با مهارت از نامرئی بودن، و شما سفر غم و اندوه که تمام à © زیبا در علل است. اجازه دهید بیش از حد لذت بردن طلسم با £ perfeiçà ما enchants و پوشیدن پوست درب در دو قدیمی و مرگ، خوشحال با زیبایی êxtase EFA © صرف. à ‰ این مرگ در ونیزA @ .Há که این کتاب را به عنوان یک توصیف از یک platónica همجنس £ £ رابط. من اعتقاد دارم که همه اینها نیست. برای من، توماس مان نشان دهنده جذابیت جوانان - جوانان زودگذر - در لحظات últimos زندگی پیرمردی است که هرگز فکر نمی کردم روزی است دیده شود در یک flácido بدن و سالمندان محصور شده است. زیبایی از شهرستان در تضاد با بوی فاسد از بیماری، یک £ à Alusa داستان که متحد این دو موجود. شما می توانید آن را در یک ضربان قلب بخوانید اما برای همیشه باقی می ماند. بسیار توصیه می شود.

مشاهده لینک اصلی
خیلی متراکم، خیلی سرسخت ... نفیس. مان نان بود و به همه کسانی که رسولان اخلاقی اشاره دارند انگشت خود را به او از طریق میله های قفس آنها از عادی اجتماعی - لطفا قضاوت نمی کند. هنر قضاوت مانند قضاوت بشریت است؛ زیرا هنر تنها شکل است که روح خود را در جهان پر از محدودیت ها و تعصبات بیان می کند، در غیر این صورت به عنوان اخلاق شناخته می شود. و چه بیمار (l) d است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مرگ در ونیز


 کتاب تراژدی آمریکایی
 کتاب شب مادر
 کتاب درنده ی باسکرویل
 کتاب طوفان شمشیرها (جلد اول)
 کتاب هایدی
 کتاب رذل