کتاب همزاد

اثر ژوزه ساراماگو از انتشارات مروارید - مترجم: مهرداد وثوقی-ادبیات اقتباسی

تترولیانو ماکسیمو آفونسو یک معلم تاریخی در یک مدرسه متوسطه است. او طلاق گرفته است، در یک رابطه نسبتا یکسانی با کارمند بانک دخیل است و او افسرده است. یک همکارش برای بالا بردن افسردگی وی پیشنهاد می کند فیلم خاصی را اجاره کند. تارتولیانو فیلم را تماشا می کند و بی نظیر است. در طول شب، صدایی در آپارتمانش او را بیدار می کند. او به اتاق نشیمن می رود تا متوجه شود که VCR این ویدئو را پخش می کند و به نظرم در حال تماشای یک مرد است که کاملا شبیه به او است - یا دقیقا دقیقا مثل مردی که پنج سال پیش بود موستائو و کامل در صورت. او خوابیده است. Tertuliano بر خلاف قضاوت بهتر خود تصمیم می گیرد دوبار خود را دنبال کند. همانطور که هویت انسانها را ایجاد می کند، آنچه که به عنوان یک داستان غریبه آغاز می شود، مراقبه تیره ای بر هویت و شاید بر مبنای فرضیه های کلفتی در کنار کلونینگ است.


خرید کتاب همزاد
جستجوی کتاب همزاد در گودریدز

معرفی کتاب همزاد از نگاه کاربران
همانطور که یکی می شود سالمند 27 ژانویه 2017 - سیدنی یکی از چیزهایی که من دیدم این است که عنصر اصلی موفقیت است، نه فقط در دنیای مدرن، بلکه تقریبا در همه جا، قادر به برقراری ارتباط و برقراری ارتباط است. نکته این است که شما می توانید یکی از درخشانترین ذهن ها باشید، اما مگر اینکه شما بتوانید خودتان و ایده هایتان را به فروش برسانید، و متأسفانه شما احتمالا در هر جایی قرار دارید. مطمئنا افرادی وجود دارند که موفق به شکستن خوش شانسی شده اند (و من اعتقاد دارم اینشتین یکی از آنها بود) اما واقعیت این است که اگر شما زندگی خود را در انتظار آن شکست، شما احتمالا هرگز آن را دریافت کنید. در حقیقت، احتمالا به نظر می رسد که کمی بیشتر از یک پاورقی در تاریخ باشد، هر چند من باید اعتراف کنم که با در نظر گرفتن تمام افرادی که تا به حال زندگی کرده اند، احتمالا بیشتر از همه نمی شود. به هر حال، این داستان در مورد بوروکراسی در بوروکراسی روسیه است که در اواسط رتبه است، اما نه خیلی بالا است که او را در نظر می گیرد و یا حتی به استقبال آن، اشراف (به گفته ویکی پدیا او یک ریاست محترم، که رتبه 9 در جدول رده ها). با نگاهی به جداول، قطعا به نظر می رسد که او رتبه بندی نداشته باشد، اما بعد از آن دوباره به سختی می توانم او را به رتبه بالا ببرم - به نظر می رسد که او در یکی از صفوف زندگی است که زندگی راحتی را فراهم می کند، infuence مشکل این است که قهرمان ما کمی از شخصیت ضد اجتماعی است، اما دکتر تصمیم به رفتن به یک حزب را تجویز می کند، با این حال او به سمت حزب اشتباه می رود و بعد از ساختن یک ادم احمق از خود می شود. در واقع، این تقریبا به نظر می رسد مانند نوع مشاوره یک روانشناس بی حد و حصر ارائه می دهد. این جایی است که بخش بزرگی از رمان شروع می شود، زیرا در خانه ای که او با شخص دیگری ظاهر می شود، اما بسیار جوانتر و بسیار خشن تر از آنچه که هست، تا جایی که همه او را دوست دارد و در نهایت قهرمان ما دیوانه می شود و به پناهگاه ذهنی می رود. این چیزی است که در مورد افراد جدید و به خصوص افراد جدید و محبوب به چشم می خورد؛ آنها توانایی توجه ما را از ما دور می کنند، و این باعث می شود که ما واقعا، واقعا شبیه سازی کنیم. در حقیقت من افرادی را شناخته ام که در راه زندگی مردم جدید کار می کنند و یا به آنها علاقه مند می شوند و یا تبدیل به یک سمی سمی می شوند و معمولا این کار را انجام می دهند، به همین دلیل است که خودشان خیلی ناامن هستند و اساسا جلوگیری از داشتن این افراد خجالتی به جای گذاشتن و تضعیف موقعیت آنها (هرچند البته موقعیت هایشان به طور کلی در سران خود به هر حال). جالب است که داستایفسکی از این ایده دوگانه یا Doppleganger در این کتاب استفاده می کند، زیرا این ایده این است که این شخص وارد می شود و جای شما را می گیرد. این نه موجود شیطان است که اساسا شما را می کشد و سپس دایره ی دوستانتان را نفوذ می کند، بلکه یک جنبه تاریک و نه انسانی است - ترس از انقراض است. به طریقی شخصیت اصلی خود را در دوگانه خود می بیند - شاید این همان چیزی است که او در زمانی که او خیلی جوان بود، اما همانطور که او بزرگتر می شود و زندگی اش شروع به رکود می کند، این نسخه جوانتر از خود در حال آمدن است زندگی او را از او دور کنید. با این حال حتی بیشتر وحشتناک است، به نظر می رسد که همه دوستان ما از ما به این شخص جدید تبدیل می شوند، اما ما به این فرد جدید اعتماد نداریم - این است که او چیزی بدی نمی کند، فقط این است که ادراک ما این فرد خطرناک است و ما می خواهیم همه ببینند که این شخص در واقع چقدر خطرناک است. گرفتن این است که گاهی اوقات ما ممکن است درست باشد، در غیر این صورت ما ممکن است مرده اشتباه است. با این حال ممکن است فقط این باشد که ترس روانی درون ما وجود دارد - آیا این مورد است که هر چه سن ما بیشتر ضد اجتماعی باشد، ما تبدیل به آن می شویم، یا بیشتر به این واقعیت مربوط می شود که هرچه پیرتر می شود، بیشتر افراد ما برخورد که همه دلپذیر نیستند به طریقی افراد بیشتری که به ما آسیب رسانده اند، کمترین اعتماد مردم ما تبدیل شده اند و در حالی که همه خوب و خوب است که بگوییم ما باید همه را مثل یک تخته سنگ خریده باشیم، گاهی اوقات ساده ترین چیزهایی است که باید انجام دهیم، مخصوصا اگر شما در یک موقعیت کار می کنید، مانند یک بازرس بلیط در حمل و نقل عمومی، که تمایل دارد بدترین مردم را بدست آورد. در حقیقت، گاهی تعجب می کنم که آیا بازرس بلیت در واقع افرادی را که معتقد هستند که بازرسان بلیط هستند، اعتراف می کنند یا اینکه فقط می گویند که آنها برای مدیریت خدمات حمل و نقل عمومی در خدمات مشتری کار می کنند؟ با این حال، این یکی از آن نقشهایی است که به نظر میرسد بدترین افراد را به خود جلب کند، به نظر میرسد خشم و تجاوز جامعه اطراف شما را جذب کند. مطمئنا، این نیز ممکن است با سیاستمداران باشد، اما این چیزی است که آنها این توانایی را دارند که بتوانند خود را از جهان محافظت کنند - چیزی که اکثریت، اگر نه همه، سیاستمداران این باشد که تقریبا نیمی از رای دهندگان رای دادن به آنها، و نیمی از رای دهندگان واقعا آنها را دوست ندارند. آیا این نیز در مورد افسران پلیس است، اما من مطمئن هستم تعداد زیادی از مشاغل وجود دارد که در آن همه شما تمایل دارید من ...

مشاهده لینک اصلی
داستایوفسکی پس از سال ها اعترافات نویسنده نویسنده را پذیرفته است: این داستان موفق نشد، اما این ایده هوشمند بود؛ من یک ایده جدی تر از این را ارائه نکرده ام. اما داستان این داستان مطمئنا شکست خورد. پس از دوازده سال، این اشتباه را برای من عصر عادی انجام دادم، اما بار دیگر متقاعد شدم که این داستان ناموفق بود. اگر من بر این ایده بنا شدم و آن را بیان کنم، من کاملا تمایز می کردم؛ اما در سال 1846 من نمی توانستم یک خط مستقیم پیدا کنم، من نمی توانستم سلطه خود را بر این داستان حفظ کنم (اولا من می خواهم اشاره کنم که داستایوویچ در این موضوع شرکت کرد. من اغلب به اشتباه فکر کردم که من @ Fraudulent مردم را خوانده ام. @ واقعیت مطلق و ناامیدی در این کتاب نیست. داستان آن را احساس می کند بیشتر از آن است. من فکر می کنم که این احساس ناشی از این واقعیت است که شما خواندن وقایع علت را می خوانید، یکی از ناظران خواندن از سوی بیگانه. ما وقایع آقایان شیطان و روایات وارواران را خوانده ایم و من احساس می کردم که این دو شخصیت در جایی زندگی می کنند. حتی اگر در نهایت آن را پیدا کردم، این یک کتاب داستایوفسکی بود و من خواندن آن کتابی بود که خواندم. و البته، من توصیه می کنم که از انتشارات ارتباطات داستایوفسکی بخوانم، همانطور که قبلا \"@ People\" است. ergin altay بسیار بهبود یافته است.

مشاهده لینک اصلی
بهترین کار کوتاه Dostoevskys. این یک داستان روانشناختی عمیق نگران کننده درباره تخریب خود در دنیای بیگانه است. شخصیت اصلی یک اضطراب ماسکوشی را چنان شدید می کند که تنها فرار از طریق ایجاد شخصیت دیگری است. با این حال، خودگردان گولدکینز چنان عمیق می زند که حتی دوگانگی او باید زندگی عاملین را خراب کند.

مشاهده لینک اصلی
تا به حال یکی از عجیب ترین داستان های کوتاه من تا کنون خوانده ام. با توجه به مقدمه، داستایوفسکی هدفمند مرز بین فانتزی و واقعیت را تعیین می کند. نقطه نظر همیشه از شخصیت های اصلی ذهن است و مانند ذهن خود ما، او مبهوت، غیر خطی و پر از افکار است. این امر باعث می شود که داستان به سختی پیگیری شود و اجازه می دهد حدس بزنید که آیا شخصیت اصلی یک اختلال ذهنی دارد یا اینکه جهان او را به یک توپ منحنی تبدیل کرده است، زمانی که مردی به نظر می رسد درست مانند او و همان نامی دارد. برای مدت طولانی آن را مانندFight Club @ احساس می کنید و هنوز هر لحظه ای از وضوح وجود دارد زمانی که متوجه شوید که اد نورتون تمام وقت براد پیت را تصور کرده است. داستایفسکی مانند او در کتاب بعدی خود،Crime and Punishment @، موفق شد که خواننده را مستقیما به شخصیت های اصلی، افکار، احساسات و تعاملات تبدیل کند. در اوایل داستان گرفتار شدم و همه چیز را که شخصیت احساس می کردم احساس کردم. فصل هفتم که در آن دو داستان داستان زندگی خود را با شخصیت اصلی به اشتراک می گذارد و فصل نهایی دو بخش از بهترین کتاب است و واقعا توانایی شگفت انگیز داستایوفسکی را برای بافتن یک داستان که جذاب و دلگرم کننده است، برجسته می کند. فقط یک نویسنده قدرتمند می تواند داستان را در یک سفر فوق العاده که از اوراق قرضه دلهره آور اخوان المسلمین شروع می شود را به عمق ضعیف ذهن شکسته می برد. سبک انتخاب شده توسط داستایوفسکی ممکن است اجازه دهد که به افکار صمیمی یک اصلی دسترسی پیدا کند، اما این باعث می شود خواندن سخت است. چند بخش وجود داشت که در آن مجبور شدم به عقب برگردم و دوباره بخوانم تا مشخص شود چه اتفاقی افتاده و چه کسی در گفتگو با آن شرکت کرده است. Dostoevsky تکرار نام کاراکترهای کامل را چند بار در یک جمله تکرار می کند، که در انتهای کتاب کمی پریشان می شود. شخصیت اصلی نیز عجیب و غریب باحاله است (در حقیقت او چندین مرتبه آن را بیان می کند) و گفتگو می کند، به طوری که او مستقیما از مغز خود صحبت می کند بدون اینکه مکث کند تا افکار خود را جمع کند. این انتخاب توسط داستایوفسکی در بسیاری از نقاط در کتاب کار می کند، اما در انتهای آن نیز شروع به رنگرزی می کند. به طور کلی، یک خواننده عالی و به عنوان مقدمه می گوید: @ فوق العاده برجسته @ The Double @ منتقدان را منتقل کرد. @ من احساس می کنم که بدون این شکست بحرانی، داستایوفسکی به سیبری تبعید نخواهد شد و ممکن است هرگزCrime و مجازات @ که یک تراژدی واقعی بود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب همزاد


 کتاب یعقوب کذاب
 کتاب هوس زیر درختان نارون
 کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
 کتاب مرد اول
 کتاب بانوی دریایی
 کتاب مجوس