فئودور داستایوفسکی مدیتیشن قدرتمند در مورد ایمان، معنا و اخلاق، برادران کرامظوف با مقدمه و یادداشتهای دیوید مکداف در پنگوین کلاسیک ترجمه شده است. هنگامی که فدور کرمظوف مالک زمین وحشی به قتل رسیده است، زندگی پسرانش غیرقابل برگشت می شود: میتا، عصبی، که رقابت تلخ آن با پدرش بلافاصله او را تحت سوء قصد قرار می دهد برای برده داری؛ ایوان، روشنفکر، که شکنجه های ذهنی او را به شکست می اندازد؛ Alyosha روحانی، که سعی می کند تا شکاف های خانوادگی را درمان کند؛ و شکل سایه ای از سمیردیکوف، برادر ناتنی خود. همانطور که تحقیقات و محاکمات بعد از آن نشان دهنده هویت واقعی قاتل است، شاهد دودویی دواستیفسکی دنیایی را به وجود می آورد که خطوط بین بی گناهی و فساد، خیر و شر، تاری و هر چیز ایمان به بشریت تست شده است.
خرید کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی)
جستجوی کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی) در گودریدز
معرفی کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی) از نگاه کاربران
آیا می توان رمان فلسفی نوشت؟ خیلی از نویسنده ها و البته خیلی از فیلسوف ها به این سوال پاسخ منفی می دهند. یکی از آنها آیریس مرداک است که خودش هم رمان نویس بود، هم فیلسوف. اما به نظر من به راحتی می توان برادران کارامازوف را یک رمان فلسفی دانست. مباحث عمیقی در زمینه ایمان به خدا، وجود شر در جهان، اخلاق و ابتنا یا عدم ابتنایش بر دین، جبر و اختیار، و حتی شیوه ی زیست ایمانی و شورمندانه، در این رمان طرح می شوند و تمام این مباحث، در جریان یک داستانِ توانمند چنان ماهرانه پیش می روند که خواننده را میخکوب می کند. حقیقتا برای من طرح داستانی این اثر، که تا این حد امکان درگیر شدن با مباحث فلسفی و وجودی را برای نویسنده فراهم می کرد واقعا شگفت آور است. قطعا نبوغ داستایوفسکی خیره کننده است.
درباره ترجمه... من کتاب را با ترجمه مشفق همدانی خواندم و از این ترجمه کاملا راضی بودم. حدود دو-سه سال پیش که همسر عزیز داشت این کتاب را با ترجمه صالح حسینی می خواند، بخش هایی از دو کتاب را تطبیق داده بودم. ترجمه ی حسینی ادبی تر بود اما به نظرم ترجمه ی مشفق به وضوح روان تر بود.
مشاهده لینک اصلی
اولین تجربه ام از داستایفسکی خوانی @شبهای روشن@ بود که تجربه ی چندان چشم گیری نبود. بعدها یکبار تصمیم گرفته بودم که برادران کارامازوف را بخوانم و در همان فصل اول رهایش کرده بود. اینبار اما میخواستم تکلیفم را برای همیشه با داستایفسکی و دنیایش مشخص کنم. یا آدم هم بودیم یا نه! و برای همین با توجه به هشدارهای خود نویسنده تا نیمه ی کتاب اول چندان سختگیرانه عمل نکردم. تحمل کردم تا اتفاق کامل را تجربه کنم. راستش چندان علاقه ای هم به مبارزه شیطان و خدا و خطابه های کتاب نداشتم. نه استدلال های خداپرستانش برایم جالب بود نه شیطان هایش چیز متفاوتی بودند. و با این همه خود داستان از یک جایی به بعد مهیج بود. یک جاهایی واقعن نمی توانستم هیجانم را کنترل کنم و دست از خواندن بردارم. نقطه ی قابل توجه روایت برایم بندبازی داستایفسکی بود روی ظرافت های طبع انسانی...اینقدر که از روی غرور به نفرت از نفرت به خشم از خشم به دیوانگی از دیوانگی تسلیم از تسلیم به عشق شیفت میکرد و دوباره چرخه را در جهتی دیگر می گرداند. از نیمه ی کتاب به بعد قهرمانم میتیا بود. آن دیوانه ی عاشق که گرفتار خودش بود را واقعن دوست داشتم. گروشنکای اصیل،کاتیای مغرور حتی ایوان خشک مزاج هم بد نبودند. آلیوشا بیش از حد کروبی و ساده بود. چشمم را نمی گرفت و واقعن به درد فرشته بودن بیشتر میخورد تا انسان بودن و گرچه ترجیح می دادم اسمردیاکف را واضح تر بشناسم اما با تمام این توضیحات کارامازوف خوانی تجربه ی خوبی بود که ارزش صبرم را داشت.
*ترجمه ی آقای صالح حسینی روان و خوش خوان بود و یادداشت مترجمش در پایان جلد دوم هم خیلی به فهم من از کتاب کمک کرد.
تیر 96
مشاهده لینک اصلی
از کتابم سوال کن که فکر من در مورد اینکه ادبیات می تواند چه کار کند، از من بپرسد و من این کتاب را می نامم. از كتابی كه شخصیتهای من سالها را به آن اشاره میكنید، از من بپرسید، نه به این خاطر كه آنها خیلی دوست داشتنی و دوست داشتنی بودند، بلكه به خاطر جایگزینی اندیشهای فلسفی بودند و من آلوچه، ایوان و میثا را میشناختم. از من بپرسید که نویسنده ای که آثارش را نفهمید و خواندن و خواندن ذهنم را می فهمد و من فدور دوستوفسکی را می نامم. فکر می کنم قبل از خواندن این مطلب، حتی نمی دانستم که چگونه نام نویسنده را درست تلفظ کنم. اولین چیزی که من انجام دادم، تلفظ صحیح بود. در حال حاضر از زبان من می لغزد: duh-stuh-yef-skyee.When من چالش شخصی خود را برای خواندن ادبیات روسی نوشتم، من هیچ نظری ندارم که من زبان و زبانی که من دارم کشف کنم. من هیچ نظری نداشتم که حتی یک قطعه Dostoevsky را دوست دارم. اما به لطف دوستان Goodread من که گروه فدور داستایوفسکی را آغاز کرده اند، به پیچیدگی متناقض رمان داستایوفسکی متصل شده ام. من می توانم صادقانه بگویم که پس از چند ماه از تمسخر، جایی که من مجبور شدم با ساختار داستان نویسی و نام های قابل تعویض شخصیت آشنا (به نحوی که متوجه شدم که نام های میانجی پدر و مادر هستند، مشتق شده از اسم های پدر، مثل آلکسی فدورویچ کرمظوف)، اکنون می توانم بگویم که من عاشق و بر اساس اسم مستعار هستم. سه برادر، برادران کرامظوف، هر کدام به دلیل عمیق بودن شرایط انسانی ایستاده اند: یک نماینده شیوه بی پروایی زندگی و تفکر؛ یکی دیگر، خودخواهی و برانگیختگی فکری؛ و سوم، اشتیاق و اعتقاد مذهبی. هسته اصلی این است که پدر تحقیر آمیز، فقدان مادر بودن و برادرانی است که در دوره های مختلف زندگی می کنند و فقط به عنوان بزرگسالان مجددا می روند. عشق، خیانت، فقر، ثروت، مرگ، قتل، شرم، خوب، بد، بد، وجود دارد، آن چیزی است که ما در رمان ها دنبال آن هستیم؛ زیرا ما در زندگی آنها زندگی می کنیم. اما در این چندین می توان گفت که این امر در مورد باور و وفاداری است: پس از فرزند خشن، این برادران به خود اعتقاد دارند؛ آیا آنها به یکدیگر اعتقاد دارند؟ آیا آنها به چیزی بیشتر از خود اعتقاد دارند؟ قطعه افکار از طریق روح او شناور بود، مانند ستارگان فریاد می زد و دوباره به یکباره می رفت، تا دیگران موفق شوند. اما هنوز در روح او حاکم بر یکپارچگی چیزها - چیزی استوار و آرام بود.\nیک کتاب دیگر وجود دارد که به لحاظ فلسفی از جمله این کتاب، نفوذ کرده است: کتاب مقدس. وقتی من یک دختر کوچولو بودم در پناهگاه جنگی زندگی میکردم و از کلیسا در لیبریا حمایت میکردم، از پدر و مادرم جدا شدم. من دوست داشتم خواندن داشته باشم اما کتابهای زیادی وجود نداشت چون آنها برای مرگشان فرار می کردند یا سوخته می شدند یا پشت سر می گذاشتند. اما در همه جا کتاب مقدس وجود داشت. بنابراین من به داستان داستان بزرگ کتاب مقدس تبدیل شد: یعقوب و اساو، برادران در جنگ با یکدیگر؛ داستان یوسف و ملافه راه راه و نحوه برادران خود را به بردگی فروخته و بیشتر. تا به امروز، من هنوز هم فکر می کنم کتاب مقدس زیباترین داستان ها و شعرها (به عنوان مثال: کتاب مزامیر) است. خواندن برادران کرامظوف، من دوباره از آن داستان های برادری و خیانت و موضوعات و درس های مربوط به آن یاد گرفتم. دشوار است باور داشته باشیم که داستایوفسکی در بعضی مواقع یک خدانگهدار بوده است و برخی از مبارزات شخصی با اعتقاد و عدم اعتقاد را تحمل کرده است، به خصوص از آنجایی که در رمان او لحظاتی وجود دارد که او نوعی نظریه را اضافه میکند (\"فراخوانیهای فراوانی به عمق\" € و â € œ اگر من شما را فراموش کرده ام اورشلیم\nâ € |) â € که معانی واقعی تنها از دانش متن کتاب مقدس جمع آوری شده است. با این حال، شخصیت های او با همین مبارزه با اعتقادات اخلاقی و مذهبی مقابله می کنند و این باعث می شود که خواندن جذاب انجام شود. اما درست مثل روانکاوی تراژدی یونان (فکر می کنم ادیپوس رکس) این یک رمان در مورد کسی نیست یا اعتقاد بر پیروزی دیگران است، زیرا در مورد مبارزه پرشور است که هر شخصیت تحمل می کند و تحولات فردی خود را در نهایت. شما دروغ است، شما بیماری من هستید، شما یک فانتوم هستید. تنها چیزی که من نمی دانم چگونه شما را نابود می کنم و می بینم که باید برای یک زمان رنج می برم. من تو را توهین میکنم شما خودتان تصدیق شده اید، اما فقط از یک طرف مفهوم و احساسات من، اما تنها ناسالم و احمقانه ترین آنها است.
مشاهده لینک اصلی
یک ثانیه صبر کنید ... پنج ستاره را لمس کنید ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â ... ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â ... ... â~ ... â~ ... در واقع درد آن را تنها به پنج. آیا می خواهم بگویم که این کتاب باید یکی از شگفتی های بشر باشد؟ آیا لازم است که در مورد توانایی خارق العاده Dostoyevskys برای ایجاد شخصیت های جالب و واقع گرایانه و یا این واقعیت است که او استاد روان انسان بود؟ این، البته، نامطلوب است. اگر من را باور نکنید، ایوان کرامازوف با شیطان روبرو می شود. در واقع، کل رمان یک مدرک منحصر به فرد از این بیانیه است. از اولین صفحات مقدماتی فینال رستگاری، این رمان شاهکار خالص است. من صادقانه فکر می کنم که کتاب هایی مانند «برادران کرامظوف» ادبیات را تعریف می کنند که گروه هایی مانند The Beatles موسیقی را تعریف کرده اند. به اندازه کافی گفت
مشاهده لینک اصلی
یا موضوع زیرنویس: عواقب شدید AAR ¢ S ¢ ناسیونالیسم، URMÄ، زدن تجربه گرایی فاجعه HAPPY راه میانه .... حذف ÃŽncep امروز، برای هیچ راه دیگری پس از آن که شما معنی است که ÃŽNCERCI ¢ ¢ دوم کلمات در مورد @ Brothers @ Karamazov @ وجود دارد. مثلث الکسی-ایوان-دیمتری. جامعه روسیه در قرن نوزدهم؟ هیچ راهی نیست -secolul در طول قرن نوزدهم و SPAA £ lea- ژوئیه -Rusia- دکا ¢ تی نشان دهنده یک پس زمینه نیست که شخصیت داستایفسکی îşi aÅŸterne؛ برای در آثار او را نمی توان از نظر اندازه و یک SPAA £ ială صحبت زمانی که ما به کار از یک زاویه کودک نگاه کنیم. شخصیت داستایفسکی -ÅŸi به طور پیش فرض trăirile ¢ N lor- باقی می ماند ابدی، از رده خارج، فاقد SPAA £ IU؛ برای dăinuiesc ابدی شخصیت پیچیده £ مقامات، صرف نظر از SPAA £ فضای جغرافیایی یا تاریخی، و این به دلیل آن این نظریه را مطرح نمی نبوغ بی چون و چرای ادبیات، اما از آنجا که در سراسر جهان و که ¢ بوده است که خواهد تمام موضوعات ¢ تی dăinui، پتانسیل £ IALA @ @ دیوانه که بیشتر از شور و شوق într ¢ یک محیط خاص تاریخی تی به شکل شرح داده نشده (شور و شوق برای خدا، عشق و شور برای £ ÅŸtiinÅ است -Of هر ordin- و شور و شوق را برای زنان، تلقیح در الکسی، ایوان و دیمیتری deopotrivă). البته، این اشکال مصائب ontologică £ نیست در تکوین شخصیت، که توسط diverÅŸi کشت عوامل که răsfrà ¢ نانوگرم ظرفیت از موضوع înzestrat £ رآ ională (و از این رو ظرفیت تشخیص ، به لحاظ ذهنی، حوادث خاصی که دانش آن را دارد). بدون تنها و ممکن است، بنابراین alocă داستایفسکی رمان از برگه های جانبی سلام از منشاء £ برادران کارامازوف. اختلاف £ آنها VA ¢ rstă (این واقعیت است که یک مادر diferită یک استدلال برای £ تفاوت گسترده به ideologică دا ¢ nÅŸii داشت و همچنین چاپ خود فئودور فرزندان مردم او شد دکا ¢ تی توسط pusă نیست هماهنگ الکسی ... - خود spermă * CAH * با توجه به اینکه او aibă اجازه دهید نه در واقع هدف پسران ÅŸtiinÅ £ ă در جهان)، جدید mlădiÅ £ کارامازوف افزایش -aparent است! @ tinerel @ شدید نیست و در او @ برخی از بیمار @ وجود ندارد. £ مکش در آن demiurgică £ vieÅ رخ نمی دهد به آنها نیاز دارید دلیل ابدی داستایفسکی می دهد amănunÅ £ £ ب چاقو توضیح: @ ... معجزه هرگز موفق نخواهند شد به آن را دریافت descumpănească یک رئالیست. نه به خاطر معجزات، یک واقعیت واقعی تبدیل خواهد شد. [...] او احساسات خود را تردید خواهد کرد و نه آن را پذیرفته است. [...] معجزه می تولد در ایمان .درباره £ ă @ ایوان -trecà £ ¢ دوم بر ملاحظات تکامل را دسترس sale- می گویند که در جایی در حجم دو، که ¢ £ ACA دوم در بخش planează اطراف جرایم عجیب و غریب می گوید: @ این مجاز است! @. برای دیمیتری، عشق عاشق همه چیز است، همه چیز را به دست می گیرد @. I. عاشق @ برادران کرامه زوف @ .1. یکی از جالب توجه، آنچه که توهمات طراحی انسان را در عشق مطلق ترسیم می کند. بنابراین ما می توانیم توهم مطلق در دکا مرد dăinui نمی ¢ ¢ تی پس از آن که زمانی که آن غرق خودuitare apoteotică @، عشق و علاقه مصرف، یا برای خدا یا برای شناخته شده یا زن باشد:Pe măsură triumva آنچه را که دوست، شما £ £ و اجازه دهید متقاعد و £ وجود خدا و به در جاودانگی روح @ £ من باور دارم. 2. @ ... CA ¢ تی نفرت بیش از افراد £ luaÅ و در موضوع دست ¢ تی عشق من برای بشریت به طور کلی در گرم است. @ 3 @ اجازه می دانم که عشق FAA £ ă معشوق، عشق فعال به نظر می رسد شدید و ترسناک است. @ 4. تعریف قرائت شور £ مرد رومانیایی از نابغه که کاملا -în - باید آگاه بود که شور و شوق، حتی در مرحله جنینی، ÅŸtirbeÅŸte قضاوت: @ ... بودن در عشق یکی و به طور کامل است چیز دیگری عشق است £ POA اجازه دهید آنها را پس از یک زن مرده و در همان زمان اجازه دهید آن را متنفر است. @ 5 @ من ترحم او ترحم و نه حتی عشق سلام dovadă هستم [...] او من urî . @ II. وجود (در اوایل) در برادران @ Karamazov @ .1. زیر نویس:Degeaba انجام سایه زمین: ¢ مرد Ntuli @ 2. اجازه دهیدNu می تواند عدم اطمینان @ 3 داشته باشد. ÃŽnrădăcinata زندگی می کنند و رعایت عشق فراتر از مرزهای رآ £ ژوئن: @ زندگی خواهد بود £ ă تفکر dureroasă preocupată خود را از احساسات خود را از قهرمانی و درد و رنج £ او را که شما تا به حال 4 @.. بی اعتنایی شیوه زندگی: من فکر می کنم همه نیاز به عشق زندگی بالاتر از همه. [...] برای بالا رفتن از منطق آن را دوست داشته باشید، زیرا فقط شما معنای آن @ را می فهمید. @ موجود زنده انسان در زندگی نیست، بلکه در آنچه شما برای زندگی می کنید. @ 6. مرد Nevolnicul در مقابل ă £ حقیقت ناشناختنی: جهان است trecătorTotul تنهایی حقیقت ابدی @ III. ابعاد روحانی، در برادران @ کرامه زوف @. 1. @ اگر هیچ روح جاودانه وجود دارد، وجود ندارد هیچ فضیلت. @ £ کسر ظاهرا بدون اساس است، در واقع، یک însemnătate cosmică. تنها انقراض جاودانگی می تواند انسان را مجبور به رعایت عدالت دقیق فضیلت کند. من فکر می کنم یک مثال شناخته شده مورد راهبان کاتولیک ها که بارcad در گناه @ @ یاse debarasează با briÅŸca، انگشت خشم است. حتی اتوفلاژ کردن (@ به دنبال شادی در درد @) چیزی جز مبارزه نیست ...
مشاهده لینک اصلی
خواندن دوم الهام گرفته از (1) آلبر کاموث شورشی: مقاله در مورد مرد در شورش، که در آن توجیهات پریشانی ایوان فدورویچ کرمظوف در نظر گرفته شده در طول؛ و (2) مجله کوه Athos، که بسته جاده شکسته: از گیت های آهن تا کوه Athos، آخرین حجم از پاتریک لی فرمورز سه گانه دانوب. ژورنال بازگو می کند که PLF ها از بسیاری از صومعه های ارتدوکس یونانی در شبه جزیره یونان در ژانویه تا فوریه 1935 بازدید می کنند. من نیز کنجکاو هستم تا ببینم آیا می توانم از طریق این هیولا دوباره از آن استفاده کنم.
مشاهده لینک اصلی
برادران کرمظوف کتاب فوق العاده پیچیده و پیچیده است. این نیز یک درد استثنایی در الاغ است. ممکن است مجبور باشم یک قفسه جدید برای آن ایجاد کنم که نام آنId است که مجددا آن را بخواند اما آن را نمیتوان دریافت کرد. @ Tristram Shandy می تواند به آن بپیوندد. اولین مشکل این است که یک سخنرانی طولانی است که به شما اتخاذ می کند از Atlas Shrugged. مشکل دوم این است که وقتی آن را به پایان رساندم، کلماتی که ناخودآگاه از دهان من فرار کردند،Well، شما را فریب می دهند. @ این بازی را که من در طول ناهنجاری های نابهنگام ایالت زئوسیمه زوزیما یا باز تشکیل دادم؟ حدس بزنید که آیا هر گمشده خسته کننده ای که در زیر از بزرگان Zosima یا Baz Luhrmanns 1998 به دست آمده است،EveryBodys Free (برای محافظت از کرم ضد آفتاب) @: a. بی پروا با دلهای دیگر مردم نباشید؛ با افرادی که با شما بی پروا هستند، با افراد دیگر تطبیق نداشته باشید. شرکت خود را با خود نگه دارید و هر روز و ساعت، هر minute.c را به خودتان نگاه کنید. از قدرت و زیبایی جوانان خود لذت ببرید. عشقت را تحسین می کنید، با این حال بی معنی است که ممکن است به نظر برسد. به خصوص بچه هایتان را دوست بدارید. در پایان بررسی اظهار نظر می کنم، تقریبا هرگز خواندن این کتاب را نداشتم. واید من آن را چهار ستاره می دهم؟ یک دلیل: cowardice.Listen، من این کتاب ها را دقیق تر از من می دانم. خلاقیت آن چشمگیر است. سازمان دیده بان دواستوفسکی دقیق است با کلمات: چگونه هر شخصیت، از جمله راوی، از آنها استفاده می کند و از آنها سوء استفاده می کند، آنها را تکرار می کند، آنها را به یکدیگر می اندازد. بررسی کنید که چگونه داستان ها - Ilyusha و Dmitri، Katya و Grushenka - در هم آمیخته اند. احساس کنید که کلمه @ Caramazovian @ خود را در شما وارد می کند: شما نمیتوانید بگویید چه معنی می دهد، شاید، احتمالا من نمی تونم، اما شما آن را می دانید زمانی که شما آن را در حال حاضر ببینید. بحث در مورد اینکه آیا همه چیز کمدی یا فاجعه است. پیش از آنکه آنها را بخوانم، فکر می کردم که تولستوی و داستایوفسکی احتمالا بیشتر یا کمتر یکسان هستند، آیا می دانید؟ مثل بچه های روسی روسی که کتاب های طولانی دیوانه ای نوشتند، چگونه می توانند متفاوت باشند؟ اما آنها همه چیز را ندارند. تولستوی استثنایی کنترل می شود. Dostoevsky خالص virtuo است. من نمی خواهم بگویم او نمی داند چه کاری انجام می دهد؛ در واقع، کارامازوف نسبت به جنگ و آمريکا سخت تر است. صلح است اما انرژی پشت آن بیشتر یا کمتر دیوانه است. چهار ستاره چون من می دانم این کتاب خوب است؛ اگر دو ستاره را بدهم، می توانم بپذیرم که اجازه می دهم یک شاهکار درخشان از من دور بماند، زیرا باور نکردنی آن بسیار خسته کننده است. آگاه باشید؟ چهار ستاره، شخص. شاهکار درخشان. توجه توجه: شما می توانید و باید بخش اول Pevear \u0026 amp؛ مقدمه Volokhonskys، تا پ. xiv این به شما پس زمینه عالی می دهد. بعد از آن، بعد از اینکه آنها را تبدیل به یک نمایشنامه ی جهانی انسانی کردید، سریعا بعد از آن، آنها را در بخش بعدی قرار می دهیم. من فراموش می کنم که برادر است که لیز M. گفت: این و کاملش:Aliosha = superego یا روح (برادر کوچکتر) ایوان = ego یا سر (برادر وسط) Dimitri = id یا قلب (برادر بزرگتر) @ اگر قبل از خواندن داستایوفسکی خواسته اید شروع به جرم و مجازات کنید. خواندن بهتر آن است. جواب کوئیز: لعنت به تو، کرامظوف.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی)
خرید کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی)
جستجوی کتاب برادران کارامازوف (2 جلدی) در گودریدز
درباره ترجمه... من کتاب را با ترجمه مشفق همدانی خواندم و از این ترجمه کاملا راضی بودم. حدود دو-سه سال پیش که همسر عزیز داشت این کتاب را با ترجمه صالح حسینی می خواند، بخش هایی از دو کتاب را تطبیق داده بودم. ترجمه ی حسینی ادبی تر بود اما به نظرم ترجمه ی مشفق به وضوح روان تر بود.
مشاهده لینک اصلی
اولین تجربه ام از داستایفسکی خوانی @شبهای روشن@ بود که تجربه ی چندان چشم گیری نبود. بعدها یکبار تصمیم گرفته بودم که برادران کارامازوف را بخوانم و در همان فصل اول رهایش کرده بود. اینبار اما میخواستم تکلیفم را برای همیشه با داستایفسکی و دنیایش مشخص کنم. یا آدم هم بودیم یا نه! و برای همین با توجه به هشدارهای خود نویسنده تا نیمه ی کتاب اول چندان سختگیرانه عمل نکردم. تحمل کردم تا اتفاق کامل را تجربه کنم. راستش چندان علاقه ای هم به مبارزه شیطان و خدا و خطابه های کتاب نداشتم. نه استدلال های خداپرستانش برایم جالب بود نه شیطان هایش چیز متفاوتی بودند. و با این همه خود داستان از یک جایی به بعد مهیج بود. یک جاهایی واقعن نمی توانستم هیجانم را کنترل کنم و دست از خواندن بردارم. نقطه ی قابل توجه روایت برایم بندبازی داستایفسکی بود روی ظرافت های طبع انسانی...اینقدر که از روی غرور به نفرت از نفرت به خشم از خشم به دیوانگی از دیوانگی تسلیم از تسلیم به عشق شیفت میکرد و دوباره چرخه را در جهتی دیگر می گرداند. از نیمه ی کتاب به بعد قهرمانم میتیا بود. آن دیوانه ی عاشق که گرفتار خودش بود را واقعن دوست داشتم. گروشنکای اصیل،کاتیای مغرور حتی ایوان خشک مزاج هم بد نبودند. آلیوشا بیش از حد کروبی و ساده بود. چشمم را نمی گرفت و واقعن به درد فرشته بودن بیشتر میخورد تا انسان بودن و گرچه ترجیح می دادم اسمردیاکف را واضح تر بشناسم اما با تمام این توضیحات کارامازوف خوانی تجربه ی خوبی بود که ارزش صبرم را داشت.
*ترجمه ی آقای صالح حسینی روان و خوش خوان بود و یادداشت مترجمش در پایان جلد دوم هم خیلی به فهم من از کتاب کمک کرد.
تیر 96
مشاهده لینک اصلی
از کتابم سوال کن که فکر من در مورد اینکه ادبیات می تواند چه کار کند، از من بپرسد و من این کتاب را می نامم. از كتابی كه شخصیتهای من سالها را به آن اشاره میكنید، از من بپرسید، نه به این خاطر كه آنها خیلی دوست داشتنی و دوست داشتنی بودند، بلكه به خاطر جایگزینی اندیشهای فلسفی بودند و من آلوچه، ایوان و میثا را میشناختم. از من بپرسید که نویسنده ای که آثارش را نفهمید و خواندن و خواندن ذهنم را می فهمد و من فدور دوستوفسکی را می نامم. فکر می کنم قبل از خواندن این مطلب، حتی نمی دانستم که چگونه نام نویسنده را درست تلفظ کنم. اولین چیزی که من انجام دادم، تلفظ صحیح بود. در حال حاضر از زبان من می لغزد: duh-stuh-yef-skyee.When من چالش شخصی خود را برای خواندن ادبیات روسی نوشتم، من هیچ نظری ندارم که من زبان و زبانی که من دارم کشف کنم. من هیچ نظری نداشتم که حتی یک قطعه Dostoevsky را دوست دارم. اما به لطف دوستان Goodread من که گروه فدور داستایوفسکی را آغاز کرده اند، به پیچیدگی متناقض رمان داستایوفسکی متصل شده ام. من می توانم صادقانه بگویم که پس از چند ماه از تمسخر، جایی که من مجبور شدم با ساختار داستان نویسی و نام های قابل تعویض شخصیت آشنا (به نحوی که متوجه شدم که نام های میانجی پدر و مادر هستند، مشتق شده از اسم های پدر، مثل آلکسی فدورویچ کرمظوف)، اکنون می توانم بگویم که من عاشق و بر اساس اسم مستعار هستم. سه برادر، برادران کرامظوف، هر کدام به دلیل عمیق بودن شرایط انسانی ایستاده اند: یک نماینده شیوه بی پروایی زندگی و تفکر؛ یکی دیگر، خودخواهی و برانگیختگی فکری؛ و سوم، اشتیاق و اعتقاد مذهبی. هسته اصلی این است که پدر تحقیر آمیز، فقدان مادر بودن و برادرانی است که در دوره های مختلف زندگی می کنند و فقط به عنوان بزرگسالان مجددا می روند. عشق، خیانت، فقر، ثروت، مرگ، قتل، شرم، خوب، بد، بد، وجود دارد، آن چیزی است که ما در رمان ها دنبال آن هستیم؛ زیرا ما در زندگی آنها زندگی می کنیم. اما در این چندین می توان گفت که این امر در مورد باور و وفاداری است: پس از فرزند خشن، این برادران به خود اعتقاد دارند؛ آیا آنها به یکدیگر اعتقاد دارند؟ آیا آنها به چیزی بیشتر از خود اعتقاد دارند؟ قطعه افکار از طریق روح او شناور بود، مانند ستارگان فریاد می زد و دوباره به یکباره می رفت، تا دیگران موفق شوند. اما هنوز در روح او حاکم بر یکپارچگی چیزها - چیزی استوار و آرام بود.\nیک کتاب دیگر وجود دارد که به لحاظ فلسفی از جمله این کتاب، نفوذ کرده است: کتاب مقدس. وقتی من یک دختر کوچولو بودم در پناهگاه جنگی زندگی میکردم و از کلیسا در لیبریا حمایت میکردم، از پدر و مادرم جدا شدم. من دوست داشتم خواندن داشته باشم اما کتابهای زیادی وجود نداشت چون آنها برای مرگشان فرار می کردند یا سوخته می شدند یا پشت سر می گذاشتند. اما در همه جا کتاب مقدس وجود داشت. بنابراین من به داستان داستان بزرگ کتاب مقدس تبدیل شد: یعقوب و اساو، برادران در جنگ با یکدیگر؛ داستان یوسف و ملافه راه راه و نحوه برادران خود را به بردگی فروخته و بیشتر. تا به امروز، من هنوز هم فکر می کنم کتاب مقدس زیباترین داستان ها و شعرها (به عنوان مثال: کتاب مزامیر) است. خواندن برادران کرامظوف، من دوباره از آن داستان های برادری و خیانت و موضوعات و درس های مربوط به آن یاد گرفتم. دشوار است باور داشته باشیم که داستایوفسکی در بعضی مواقع یک خدانگهدار بوده است و برخی از مبارزات شخصی با اعتقاد و عدم اعتقاد را تحمل کرده است، به خصوص از آنجایی که در رمان او لحظاتی وجود دارد که او نوعی نظریه را اضافه میکند (\"فراخوانیهای فراوانی به عمق\" € و â € œ اگر من شما را فراموش کرده ام اورشلیم\nâ € |) â € که معانی واقعی تنها از دانش متن کتاب مقدس جمع آوری شده است. با این حال، شخصیت های او با همین مبارزه با اعتقادات اخلاقی و مذهبی مقابله می کنند و این باعث می شود که خواندن جذاب انجام شود. اما درست مثل روانکاوی تراژدی یونان (فکر می کنم ادیپوس رکس) این یک رمان در مورد کسی نیست یا اعتقاد بر پیروزی دیگران است، زیرا در مورد مبارزه پرشور است که هر شخصیت تحمل می کند و تحولات فردی خود را در نهایت. شما دروغ است، شما بیماری من هستید، شما یک فانتوم هستید. تنها چیزی که من نمی دانم چگونه شما را نابود می کنم و می بینم که باید برای یک زمان رنج می برم. من تو را توهین میکنم شما خودتان تصدیق شده اید، اما فقط از یک طرف مفهوم و احساسات من، اما تنها ناسالم و احمقانه ترین آنها است.
مشاهده لینک اصلی
یک ثانیه صبر کنید ... پنج ستاره را لمس کنید ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â ... ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â~ ... â ... ... â~ ... â~ ... در واقع درد آن را تنها به پنج. آیا می خواهم بگویم که این کتاب باید یکی از شگفتی های بشر باشد؟ آیا لازم است که در مورد توانایی خارق العاده Dostoyevskys برای ایجاد شخصیت های جالب و واقع گرایانه و یا این واقعیت است که او استاد روان انسان بود؟ این، البته، نامطلوب است. اگر من را باور نکنید، ایوان کرامازوف با شیطان روبرو می شود. در واقع، کل رمان یک مدرک منحصر به فرد از این بیانیه است. از اولین صفحات مقدماتی فینال رستگاری، این رمان شاهکار خالص است. من صادقانه فکر می کنم که کتاب هایی مانند «برادران کرامظوف» ادبیات را تعریف می کنند که گروه هایی مانند The Beatles موسیقی را تعریف کرده اند. به اندازه کافی گفت
مشاهده لینک اصلی
یا موضوع زیرنویس: عواقب شدید AAR ¢ S ¢ ناسیونالیسم، URMÄ، زدن تجربه گرایی فاجعه HAPPY راه میانه .... حذف ÃŽncep امروز، برای هیچ راه دیگری پس از آن که شما معنی است که ÃŽNCERCI ¢ ¢ دوم کلمات در مورد @ Brothers @ Karamazov @ وجود دارد. مثلث الکسی-ایوان-دیمتری. جامعه روسیه در قرن نوزدهم؟ هیچ راهی نیست -secolul در طول قرن نوزدهم و SPAA £ lea- ژوئیه -Rusia- دکا ¢ تی نشان دهنده یک پس زمینه نیست که شخصیت داستایفسکی îşi aÅŸterne؛ برای در آثار او را نمی توان از نظر اندازه و یک SPAA £ ială صحبت زمانی که ما به کار از یک زاویه کودک نگاه کنیم. شخصیت داستایفسکی -ÅŸi به طور پیش فرض trăirile ¢ N lor- باقی می ماند ابدی، از رده خارج، فاقد SPAA £ IU؛ برای dăinuiesc ابدی شخصیت پیچیده £ مقامات، صرف نظر از SPAA £ فضای جغرافیایی یا تاریخی، و این به دلیل آن این نظریه را مطرح نمی نبوغ بی چون و چرای ادبیات، اما از آنجا که در سراسر جهان و که ¢ بوده است که خواهد تمام موضوعات ¢ تی dăinui، پتانسیل £ IALA @ @ دیوانه که بیشتر از شور و شوق într ¢ یک محیط خاص تاریخی تی به شکل شرح داده نشده (شور و شوق برای خدا، عشق و شور برای £ ÅŸtiinÅ است -Of هر ordin- و شور و شوق را برای زنان، تلقیح در الکسی، ایوان و دیمیتری deopotrivă). البته، این اشکال مصائب ontologică £ نیست در تکوین شخصیت، که توسط diverÅŸi کشت عوامل که răsfrà ¢ نانوگرم ظرفیت از موضوع înzestrat £ رآ ională (و از این رو ظرفیت تشخیص ، به لحاظ ذهنی، حوادث خاصی که دانش آن را دارد). بدون تنها و ممکن است، بنابراین alocă داستایفسکی رمان از برگه های جانبی سلام از منشاء £ برادران کارامازوف. اختلاف £ آنها VA ¢ rstă (این واقعیت است که یک مادر diferită یک استدلال برای £ تفاوت گسترده به ideologică دا ¢ nÅŸii داشت و همچنین چاپ خود فئودور فرزندان مردم او شد دکا ¢ تی توسط pusă نیست هماهنگ الکسی ... - خود spermă * CAH * با توجه به اینکه او aibă اجازه دهید نه در واقع هدف پسران ÅŸtiinÅ £ ă در جهان)، جدید mlădiÅ £ کارامازوف افزایش -aparent است! @ tinerel @ شدید نیست و در او @ برخی از بیمار @ وجود ندارد. £ مکش در آن demiurgică £ vieÅ رخ نمی دهد به آنها نیاز دارید دلیل ابدی داستایفسکی می دهد amănunÅ £ £ ب چاقو توضیح: @ ... معجزه هرگز موفق نخواهند شد به آن را دریافت descumpănească یک رئالیست. نه به خاطر معجزات، یک واقعیت واقعی تبدیل خواهد شد. [...] او احساسات خود را تردید خواهد کرد و نه آن را پذیرفته است. [...] معجزه می تولد در ایمان .درباره £ ă @ ایوان -trecà £ ¢ دوم بر ملاحظات تکامل را دسترس sale- می گویند که در جایی در حجم دو، که ¢ £ ACA دوم در بخش planează اطراف جرایم عجیب و غریب می گوید: @ این مجاز است! @. برای دیمیتری، عشق عاشق همه چیز است، همه چیز را به دست می گیرد @. I. عاشق @ برادران کرامه زوف @ .1. یکی از جالب توجه، آنچه که توهمات طراحی انسان را در عشق مطلق ترسیم می کند. بنابراین ما می توانیم توهم مطلق در دکا مرد dăinui نمی ¢ ¢ تی پس از آن که زمانی که آن غرق خودuitare apoteotică @، عشق و علاقه مصرف، یا برای خدا یا برای شناخته شده یا زن باشد:Pe măsură triumva آنچه را که دوست، شما £ £ و اجازه دهید متقاعد و £ وجود خدا و به در جاودانگی روح @ £ من باور دارم. 2. @ ... CA ¢ تی نفرت بیش از افراد £ luaÅ و در موضوع دست ¢ تی عشق من برای بشریت به طور کلی در گرم است. @ 3 @ اجازه می دانم که عشق FAA £ ă معشوق، عشق فعال به نظر می رسد شدید و ترسناک است. @ 4. تعریف قرائت شور £ مرد رومانیایی از نابغه که کاملا -în - باید آگاه بود که شور و شوق، حتی در مرحله جنینی، ÅŸtirbeÅŸte قضاوت: @ ... بودن در عشق یکی و به طور کامل است چیز دیگری عشق است £ POA اجازه دهید آنها را پس از یک زن مرده و در همان زمان اجازه دهید آن را متنفر است. @ 5 @ من ترحم او ترحم و نه حتی عشق سلام dovadă هستم [...] او من urî . @ II. وجود (در اوایل) در برادران @ Karamazov @ .1. زیر نویس:Degeaba انجام سایه زمین: ¢ مرد Ntuli @ 2. اجازه دهیدNu می تواند عدم اطمینان @ 3 داشته باشد. ÃŽnrădăcinata زندگی می کنند و رعایت عشق فراتر از مرزهای رآ £ ژوئن: @ زندگی خواهد بود £ ă تفکر dureroasă preocupată خود را از احساسات خود را از قهرمانی و درد و رنج £ او را که شما تا به حال 4 @.. بی اعتنایی شیوه زندگی: من فکر می کنم همه نیاز به عشق زندگی بالاتر از همه. [...] برای بالا رفتن از منطق آن را دوست داشته باشید، زیرا فقط شما معنای آن @ را می فهمید. @ موجود زنده انسان در زندگی نیست، بلکه در آنچه شما برای زندگی می کنید. @ 6. مرد Nevolnicul در مقابل ă £ حقیقت ناشناختنی: جهان است trecătorTotul تنهایی حقیقت ابدی @ III. ابعاد روحانی، در برادران @ کرامه زوف @. 1. @ اگر هیچ روح جاودانه وجود دارد، وجود ندارد هیچ فضیلت. @ £ کسر ظاهرا بدون اساس است، در واقع، یک însemnătate cosmică. تنها انقراض جاودانگی می تواند انسان را مجبور به رعایت عدالت دقیق فضیلت کند. من فکر می کنم یک مثال شناخته شده مورد راهبان کاتولیک ها که بارcad در گناه @ @ یاse debarasează با briÅŸca، انگشت خشم است. حتی اتوفلاژ کردن (@ به دنبال شادی در درد @) چیزی جز مبارزه نیست ...
مشاهده لینک اصلی
خواندن دوم الهام گرفته از (1) آلبر کاموث شورشی: مقاله در مورد مرد در شورش، که در آن توجیهات پریشانی ایوان فدورویچ کرمظوف در نظر گرفته شده در طول؛ و (2) مجله کوه Athos، که بسته جاده شکسته: از گیت های آهن تا کوه Athos، آخرین حجم از پاتریک لی فرمورز سه گانه دانوب. ژورنال بازگو می کند که PLF ها از بسیاری از صومعه های ارتدوکس یونانی در شبه جزیره یونان در ژانویه تا فوریه 1935 بازدید می کنند. من نیز کنجکاو هستم تا ببینم آیا می توانم از طریق این هیولا دوباره از آن استفاده کنم.
مشاهده لینک اصلی
برادران کرمظوف کتاب فوق العاده پیچیده و پیچیده است. این نیز یک درد استثنایی در الاغ است. ممکن است مجبور باشم یک قفسه جدید برای آن ایجاد کنم که نام آنId است که مجددا آن را بخواند اما آن را نمیتوان دریافت کرد. @ Tristram Shandy می تواند به آن بپیوندد. اولین مشکل این است که یک سخنرانی طولانی است که به شما اتخاذ می کند از Atlas Shrugged. مشکل دوم این است که وقتی آن را به پایان رساندم، کلماتی که ناخودآگاه از دهان من فرار کردند،Well، شما را فریب می دهند. @ این بازی را که من در طول ناهنجاری های نابهنگام ایالت زئوسیمه زوزیما یا باز تشکیل دادم؟ حدس بزنید که آیا هر گمشده خسته کننده ای که در زیر از بزرگان Zosima یا Baz Luhrmanns 1998 به دست آمده است،EveryBodys Free (برای محافظت از کرم ضد آفتاب) @: a. بی پروا با دلهای دیگر مردم نباشید؛ با افرادی که با شما بی پروا هستند، با افراد دیگر تطبیق نداشته باشید. شرکت خود را با خود نگه دارید و هر روز و ساعت، هر minute.c را به خودتان نگاه کنید. از قدرت و زیبایی جوانان خود لذت ببرید. عشقت را تحسین می کنید، با این حال بی معنی است که ممکن است به نظر برسد. به خصوص بچه هایتان را دوست بدارید. در پایان بررسی اظهار نظر می کنم، تقریبا هرگز خواندن این کتاب را نداشتم. واید من آن را چهار ستاره می دهم؟ یک دلیل: cowardice.Listen، من این کتاب ها را دقیق تر از من می دانم. خلاقیت آن چشمگیر است. سازمان دیده بان دواستوفسکی دقیق است با کلمات: چگونه هر شخصیت، از جمله راوی، از آنها استفاده می کند و از آنها سوء استفاده می کند، آنها را تکرار می کند، آنها را به یکدیگر می اندازد. بررسی کنید که چگونه داستان ها - Ilyusha و Dmitri، Katya و Grushenka - در هم آمیخته اند. احساس کنید که کلمه @ Caramazovian @ خود را در شما وارد می کند: شما نمیتوانید بگویید چه معنی می دهد، شاید، احتمالا من نمی تونم، اما شما آن را می دانید زمانی که شما آن را در حال حاضر ببینید. بحث در مورد اینکه آیا همه چیز کمدی یا فاجعه است. پیش از آنکه آنها را بخوانم، فکر می کردم که تولستوی و داستایوفسکی احتمالا بیشتر یا کمتر یکسان هستند، آیا می دانید؟ مثل بچه های روسی روسی که کتاب های طولانی دیوانه ای نوشتند، چگونه می توانند متفاوت باشند؟ اما آنها همه چیز را ندارند. تولستوی استثنایی کنترل می شود. Dostoevsky خالص virtuo است. من نمی خواهم بگویم او نمی داند چه کاری انجام می دهد؛ در واقع، کارامازوف نسبت به جنگ و آمريکا سخت تر است. صلح است اما انرژی پشت آن بیشتر یا کمتر دیوانه است. چهار ستاره چون من می دانم این کتاب خوب است؛ اگر دو ستاره را بدهم، می توانم بپذیرم که اجازه می دهم یک شاهکار درخشان از من دور بماند، زیرا باور نکردنی آن بسیار خسته کننده است. آگاه باشید؟ چهار ستاره، شخص. شاهکار درخشان. توجه توجه: شما می توانید و باید بخش اول Pevear \u0026 amp؛ مقدمه Volokhonskys، تا پ. xiv این به شما پس زمینه عالی می دهد. بعد از آن، بعد از اینکه آنها را تبدیل به یک نمایشنامه ی جهانی انسانی کردید، سریعا بعد از آن، آنها را در بخش بعدی قرار می دهیم. من فراموش می کنم که برادر است که لیز M. گفت: این و کاملش:Aliosha = superego یا روح (برادر کوچکتر) ایوان = ego یا سر (برادر وسط) Dimitri = id یا قلب (برادر بزرگتر) @ اگر قبل از خواندن داستایوفسکی خواسته اید شروع به جرم و مجازات کنید. خواندن بهتر آن است. جواب کوئیز: لعنت به تو، کرامظوف.
مشاهده لینک اصلی