داستان بین دوزمان در رفتوآمد است. زمان حال؛ که همهچیز بههم ریخته و شروعش با رخ دادن یک قتل آغاز میشود و زمان گذشته؛ که پیشینهٔ شخصیتها و روابط آنها را توضیح میدهد. پیشینهای که از زمان دانشجویی و با اولین کلاسِ درس دانشگاه آغاز میشود. در نهایت این دو زمان به هم میرسند و پرده از معماهای داستان برمیدارد.
محور داستان براساس تحقیقهای دانشجویی پیش میرود که این تحقیقها پای تراژدی کشتن از فرط عشق و فیلم هامون را به داستان باز میکند.
شخصیتهای این داستان عشق را در کنار تنفر تجربه میکنند و این حس دوگانه شما را تا پایان داستان میبرد.
موضوع قربانی کردن فرزند توسط پدر، همان داستانی که حضرت ابراهیم را به قربانگاه حضرت اسماعیل کشاند و باعث شد او پدر ایمان نامیده شود، موضوعی است که همواره ذهن بشر را درگیر خود کرده. برخی آن را عشق خالص به خالق، برخی عشق به فرزند و برخی غیرقابلتوجیه میدانند. پرداختن به این موضوع تازگی ندارد. از بارزترین اشارتها، فیلم فاخر هامون است که به قلم و با کارگردانی داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۸ ساخته شد و بازی درخشان خسرو شکیبایی در نقش هامون، نقشی ماندگار در ذهن ما برجای گذاشت. رمان من مینا را کشتم، اینبار از زاویهای متفاوت کشتن از فرط عشق را برمیرسد و این عشق بیپایان را با روزگاری که در آن زندگی میکنیم درهم آمیخته است. نویسنده باتوجه به علاقهٔ شخصیتهای اصلی داستان یعنی مینا و مهیار به تراژدی فیلم هامون و نگرش متفاوت آنها به قصهٔ قربانی کردن از شدت عشق، داستانی نو قلم زده است. عشق بیپایان و مانا در این داستان، با عشقهای گذرا درهم آمیخته و فضایی را به مخاطب میدهد که بهیقین خود بخشهایی از آن را زندگی کرده و با جان و دل، خود لمس کردهاند. کینه و محبت، عشق و نفرت، با چاشنی قتل و جنایت، مجموعهای را پدید آورده که با خواندن تنها چند صفحهٔ اول، در آن غرق شده و داستان شما را تا پایان این تراژدی با خود میبرد. این رمان، برای آنانی که به کشتن از فرط عشق و داستان ابراهیم و اسماعیل توجه ویژه دارند، علاقهمندان فیلم هامون، کسانی که عشق را در دانشگاه و محیط دانشجویی تجربه کردهاند، خوانندگانی که قتل و معما را در دل داستان دنبال میکنند، دلشکستگانی که حفرهٔ نبود معشوق را با عشقی نادرست پر میکنند و افرادی که اوقات فراغت خود را در جمعهای دوستانهٔ خانوادگی میگذرانند و در پس هر دور هم جمع شدن، هزاران خاطره و داستان دارند، میتواند جذاب باشد.
خرید کتاب من مینا را کشتم
جستجوی کتاب من مینا را کشتم در گودریدز
معرفی کتاب من مینا را کشتم از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب من مینا را کشتم
محور داستان براساس تحقیقهای دانشجویی پیش میرود که این تحقیقها پای تراژدی کشتن از فرط عشق و فیلم هامون را به داستان باز میکند.
شخصیتهای این داستان عشق را در کنار تنفر تجربه میکنند و این حس دوگانه شما را تا پایان داستان میبرد.
موضوع قربانی کردن فرزند توسط پدر، همان داستانی که حضرت ابراهیم را به قربانگاه حضرت اسماعیل کشاند و باعث شد او پدر ایمان نامیده شود، موضوعی است که همواره ذهن بشر را درگیر خود کرده. برخی آن را عشق خالص به خالق، برخی عشق به فرزند و برخی غیرقابلتوجیه میدانند. پرداختن به این موضوع تازگی ندارد. از بارزترین اشارتها، فیلم فاخر هامون است که به قلم و با کارگردانی داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۸ ساخته شد و بازی درخشان خسرو شکیبایی در نقش هامون، نقشی ماندگار در ذهن ما برجای گذاشت. رمان من مینا را کشتم، اینبار از زاویهای متفاوت کشتن از فرط عشق را برمیرسد و این عشق بیپایان را با روزگاری که در آن زندگی میکنیم درهم آمیخته است. نویسنده باتوجه به علاقهٔ شخصیتهای اصلی داستان یعنی مینا و مهیار به تراژدی فیلم هامون و نگرش متفاوت آنها به قصهٔ قربانی کردن از شدت عشق، داستانی نو قلم زده است. عشق بیپایان و مانا در این داستان، با عشقهای گذرا درهم آمیخته و فضایی را به مخاطب میدهد که بهیقین خود بخشهایی از آن را زندگی کرده و با جان و دل، خود لمس کردهاند. کینه و محبت، عشق و نفرت، با چاشنی قتل و جنایت، مجموعهای را پدید آورده که با خواندن تنها چند صفحهٔ اول، در آن غرق شده و داستان شما را تا پایان این تراژدی با خود میبرد. این رمان، برای آنانی که به کشتن از فرط عشق و داستان ابراهیم و اسماعیل توجه ویژه دارند، علاقهمندان فیلم هامون، کسانی که عشق را در دانشگاه و محیط دانشجویی تجربه کردهاند، خوانندگانی که قتل و معما را در دل داستان دنبال میکنند، دلشکستگانی که حفرهٔ نبود معشوق را با عشقی نادرست پر میکنند و افرادی که اوقات فراغت خود را در جمعهای دوستانهٔ خانوادگی میگذرانند و در پس هر دور هم جمع شدن، هزاران خاطره و داستان دارند، میتواند جذاب باشد.
خرید کتاب من مینا را کشتم
جستجوی کتاب من مینا را کشتم در گودریدز