کتاب هملت (رقعی)

اثر ویلیام شکسپیر از انتشارات نگاه - مترجم: ابوالحسن تهامی-ادبیات اقتباسی

در این کتاب افزون بر ترجمه‌ی متن نمایش، گفتارهای زیر را نیز می‌خوانیم:

اهمیت هملت در این روزگار

هملت و دوران الیزابت

تراژدی انتقام

زبان این نمایش

تحلیل شخصیت‌های نمایش

چند نقد ادبی از هملت، نوشته‌ی:

اندروسسیل بردلی، ارنست جونز، تی اس الیوت و ویلسن تادی.


خرید کتاب هملت (رقعی)
جستجوی کتاب هملت (رقعی) در گودریدز

معرفی کتاب هملت (رقعی) از نگاه کاربران
در الگوى @سفر قهرمان@ كه جوزف كمبل ادعا مى كند در تمام اسطوره ها تكرار مى شود، آخرين مرحله از سلوك جسمانى-روحانى قهرمان اسطوره تبديل شدن به @ارباب دو جهان@ است، كه بر خلاف ظاهر اسمش، به معناى به دست آوردن همه چيز نيست، بلكه درست برعكس، به معناى دست شستن از همه چيز است: قهرمان به نوعى خلسه مى رسد كه ديگر هيچ چيز برايش مهم نيست، و خود را به دست تقدير مى سپرد تا هر چه مى خواهد با او بكند. با رها كردن همه چيز است كه قهرمان به مرحله نهايى سفر خود مى رسد، سفرى كه با قصد به دست آوردن همه چيز شروع شده بود. در عرفان ما، اين مرحله را @فنا@ مى نامند.

هملت، نماد اراده معطوف به انتقام، در طول نمايشنامه درگير است، با خود و با ديگران به يك اندازه، افكار مختلفى كه به سرش هجوم مى آورند و نمى گذارند دستش به خون برود. پيوسته با حرارت و شور عهد مى بندد كه ديگر كار عمويش را يكسره خواهد كرد، و پيوسته قدم سست مى كند و تعلل مى ورزد. انگار هنوز رشته اى ناپيدا او را به دنيايى پيوند زده كه نمى خواهد با قتل، از آن دنيا ببرد.

اما درست پس از آن كه ناگاه مى فهمد معشوقش، اوفيليا خود را غرق كرده است، پس از آن كه در كمال حيرت در برابر چشمانش او را بدون اجراى مراسم مذهبى چون فردى ناپاك به خاك مى سپرند، انگار آن تنها رشته پاره مى شود. ناگهان رفتارش تغيير مى كند؛ ديگرى خبرى از خشم ها و مسخرگى ها شور و حرارت نيست، ديگر همه چيز برايش يكسان مى شود. وقتى او را وادار مى كنند در دوئلى شركت كند كه هم خود و هم دوستش هوراشيو مطمئنند به منظور كشتنش طراحى شده، با آرامش كسى كه دست از همه چيز شسته خود را به دست جريان مى سپرد و مى گويد: «حتى سقوط يك گنجشك هم در دفتر قضا ثبت است. اگر قرار باشد مرگ برسد، مى رسد، و اگر الان هم نرسد، بالاخره خواهد رسيد. وقتى كسى نمى داند چه چیز از خود به جا می گذارد، دیگر زود مردن معنایی ندارد. بگذار هر چه مى خواهد بشود.»
و وقتى از همه چيز دست مى شويد، وقتى ديگر برايش اهميتى ندارد، به همه چيز دست مى يابد: عمويش را مى كشد و خود هم در سكوت مرگ كه اين همه خواهان آن است فرو مى رود.

مشاهده لینک اصلی
و دیگر خاموشی است....

به نظرم یکی از بهترین جملات برای سنگ قبر....

مشاهده لینک اصلی
من همیشه به معنای صحبت با همت جورج ممتاز درباره هملت بودم و حدس می زدم این فرصت خوبی است که این کار را انجام دهم. هرچند چیزهای مختلفی برای افراد مختلف درباره هملت دارم - و به همین دلیل است که نزدیک است من فکر می کنم که باید بازی های زیادی داشته باشیم و باید چیزهای زیادی و گوناگونی در مورد آن بگویم. چیز عجیب و غریب در مورد هملت این است که مردم همیشه تمایل دارند یکسان بگویند - آنها همیشه می گویند، \"اوه بله، هملت، مرد که تردید\". من قبل از آن گفتم و مجددا می گویم، من به مجازات اعدام اعتقاد ندارم، اما فکر می کنم مجازات های بدنی بسیار بدبختی کرده اند و اگر کسی بخاطر اینکه هاملت دچار تردید می شود، سزاوار آن نیست، دشوار است که ببینیم که چه کسی باید مورد حمله قرار گیرد. آریستلل یکی از بهترین های من بود. او در شعر خود می گوید آنچه که فکر می کند باعث تراژدی خوبی می شود. اولین چیزی که شما نیاز به سقوط از لطف دارید. اگر فاجعه تراژدی در حال حاضر در پایین پشته باشد، به سختی یک فاجعه است. باید سقوط کرد یا واقعا هیچ تراژدی وجود ندارد. بنابراین، تراژدی ها در مورد پادشاهان و چنین نیست - نه (فراموش کرده ام فرانسوی من، اما من فقط به خواندن Simenon به پایان رسید) â € ¢ کشته kissers. میلر مرگ یک فروشندهگر مشهور به عنوان یک فاجعه مدرن است، به ویژه که این نیاز ارسطویی را برای شخصیت غم انگیز از کالاهای بالایی خراب می کند. ارسطو سپس تصور می کرد که اگر این بازی به عنوان یک فاجعه کار کند، شخص در مورد سقوط غم انگیز باید یک نقص داشته باشیم که بسیار \"انسان\" بود و بنابراین چیزی که برای مخاطبان قابل درک است. احساس نویسنده یک بازی غم انگیز می خواهد مخاطبانش را به مخاطبانش انتقال دهد، تقریبا \"وجود دارد، اما برای فضل خداوند،\" من \"هستم. نقص باید نسبتا آسان باشد برای شناسایی - غرور، به عنوان مثال، یا شهوت - چیزی آسان به نقطه و باید به علت سقوط است. خلبان، هملت شاهزاده دانمارک است، بنابراین او یک راه طولانی برای سقوط اما فقط نقص غم انگیز او چیست؟ و این جایی است که بسیاری از آنها با عجله صحبت می کنند و می گویند: «او تردید می کند.» اما من تقاضای تفاوت می کنم. من فکر می کنم که هملت یک عالم روشنگرانه در عصر تنها فقط (و حتی پس از آن، نه کاملا) از آخرین بقایای سایه های تاریک â € \"و شکسپیر یک شخصیت روشن بینی است که بسیار مشابه است. مهم است که به خاطر داشته باشیم که شکسپیر در زمانی که پادشاه پادشاه جیمز است پادشاه می نویسد. جیمز یک پادشاه بسیار جالب بود - نه فقط به خاطر اینکه او همجنس گرا بود و زمان زیادی را صرف تعقیب مردان جوان در اطراف قلعه کرد. اما برای من داستان روشن ترین او است - و او بیشتر به خاطر کتاب مقدس که اسمش را به یاد می آورد، به یاد می آورد - این کار با سفر عروسی جدیدش از نروژ است. در راه خود را به انگلستان طوفان منفجر و عبور خود را فوق العاده خطرناک و ترسناک است. جیمز تحت تأثیر قرار نگرفت او تصمیم گرفت که طوفان ناشی از ناخوشایند از جادوگران محلی (به عنوان یک) ناشی شود - به طوری که تعداد زیادی از زنان قدیمی با هم جمع شدند و برای جسارت برای ایجاد چنین تحریک برای عروس جدید خود کشته شدند. همانطور که گفتم، روشنگری به اندازه کافی در دست نیست، اما ما به آنجا می رویم. به نظر من کسانی که می گویند که هملت تردید می کند، نوع سنی تیره است. چه اتفاقی در داستان می افتد؟ هملت توسط بهترین دوستش نامیده می شود که شبح پدرش را در شب شبانه می بیند - روح پدرش به او می گوید که او توسط عموی هملت دستگیر شده است و هملت باید عمه اش را در انتقام کشته باشد . در سن های تاریک این به اندازه کافی بوده است. با این حال، هملت تصمیم می گیرد تا آزمایش کند که شبح به او گفته است با قرار دادن بازی که در آن شرایط قتل در مقابل عمویش عمل می کند تا ببیند آیا او خود را دور می کند € \"او می کند و هملت تقریبا بلافاصله تلاش می کند تا او را بکشد (تصمیم گیری در برابر آن به دلایل مذهبی اولین فرصت که بوجود می آید\" جالب) و سپس به اشتباه نخست وزیر را در حدود پنج دقیقه بعد می کشد. بنابراین، او تردید؟ خب بله. اما تنها به این معنی است که تلاش برای تأیید مشاوره ای که توسط یک ارواح ارائه می شود قبل از کشتن عمو، یک ایده بد است. واقعیت این است که مکث پس از روشنگر بودن چیزی جز معقول بودن نباید ما را متقاعد کند (که در مورد همه چیزهایی است که هملت با آن مواجه است - به سختی \"نقص عصبی\"). من این بازی را دوست دارم - من فکر می کنم این یکی از بزرگترین چیزهایی است که در زبان ما نوشته شده است. من عاشق شکسپیر با جنون هملت است و مقایسه و مخالف با جنون واقعی (و وحشتناک) Ophelia است. تصور کنید عاشق شما کشتن پدر خود را - چه کابوس کامل است. من هیچ وقت متوجه نشدم چرا چنین چیزی به عنوان مجتمع Ophelia وجود ندارد. نکته جالب این است که به نظر می رسد که بسیاری از زنان باید احساس کنند که با شوهر / عاشق بودن خود باید احساس کنند که خانواده هایشان را می کشند. در این بازی بسیار بحث برانگیز است که \"واقعا بی پایان است\". این افراد در ادامه می ماند و در مورد آن در مورد تردید واقعا می گوید: فقط در مورد چیزی درخشان ترین در مورد آن. هملت با نیروهای بیشتری از خود بازی می کند - او در تلاش است تا این نیروها را درک کند، زیرا او یک فرد متفکر و منطقی است، اما گاهی اوقات ما خیلی نزدیک به آنچه که در زندگی ما اتفاق می افتد، واقعا شاهد آن هستیم. حتی اگر ما فوق العاده هوشمندانه باشیم. چند وقت...

مشاهده لینک اصلی
آیا همیشه لذت بردن از یکی از نمایشنامه های مشهور جهان شکسپیر است؟ مانند بسیاری دیگر، مجبور شدم شکسپیر را در مدرسه بخوانم (رومئو و ژولیت، همانطور که در مورد من بود) و ناشناخته با تمام کلاسیک های ادبی مهم من در آن زمان بودم، من با بسیاری از زبان های قدیمی از بین رفته بودم. پس از پایان دادن به این بازی، نه تنها از اینکه موفق شدم آن را فتح کردم، نه، من علاقه ای به نمایش های دیگر شکسپیر نداشتم. مکبث، جولیوس سزار، رویای نیمه تابستان - همه آنها نمایشنامه های فوق العاده و انتخاب جذاب برای صرف چند ساعت با. اما هیچکدام از آنها من را به عنوان هیولا، شوکه و جذاب به عنوان هملت انجام ندادند. هرکسی احتمالا آشنا با داستان اصلی هملت، شاهزاده دانمارک و داستان انتقام او است. شما می توانید Hamlet ها را در انجام انتقام خود با هم بپوشانید، اما این کار روش شکسپیر را به طرز بسیار زیبایی از یکی از مشهورترین نوشته های او برای نوشتن خوانندگان متن اصلی و همچنین تماشاگران اجرای صحنه های مشابه . این بازی چندین بار مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که احتمالا نیازی به بررسی دیگری ندارد، به ویژه از آنجایی که من خودم را در موقعیتی قرار نمی دهم که به طور دقیق قضاوت کند و یا حتی انتقاد از زبان پیچیده یا داستان جالب داشته باشد. توصیه این داستان به هرکس، حتی (یا به ویژه) اگر هنوز نمیدانید شکسپیر یا نمیخواهید به خاطر تجربیات منفی با نمایشهای دیگرش، چیز دیگری را بخوانید. هملت ممکن است به عنوان یک هیجان انگیز کلاسیک در ذات خود نامیده شود، اما این نیز یک اکتشاف در موضوعاتی مانند بشریت است و ارزش این که آیا انتقام به عنوان واکنش نسبت به اقدامات خاص واقعا مناسب باشد. آن را بخوانید و قضاوت کنید، اما آن را بخوانید. تا به حال، من بیشتر شکسپیر را خواندهایم چون فکر می کردم هر کس در برخی مواقع داشته باشد، اما هملت تبدیل به یک سفر خوشی شدید شد، حتی اگر شما قبلا با مفاهیم اصلی داستان آشنا هستید.

مشاهده لینک اصلی
@ آیا می شود یا نمی شود ...، @ این خط مورد علاقه من نیست. مورد علاقه من است:Alas، فقیر Yorick! من او را شناختم، Horatio؛ یک شخص بی نهایت خنده دار، از فانتزی ترین؛ هزار بار او را در پشت خود نگه داشته است. @ این خاطره روزهای بیگناه که هر بار مرا می گیرد، زیرا شما می دانید که هملت در یک غول بی گناهی از بین رفته است. افراد بالغ! آنها همه چیز را پیچ می زنند! من در یک محیط واقعا جادویی بزرگ شدم. همانطور که بچه ها رفتند، من خوشحال بودم. اما پس از آن شما رشد می کنید و از واقعیت بیدار می شوید. مقدمه من برای هملت در دوران دبیرستان من در سال های اول نوجوانی بود. طرح کشتار فاسد خانواده و خیانت به خانه منجر شد، خانواده ام نیز با چنین بیماری هایی مواجه شدند. این همبستگی ها بسیار شبیه بود و من دوست داشتم از بازی برای رانندگی آن در خانه استفاده کنم. نسخه فیلم Mel Gibsons در این زمان ظاهر شد، و بیش از حد ساده سازی و افزایش احساسات مناسب مناسب برای یک فکر ساده و عاطفی کور نوجوان با این حال، فیلم کمتر از ستارگان بود، اما اثرش بر من تاثیر گذاشت، و منجر به عذاب شد. خوشبختانه نمایشنامه خانوادگی من همانند هملت نبود، اگرچه شخصیت برخی از بازیکنان اصلی کمی ناچیز بود، اما به راحتی ممکن بود خونریزی داشته باشد نسبت هملت-esque. در واقعیت من همه ما آن را برطرف کردیم، آنرا مرتب کردیم و در هر کجا که رهبری کردیم، با زندگی ما حرکت کردیم. زیبایی داستان، دیدن عمیق ترین فانتزی ها است. این به ما می دهد - من متاسفم برای استفاده از ملودرام @ قربانیان اینجا اینجا هستم، اما این اساسا چیزی است که ما آن را به ما می بخشیم - آن را به ما آزادی از خشم خشم تا زمانی که ما می بینیم اشتباهان دریافت درآمد خود را دریافت کنید. به همین دلیل، من شک دارم که من همیشه قادر به دیدن این اثر از طریق یک لنز واقعا انتقادی نیستم. فقط به خاطر آنکه @ @ classic @ به این معنا نیست که شما باید آن را با یک گلدان لارو 5 ستاره تزئین کنید، اما - برای چیزی که برای من معنی است - من هستم.

مشاهده لینک اصلی
خوب، من دانشجوی ادبیات انگلیسی هستم و من کاملا از نمایشنامه های شکسپیر لذت می برم. این چیزی غیر عادی و هیجان انگیز نیست. بیشتر دانشجویان انگلیسی به خاطر شکسپیر زندگی می کنند. تا کنون از خواندن و مطالعه لذت بردم، همه چیزش در فهرست خواندنش تا زمانی که این اتفاق بیفتد، ظاهر شد. واکنش من بیشتر از همه من را شگفت زده کرد، من هرگز انتظار نداشتم چیزی شکسپیر را پیدا کنم که من نه تنها دوست نداشتم، بلکه از خودم متنفرم. این یکی از مشهورترین بازیگرانش است و همچنین یکی از بزرگترین تراژدی هایش است. بنابراین در واکنش من تا حدودی خجالت کشیدم. این بازی ناامید کننده، آزاردهنده و لعنتی درست سرزنش بود. حالا، من می دانم که چه فکر می کنید: «چه کسی حق دارد در واقع انتقاد از این شاهکار را داشته باشد؟ هیچ کس خوب نیست. البته سخن گفتن، این است که، البته، یک اثر از درخشش خالص. اما، این بدان معنا نیست که من آن را دوست دارم و یا از خواندن آن لذت ببرم. امروز من از طریق سه ساعت سخنرانی من را تحسین کردم و این را یکی از مهمترین نمایشنامه های شکسپیر دانستم؛ زیرا تغییر مهمی در زندگی حرفه ای او به عنوان نمایشنامه نویس و توسعه به عنوان نویسنده بود. این همه خوب و خوب است، می بینم که؛ و من از آن قدردانی میکنم با این حال، هملت یکی از شخصیت های جسورانه ترین و خودسوزانه در خلق است. بی عملی او او را به عنوان یک شخصیت غم انگیز تعریف می کند، اما به ذهن من احتیاج دارد. او مرگ خود و مرگ همه را در بازی به وجود آورد. بله، دوباره، این باعث می شود که ناکارآمدی خود را غم انگیز جلوه دهد، اما این نیز کاملا شکست خورده بود. آن را بر روی پوچ قرار داد. مرد نیاز به یک دروغ و یک بررسی واقعیت داشت، من فقط او را به طرز غیر قابل تحمیل ناامید کننده پیدا کردم. من نمی توانم در مورد بازی های ادبی حرف بزنم، پس لطفا در بخش نظرات دفاعی خود را با من در میان بگذارید. این یک قطعه ادبی معروف است؛ آن را نمی توان انکار کرد. با این حال، من قصد دارم سه نقطه استدلال را برای اینکه چرا من آن را دوست ندارم. 1. ایده انتقام برای انتقام انتقام هملت از دست نمی دهد؛ این کاملا غیر منطقی است عموی او دورتر را کشت. او شخصا برادر خود را با ریختن سم به گوشش به قتل رساند. این مرد کلودیوس همدلی ندارد او وجدان ندارد اگر یک مرد می تواند برادر خود را به طرز وحشیانه ای بکشاند، پس مطمئنا، به طور منطقی، تلاش برای تجدید نظر در احساس پشیمانی، تقریبا بی معنی است. او برادرش را کشت و جای او را گرفت. او این نقش را پر کرد او مراقب کسانی نیست که در این روند کشته شده اند. اما، با این حال، به نوعی، این مرد دل سرد به شدت تحت تاثیر قرار عمل خود است که در Hamlets ظهور بازی. ایده انتقام نباید کار کرد، اما این کار را کرد. کلودیوس تیم خود را در دعا به رسمیت می شناسد و هملت را به یک دولت دیوانه تر تبدیل می کند. این انتقام چطور است؟ هملت احمقانه است که باید قدم بگذارد و موقعیت او را در نظر بگیرد؛ بله، او این کار را در پنج حلقه انجام می دهد، اما او هرگز یک زاویه را در نظر نگرفت؛ او هرگز نپذیرفت که ناداری او منجر به نتیجه بدتری می شود که به طور مستقیم عمل می کند. او برای پادشاه بازی می کند تا بعد از بی حسی بودن انتقام بگیرد. اکثر اقدامات انتقامجویانه این بوده است که به راحتی پادشاه را با شمشیر در اتاق تخت و یا به صورت مسموم کردن او، هدایت کند. این باعث می شود او یک قاتل باشد، بنابراین از جدول جدا شده است. او می توانست مشت هایش را جمع و جور کند و دندان هایش را جارو زد و فقط با وضعیت روبرو شد. اما، برای انجام این کار، چشم پوشی از احتیاط پدرش را برای انتقام نادیده می گیرد. بنابراین او واقعا نمیتواند هر مسیر را به پایین بگذارد، اما انجام آن نه بدتر از آن است که صرفا نادیده گرفتن آن را داشته باشد. این منجر به خون خونین می شود که صحنه نهایی است که دست او را مجبور می کند. در سطح شخصیتی، من به هملت به عنوان یک بزدل فکر می کنم که در نهایت باعث سرنوشت خودش می شود. این است که چرا من او را دوست ندارم؛ او بازی را یک تراژدی می کند، اما ماهیت غیر منطقی اعمال او است که او را در برآورد من محکوم می کند. او دو جاده پیش از او دارد، و به جای اینکه یک یا سومین جاده را جابجا کند، جسورتر از هر دو است. 3. او همت خودش را وسواس می کند و به سختی هر کس دیگری را در نظر می گیرد. به نظر او عمویش با مادرش ازدواج کرده است. در بازنشستگی انگلستان این همان بدبختی است که منجر به مرگ شد. کلودیوس و گرترود تنها در قانون بودند: خواهر و برادر ازدواج. بنابراین، امروزه استانداردها این امر غیر اخلاقی نیست. صرف نظر از اینکه هملت در مورد چگونگی برخورد با مادرش احساس نمی کند. او توسط مفهوم رد شده است، اما او می تواند در عشق باشد و ممکن است در احتمال بیشتر احتمال ازدواج اجباری باشد. هملت احساسات خود را در نظر نمی گیرد؛ او فقط با ایده ازدواج خود، به جای احساسات و پیوند هایی که ممکن است یا ممکن است درگیر نباشد، به نمایش درآید. این باعث نمی شود او فرد بدی باشد، اما وقتی که با دو امتیاز دیگر من در نظر گرفته شود، من فکر می کنم که او تا حدودی احمقانه، خودخواهانه و ناامید کننده است. من به سادگی این بازی را دوست ندارم، زیرا به طور واقعی از قهرمان آن دفاع می کند. من متوجه شدم که این یک نظر ناپسند است و نمی توانم کمک کنم اما فکر می کنم که من باید بازی را دوست داشته باشم. اما، هملت فقط برای من غم انگیز است که از نارضایتی من با او نادیده بگیرم و ویژگی های رسمی را تحسین کنم. من فقط شخصا نمی توانم آن را دوست دارم.

مشاهده لینک اصلی
اولین بار این کتاب را خوانده ام و در دبیرستان بودم. این یک کتاب 80 صفحه بود. داستان خیلی کوتاه و ساده بود، بنابراین من تعجب کردم @ چرا بسیاری از مردم می گویند این چنین بازی پیچیده / کتاب؟ @. چند سال بعد، یک نسخه ویژه 592 صفحه خریدم: خیلی؟ نه! چرا که نه؟ از آنجا که این بازی در انگلیسی شکسپیر نوشته شده بود و هر کلمه ای که در انگلیسی استاندارد نبود، در پایین صفحه توضیح داده شد، آن را توضیح داد که زمینه، استفاده شما از آن کلمه است. Ok، بنابراین من آن نسخه را خوانده ام و درد در الاغ بود. نه به این دلیل که داستان بدی بود، اما حالا واقعا افرادی را می فهمم که می گویند شکسپیر چنین نویسنده خاصی بود و من موافق هستم، خوب، در مورد داستان ... جذاب! من دوست داشتم که شکسپیر چنین شخصیتی خاصی از هملت ساخته است. هملت برای انجام اقدام بسیار سخت بود، آن را مانند @ آلماست بود، تقریبا! @ من احساس می کنم شکسپیر می خواست خود را در هملت بیان کند. شخصیت های متعدد او در طول بازی به من یادآوری شکسپیر زندگی کمی است. از سوی دیگر، من واقعا دوست داشتم که چگونه این بازی به پایان می رسد ... چه پایان خونین و خشونت آمیز، فوق العاده توصیه می شود؟ کاملا، اما یک نسخه ساده، زیرا اصلی ممکن است خیلی دشوار و کند به خواندن است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هملت (رقعی)


 کتاب دون کیشوت (جلد دوم)
 کتاب برادران کارامازوف (جلد دوم)
 کتاب 1001 شب
 کتاب آغا محمد
 کتاب تابوت و انتهای دایره
 کتاب پهلوان جهانگرد